شاعری که زبان شعر را از سایه بیرون آورد
به بهانه بیست و ششمین سالگرد احمد شاملونویسنده: رضایی
مترجم:
اگر نیما یوشیج، شعر نو فارسی را بنا کرد، احمد شاملو از معدود شاعرانی بود که به آن روح، صدا و هویت تازه بخشید. شاملو (۱۳۰۴–۱۳۷۹) با انتشار مجموعه «هوای تازه» در میانه دهه ۱۳۳۰، نشان داد شعر معاصر میتواند از وزن کلاسیک فاصله بگیرد، اما همچنان موسیقی، تصویر و تأثیرگذاری خود را حفظ کند. بسیاری از مشهورترین شعرهای او، از جمله «پریا»، «مرگ نازلی» و «بودن»، در همین راستا منتشر شدند. هوای تازه هنوز از مهمترین آثار شعر معاصر ایران به شمار میرود.
تفاوت شاملو با بسیاری از شاعران همدورهاش تنها در شکل شعر نبود؛ او زبان را از فضای صرفاً ادبی بیرون کشید و به زندگی روزمره، آزادی، عشق و انسان پیوند زد. این نگاه را میتوان بهوضوح در مجموعه «آیدا در آینه» دید؛ جایی که عشق دیگر صرفاً یک مضمون شاعرانه نیست، بلکه به زبانی برای روایت انسان و امید تبدیل میشود؛ مجموعهای که بسیاری از منتقدان آن را نقطه عطف شعر عاشقانه معاصر میدانند.
اما شاملو فقط شاعر نبود. او بیش از دو دهه از عمر خود را صرف تدوین آثاری پژوهشی درباره واژگان، اصطلاحات، ضربالمثلها و فرهنگ عامه مردم ایران کرد. این پژوهش ها نیز همچنان یکی از مهمترین منابع فرهنگ عامه فارسی به شمار میرود و نشان میدهد شاملو، همانقدر که دغدغه شعر داشت، نگران حفظ حافظه شفاهی جامعه نیز بود.
در کنار شعر و پژوهش، شاملو از بنیانگذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران نیز بود و سالها در روزنامهنگاری، ترجمه و فعالیتهای فرهنگی نقشآفرینی کرد. زندگی او نشان میدهد ادبیات برای شاملو راهی برای دفاع از آزادی اندیشه، کرامت انسان و زبان فارسی بود. شاید به همین دلیل است که بیش از دو دهه پس از درگذشتش، احمد شاملو هنوز در ذهن بسیاری از ما فقط یک شاعر نیست؛ به عقیده برخی اندیشمندان، او یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگ معاصر ایران است که ردپایش هم در شعر دیده میشود و هم در زبان مردم.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


