فرزندمان آمد و فاصلهها بیشتر شد!
تولد نوزاد، زندگی زن و شوهر را زیرورو میکند اما چطورمیتوان درمیان همه این تغییرها، مراقب رابطه دونفرهمان هم باشیم؟نویسنده: پرستو عادل صدیق | کارشناسی ارشد روانشناسی
مترجم:
فاصله میان زن و شوهرهمیشه نه ازیک دعوای بزرگ، بلکه ازشبهای بیخوابی، خستگی وحرفهایی شکل میگیرد که فرصت گفتنشان پیدا نمیشود.نوزاد گریه میکند، مادرچندمین بار ازخواب بیدارمیشود و پدرباید صبح زود به محل کار برود. هردو برای خوشبختی خانواده تلاش میکنند، امادرمیان مسئولیتهای تازه، ازیکدیگرغافل میشوند.
شیرینترین اتفاق زندگی آزمونی برای زوجها
تولد فرزند، یکی از شیرینترین اتفاقهای زندگی است، اما ورود نوزاد نظم زندگی را تغییر میدهد، مسئولیتها را افزایش میدهد و فرصت خلوت دونفره را کمتر میکند. اگر زن و شوهر مراقب رابطهشان نباشند، ممکن است تصورکنند علاقه میانشان کم شده است؛ درحالیکه شاید خستگی، فشار مسئولیتها و دلخوریهای ناگفته آنها را از هم دور کرده باشد.
توجه به مادر نه نقش مادری
دراین میان، باید مادر را دید، نه فقط نقش مادریاش را. مادری که پس از زایمان با تغییرات جسمی و هورمونی، کمخوابی و نگرانی درباره فرزندش روبهروست، ممکن است زودتر برآشفته شود یا به چند دقیقه استراحت نیازداشته باشد.گاهی گفتن «میدانم خستهای؛ چطورمیتوانم کمکت کنم؟» تأثیر زیادی دارد، بهشرط آنکه درعمل هم همراهی وجود داشته باشد.پدرمیتواند بخشی ازمراقبت ازنوزاد را برعهده بگیرد یا فرصتی برای استراحت مادرفراهم کند. مادرهم بهتراست نیازهایش را روشن و بدون سرزنش بیان کند.درخواست کمک نشانه ضعف نیست و هیچکس نباید تمام مسئولیتهای والدگری را بهتنهایی به دوش بکشد.
مرزکمک خانوادهها تا کجاست؟
همیشه مسئله فقط خستگی نیست،پای دیگران هم به میان میآید. با تولد نوزاد، توصیههای اطرافیان بیشترمیشود: «زیاد بغلش نکن، بغلی میشود» یا «بده به من، تو بلد نیستی!» شاید این حرفها با نیت خیرگفته شوند، اما میتوانند اعتمادبهنفس مادر را تضعیف کنند.کمک خانوادهها ارزشمند است، اما نباید جای تصمیمگیری والدین را بگیرد. مادرمیتواند محترمانه بگوید:«میدانم ازروی محبت میگویید، اما ترجیح میدهم اول خودم بچه را آرام کنم.» این مرزبندی بیاحترامی نیست، راهی برای حفظ آرامش خانواده است. درچنین موقعیتی، نقش پدراهمیت ویژهای دارد. وقتی مادرازدخالتهای اطرافیان، بهخصوص خانواده همسرش، ناراحت است، پاسخ «مادرم قصد بدی ندارد،حساس نباش» میتواند احساس تنهایی اورابیشترکند. حمایت ازهمسربه معنای مقصردانستن خانوادهها نیست؛یعنی احساس او را جدی بگیریم و برای حل مسئله کنارش بایستیم. تصمیمهای مربوط به فرزند باید با توافق پدرومادرگرفته شوند.
دلخوری فقط ازظرفهای نشسته نیست
تقسیم مسئولیتها نیزاهمیت زیادی دارد.گاهی اختلاف برسرظرفهای نشسته، خرید پوشک یا مراقبت از نوزاد بالا میگیرد، اما پشت آن دلخوری عمیقتری پنهان است: «چرا کسی زحمتهای من را نمیبیند؟» بهتر است زن و شوهر درباره کارهای روزانه روشن و صریح صحبت کنند. گفتن «وقتی بیشترکارها روی دوش من است، احساس تنهایی میکنم» سازندهتراز«تو هیچوقت کمک نمیکنی» است. هدف گفت وگو پیدا کردن مقصرنیست، بلکه باید به هردو کمک کند احساس کنند دریک مسیرمشترک قدم برمیدارند.
برای همسر بودن هم وقت بگذاریم
برای حفظ صمیمیت هم همیشه به سفر یا شام دونفره نیازنیست. چند دقیقه گفتوگوی عمیق، تشکر بابت کارهای کوچک یا پرسیدن«امروزچه چیزی خستهات کرد؟» میتواند فاصلهها را کمترکند. زن و شوهر پیش از پدرومادر شدن، همسریکدیگربودهاند و این رابطه همچنان به توجه نیازدارد چون صمیمیت عاطفی و جسمی ممکن است پس از زایمان تغییرکند. خستگی و درد باید جدی گرفته شوند و برای بازگشت تدریجی صمیمیت، بدون فشار و با احترام به نیازهای هر دو نفر، فرصت فراهم شود.
