در آستانه دور تازه جنگ

در شرایط تیره شدن فضای دیپلماسی ، مسیر تشدید تنش ها میان ایران و آمریکا از کدام ایستگاه می گذرد؟

نویسنده: صابر گل عنبری

مترجم:

 شرایط کنونی شباهت زیادی به ایام قبل از دو جنگ اخیر دارد؛ با این تفاوت که قبل از آن ها نوعی دیپلماسی و مذاکرات «فریبنده» در جریان بود؛ اما اکنون شاهد یک نوع انسداد دیپلماتیک آشکار هستیم و مذاکراتی هم در جریان نیست. در کل، مجموعه شواهد و قرائنی نشان می‌دهد که دور تازه‌ای از جنگ در راه است؛ مگر آن که طی ساعات یا روزهای آینده، تحول دیپلماتیک غیرمنتظره‌ای رخ دهد. با این حال، در شرایطی که دیپلماسی در ایستگاه تشدید تنش متوقف شده، وقوع چنین تحولی هر چند منتفی نیست، اما چندان هم محتمل به نظر نمی‌رسد.
واقعیت این است که جنگ، با وجود برقراری آتش‌بس و سپس امضای یادداشت تفاهم، درمجموع تنها برای چند روز متوقف شد و پس از آن، در قالب حملات محدود ادامه یافت. با این حال، به نظر می‌رسد دور جدید جنگ از جهات مختلف با مراحل پیشین تفاوت داشته باشد. نخست، احتمالاً این مرحله از نظر زمانی کوتاه‌تر خواهد بود. شواهد موجود نشان می‌دهد که آمریکا درصدد بمبارانی فشرده و گسترده در یک بازه زمانی کوتاه است. دوم، برخلاف حملات قبلی این بار دامنه اهداف احتمالا بخش وسیع‌تری از مراکز غیرنظامی و زیرساخت‌های حیاتی را دربر بگیرد.
به نظر می‌رسد هدف اصلی این دور از جنگ، بر هم زدن ثبات اجتماعی در ایران از طریق تشدید بی‌سابقه بحران‌های اقتصادی باشد؛ به گونه‌ای که کشور عملا و تدریجا وارد چرخه‌ بی‌ثباتی شود. دونالد ترامپ می‌کوشد تحت فشار تبعات سریع این دور از جنگ، محاسبات تهران را در کوتاه‌ترین زمان تغییر دهد؛ هم برای بازگشایی سریع تنگه هرمز و هم برای وادار کردن ایران به پذیرش شروط واشنگتن. به نظر می‌رسد واشنگتن و تل‌آویو از پیش بر سر راهبردی توافق کرده‌اند که بر تحمیل دوره‌های فشرده و شدید جنگ در فواصل زمانی مشخص بر حسب شرایط استوار است؛ راهبردی که در فاصله میان این دوره‌ها نیز با حملات محدود اما مستمر، فضای جنگی را حفظ می‌کند. الگوی زمانی نشان می‌دهد که وقفه‌ای 8 ماهه میان جنگ‌های 12‌روزه و 40 روزه وجود داشته و اکنون، با گذشت پنج ماه از آخرین دور شدید جنگ، ظاهرا از نظر آن ها زمان شروع موج جدیدی از تشدید تنش فرا رسیده است. در تحلیل دلایل تصمیم دونالد ترامپ در انتخاب مقطع کنونی برای شروع دور شدید دیگری از جنگ دو عامل کلیدی برجسته است: نخست، تمایل او برای اجرای این عملیات در فاصله‌ای دو تا سه ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره؛ اقدامی که به‌ زعم وی می‌تواند ضربه‌ای دستاوردساز وارد کند و همزمان، فرصت کافی برای مدیریت پیامدهای احتمالی را در صورت بروز شرایط پیش‌بینی‌نشده فراهم آورد. دوم، ضرورت اقدام شدید نظامی در این برهه قبل از این که طولانی شدن انسداد تنگه هرمز، هزینه‌های غیرقابل ‌کنترلی را بر واشنگتن در آستانه انتخابات نوامبر کنگره تحمیل کند.
10 صفحه اول