او به لهجه خراسانی، شناسنامه داد

به بهانه سالروز تولد محمود دولت آبادی، نویسنده ای  با جهانی متفاوت 

نویسنده: رضایی 

مترجم:

​​​​​​​

 بعضی نویسنده‌ها با بقیه از زمین تا آسمان فرق دارند؛ انگار از جهانی دیگر آمده‌اند تا با داستان‌هایشان، برای چند لحظه ما را از زندگی ماشینی و اضطراب‌هایش دور کنند. آمده‌اند تا هم برای ما سرپناهی از آرامش بسازند و هم برای کلمات غبارگرفته در پستوی فراموشی. محمود دولت‌آبادی از همین جنس نویسنده‌هاست.
او کاری کرده که واژه‌های روستا، لهجه‌ها، سکوت‌ها و رنجِ آدم‌های فراموش‌شده، وارد بدنه اصلی ادبیات فارسی شوند، بی‌آنکه رنگ کهنگی به خود بگیرند.
دولت‌آبادی با آثار خود به ما  ثابت می کند زبان و لهجه، فقط وسیله روایت نیست؛ بلکه اگر درست و سنجیده به کار گرفته شود، روحِ متعالی یک روایت است. او به‌صورت غیرمستقیم در آثارش به ما می‌فهماند که اگر واژه‌ای بمیرد، بخشی از جغرافیای یک سرزمین نیز خواهد مرد.
امروز که بسیاری از داستان‌ها، گرفتار روایت شهرهایی با خانه‌های قوطی‌کبریتی اش شده‌اند، دولت‌آبادی هنوز یادآوری می‌کند که می‌توان به ریشه‌ها وفادار ماند و در عین حال، نوآوری کرد. ما زیبایی درخت را می‌بینیم، اما دولت‌آبادی سال‌هاست در گرماگرم عرق‌ریزان روح در لحظه نوشتن، به خطر آفت‌زدگی ریشه‌ها فکر می‌کند.
دهم مرداد، زادروز محمود دولت‌آبادی است؛ نویسنده‌ای که تا امروز آثار فراوانی از او منشأ مستقیم یا غیرمستقیم اقتباس های سینمایی بوده اند. به جز کلیدر، جای خالی سلوچ، دُرّ یتیم، چه رمان هایی از این نویسنده خوانده اید؟  
10 صفحه اول