فقط گفتوگو کافی نیست
اگرغمگینی یا اضطراب شدید بیش از دو هفته ادامه پیدا کند یا مراقبت از خود و نوزاد را دشوارسازد، مراجعه به پزشک یا روانشناس ضروری است. تولد فرزند، زندگی را تغییرمیدهد و سازگاری با شرایط تازه زمان میبرد. قرارنیست پدر و مادرهمیشه صبور و بینقص باشند، مهم این است که درمیان خستگیها، یکدیگر را فراموش نکنند. مادر برای مادری کردن به حمایت نیازدارد و پدرهم باید سهم خود را درمراقبت ازفرزند ورابطه بپذیرد. خانواده زمانی استحکام پیدا میکند که زن و شوهر بهجای ایستادن مقابل هم، در روزهای دشوارکناریکدیگر بایستند.
شیرینترین اتفاق زندگی آزمونی برای زوجها
تولد فرزند، یکی از شیرینترین اتفاقهای زندگی است، اما ورود نوزاد نظم زندگی را تغییر میدهد، مسئولیتها را افزایش میدهد و فرصت خلوت دونفره را کمتر میکند. اگر زن و شوهر مراقب رابطهشان نباشند، ممکن است تصورکنند علاقه میانشان کم شده است؛ درحالیکه شاید خستگی، فشار مسئولیتها و دلخوریهای ناگفته آنها را از هم دور کرده باشد.
توجه به مادر نه نقش مادری
دراین میان، باید مادر را دید، نه فقط نقش مادریاش را. مادری که پس از زایمان با تغییرات جسمی و هورمونی، کمخوابی و نگرانی درباره فرزندش روبهروست، ممکن است زودتر برآشفته شود یا به چند دقیقه استراحت نیازداشته باشد.گاهی گفتن «میدانم خستهای؛ چطورمیتوانم کمکت کنم؟» تأثیر زیادی دارد، بهشرط آنکه درعمل هم همراهی وجود داشته باشد.پدرمیتواند بخشی ازمراقبت ازنوزاد را برعهده بگیرد یا فرصتی برای استراحت مادرفراهم کند. مادرهم بهتراست نیازهایش را روشن و بدون سرزنش بیان کند.درخواست کمک نشانه ضعف نیست و هیچکس نباید تمام مسئولیتهای والدگری را بهتنهایی به دوش بکشد.
مرزکمک خانوادهها تا کجاست؟
همیشه مسئله فقط خستگی نیست،پای دیگران هم به میان میآید. با تولد نوزاد، توصیههای اطرافیان بیشترمیشود: «زیاد بغلش نکن، بغلی میشود» یا «بده به من، تو بلد نیستی!» شاید این حرفها با نیت خیرگفته شوند، اما میتوانند اعتمادبهنفس مادر را تضعیف کنند.کمک خانوادهها ارزشمند است، اما نباید جای تصمیمگیری والدین را بگیرد. مادرمیتواند محترمانه بگوید:«میدانم ازروی محبت میگویید، اما ترجیح میدهم اول خودم بچه را آرام کنم.» این مرزبندی بیاحترامی نیست، راهی برای حفظ آرامش خانواده است. درچنین موقعیتی، نقش پدراهمیت ویژهای دارد. وقتی مادرازدخالتهای اطرافیان، بهخصوص خانواده همسرش، ناراحت است، پاسخ «مادرم قصد بدی ندارد،حساس نباش» میتواند احساس تنهایی اورابیشترکند. حمایت ازهمسربه معنای مقصردانستن خانوادهها نیست؛یعنی احساس او را جدی بگیریم و برای حل مسئله کنارش بایستیم. تصمیمهای مربوط به فرزند باید با توافق پدرومادرگرفته شوند.
دلخوری فقط ازظرفهای نشسته نیست
تقسیم مسئولیتها نیزاهمیت زیادی دارد.گاهی اختلاف برسرظرفهای نشسته، خرید پوشک یا مراقبت از نوزاد بالا میگیرد، اما پشت آن دلخوری عمیقتری پنهان است: «چرا کسی زحمتهای من را نمیبیند؟» بهتر است زن و شوهر درباره کارهای روزانه روشن و صریح صحبت کنند. گفتن «وقتی بیشترکارها روی دوش من است، احساس تنهایی میکنم» سازندهتراز«تو هیچوقت کمک نمیکنی» است. هدف گفت وگو پیدا کردن مقصرنیست، بلکه باید به هردو کمک کند احساس کنند دریک مسیرمشترک قدم برمیدارند.
برای همسر بودن هم وقت بگذاریم
برای حفظ صمیمیت هم همیشه به سفر یا شام دونفره نیازنیست. چند دقیقه گفتوگوی عمیق، تشکر بابت کارهای کوچک یا پرسیدن«امروزچه چیزی خستهات کرد؟» میتواند فاصلهها را کمترکند. زن و شوهر پیش از پدرومادر شدن، همسریکدیگربودهاند و این رابطه همچنان به توجه نیازدارد چون صمیمیت عاطفی و جسمی ممکن است پس از زایمان تغییرکند. خستگی و درد باید جدی گرفته شوند و برای بازگشت تدریجی صمیمیت، بدون فشار و با احترام به نیازهای هر دو نفر، فرصت فراهم شود.
فقط گفتوگو کافی نیست
اگرغمگینی یا اضطراب شدید بیش از دو هفته ادامه پیدا کند یا مراقبت از خود و نوزاد را دشوارسازد، مراجعه به پزشک یا روانشناس ضروری است. تولد فرزند، زندگی را تغییرمیدهد و سازگاری با شرایط تازه زمان میبرد. قرارنیست پدر و مادرهمیشه صبور و بینقص باشند، مهم این است که درمیان خستگیها، یکدیگر را فراموش نکنند. مادر برای مادری کردن به حمایت نیازدارد و پدرهم باید سهم خود را درمراقبت ازفرزند ورابطه بپذیرد. خانواده زمانی استحکام پیدا میکند که زن و شوهر بهجای ایستادن مقابل هم، در روزهای دشوارکناریکدیگر بایستند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


