پیمان مکه به گِل مینشیند!
همزمان با پاکسازی آرام تعز توسط انصارا... ، ریاض میتواند به تعهدات سه جانبه در پیمان مکه دل ببندد؟نویسنده:
مترجم:
در استان تعز، نیروهای یمنی با آزادسازی بیش از ۲هزار کیلومتر مربع از مناطق این استان، عناصر وابسته به عربستان را از شهرستانهای المعافر و المواسط عقب راندهاند. کوه مطران در المواسط نیز پاکسازی شده و مقادیر قابل توجهی سلاح و تجهیزات به غنیمت نیروهای یمنی درآمده است. مرکز شهر تعز نیز در محاصره قرار گرفته و امنیت منطقه التربه تأمین شده است؛ این پیشرویها در حالی رخ داده که عملیاتهای موشکی و پهپادی انصارا... علیه اهدافی در خاک عربستان نیز ادامه داشته است. فرودگاه ملک خالد ریاض، پالایشگاه آرامکو در رابغ، فرودگاه ابها و پایگاه خمیسمشیط از جمله اهدافی بودهاند که منابع یمنی از حمله به آنها خبر دادهاند. منابع یمنی همچنین از وارد آمدن خسارات قابل توجه به مواضع و تجهیزات سعودی خبر دادهاند. در دیگر جبههها نیز حملات علیه تجمعات نیروهای وابسته به عربستان در الجوف و مأرب ادامه داشته و رسانههای یمنی تأکید کردهاند که بابالمندب و دستاوردهای میدانی بهدستآمده همچنان تحت کنترل نیروهای یمنی قرار دارد. در چنین شرایطی، عربستان نیز در واکنش به پیشرویهای نیروهای یمنی، حملات هوایی و موشکی خود را تشدید کرده است. نیروهای مسلح یمن اعلام کردند جنگندههای سعودی طی روز گذشته ۶۶ حمله هوایی و موشکی انجام دادهاند که استانهای الجوف، تعز، مأرب، الحدیده، حجه و صعده را هدف قرار داده است.
چالش های یک پیمان
عربستان که در مدت اخیر نتوانسته حمایت مستقیم آمریکا را برای مقابله با یمن به دست آورد، اکنون بیش از گذشته به سازوکارهای ائتلافی منطقهای چشم دوخته است؛ موضوعی که پیمان مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان را به یکی از مهمترین تحولات پیرامون تحولات منطقه تبدیل کرده است. این پیمان را میتوان از منظر تحولات منطقهای، احتمالا بخشی از تلاش آمریکا برای ایجاد یک آرایش امنیتی جدید و فراهم کردن دسترسی زمینی و منطقهای در شرق و غرب ایران نیز ارزیابی کرد؛ با این حال، این راهبرد با چند چالش مواجه است.نخستین چالش، آزمون عملی تعهد دفاع جمعی است. هر حادثه امنیتی پس از امضای توافق که واکنش مشترک اعضا را ضروری کند، میتواند میزان اعتبار عملی آن را مشخص کند. صرف وجود عبارت «حمله به یکی، حمله به همه» بدون تعریف دقیق سازوکار پاسخ، الزاماً به واکنش نظامی مشترک منجر نمیشود.دومین چالش، تفاوت اولویتهای امنیتی است. عربستان همچنان به سامانههای دفاعی و اطلاعاتی آمریکا وابستگی بالایی دارد، ترکیه بهعنوان عضو ناتو تعهدات و محاسبات مستقلی دارد و پاکستان نیز همچنان هند را مهمترین رقیب امنیتی خود میداند؛ بنابراین، هر بحران منطقهای الزاماً از نگاه سه کشور اولویت یکسانی پیدا نمیکند.سومین مسئله، وابستگیهای خارجی است. عربستان به تسلیحات و پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا، ترکیه به چارچوب ناتو و پاکستان به روابط مالی و اقتصادی با عربستان و چین وابستگی دارد. این وابستگیها میتواند در شرایط بحرانی، دامنه استقلال تصمیمگیری سه کشور را محدود کند.چهارمین چالش نیز به هزینههای مالی و محدودیتهای داخلی مربوط میشود. استقرار نیروهای پاکستانی در عربستان و توسعه همکاریهای دفاعی، هزینههای قابلتوجهی ایجاد میکند و گسترش تعهدات نظامی نیز به منابع مالی و مشروعیت داخلی نیاز خواهد داشت. افزون بر این، ترکیه باید تعهدات جدید خود را با مسئولیتهایش در ناتو هماهنگ کند و پاکستان نیز باید میان تعهدات غرب آسیا و الزامات امنیتی خود در جنوب آسیا توازن برقرار کند.
چالش های یک پیمان
عربستان که در مدت اخیر نتوانسته حمایت مستقیم آمریکا را برای مقابله با یمن به دست آورد، اکنون بیش از گذشته به سازوکارهای ائتلافی منطقهای چشم دوخته است؛ موضوعی که پیمان مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان را به یکی از مهمترین تحولات پیرامون تحولات منطقه تبدیل کرده است. این پیمان را میتوان از منظر تحولات منطقهای، احتمالا بخشی از تلاش آمریکا برای ایجاد یک آرایش امنیتی جدید و فراهم کردن دسترسی زمینی و منطقهای در شرق و غرب ایران نیز ارزیابی کرد؛ با این حال، این راهبرد با چند چالش مواجه است.نخستین چالش، آزمون عملی تعهد دفاع جمعی است. هر حادثه امنیتی پس از امضای توافق که واکنش مشترک اعضا را ضروری کند، میتواند میزان اعتبار عملی آن را مشخص کند. صرف وجود عبارت «حمله به یکی، حمله به همه» بدون تعریف دقیق سازوکار پاسخ، الزاماً به واکنش نظامی مشترک منجر نمیشود.دومین چالش، تفاوت اولویتهای امنیتی است. عربستان همچنان به سامانههای دفاعی و اطلاعاتی آمریکا وابستگی بالایی دارد، ترکیه بهعنوان عضو ناتو تعهدات و محاسبات مستقلی دارد و پاکستان نیز همچنان هند را مهمترین رقیب امنیتی خود میداند؛ بنابراین، هر بحران منطقهای الزاماً از نگاه سه کشور اولویت یکسانی پیدا نمیکند.سومین مسئله، وابستگیهای خارجی است. عربستان به تسلیحات و پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا، ترکیه به چارچوب ناتو و پاکستان به روابط مالی و اقتصادی با عربستان و چین وابستگی دارد. این وابستگیها میتواند در شرایط بحرانی، دامنه استقلال تصمیمگیری سه کشور را محدود کند.چهارمین چالش نیز به هزینههای مالی و محدودیتهای داخلی مربوط میشود. استقرار نیروهای پاکستانی در عربستان و توسعه همکاریهای دفاعی، هزینههای قابلتوجهی ایجاد میکند و گسترش تعهدات نظامی نیز به منابع مالی و مشروعیت داخلی نیاز خواهد داشت. افزون بر این، ترکیه باید تعهدات جدید خود را با مسئولیتهایش در ناتو هماهنگ کند و پاکستان نیز باید میان تعهدات غرب آسیا و الزامات امنیتی خود در جنوب آسیا توازن برقرار کند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


