در گفت و گوی خراسان با دو فعال سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب استان به تحلیل وقایع اخیر کشور پرداختیم

اعتراضات چرا به اغتشاش می کشد؟

گروه سیاسی- در نگاه اول می‌توان ادعا کرد که ریشه اصلی اعتراضات چند سال اخیر کشور که بعضاً به آشوب و اغتشاش کشانده شد به خصوص از دی‌ماه 1396 تا به امروز مطالبات اقتصادی و معیشتی بوده است که البته جنس حوادث سال 1401 گونه‌ای دیگر بود. بااین‌حال ناآرامی های اخیر در سراسر کشور، ملت ایران را داغدار کرد اما ریشه این قبیل حوادث و آشوب های مقطعی در سال‌های اخیر کشور چیست؟ چرا اعتراضات بعد از مدتی به اغتشاش کشیده می شود؟ سوالی که حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی و محمدصادق جوادی حصار فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت وگو با «خراسان» به آن پاسخ می‌دهند.

نویسنده:

مترجم:

ترقی:هنوز فتنه تمام نشده است، می گویند فرصت مذاکره را از دست ندهیم
حمیدرضا ترقی فعال سیاسی اصولگرا و عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در تحلیل خود به بررسی وجوه مختلف وقایع اخیر کشور می پردازد که اهم موضوعات مطرح شده در این گفت و گو در ادامه می آید:
  فتنه اخیر با فتنه‌های گذشته تفاوتی عمیق دارد. نقطه ابتدایی آن اعتراض مردم بوده که با همت دولت در سه روز اول مهار شد و از جانب سران نظام پذیرفته شد و کارگروه برای بررسی خواسته‌ها ایجاد شد، هرچند اعتراض و نارضایتی مردم به آتش زیر خاکستر تبدیل‌شده است. آنچه بعد از اعتراضات مردم رخ داد، بزرگ‌ترین عملیات تروریستی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران توسط دشمنان خارجی و داخلی بود و کاملاً برنامه‌ریزی‌شده بود. برخی شهرستان‌های ما اگر نیروهای اعزامی از تهران نبودند به‌راحتی از بین رفته بودند.
  در استان ما داعش خراسان نقش اصلی و اساسی را داشت و ما فکر نمی‌کردیم داعش خراسان به این راحتی بتواند وارد استان شود، علاوه بر آن‌ها منافقین نقش مهمی داشتند و پژاک هم در مرکز و غرب کشور عمل می‌کرد. البته نقش فرقه‌های نوپدید مانند بهاییان و حتی دراویش در سرویس‌دهی به این گروه‌ها کاملاً به چشم می‌خورد. هرچند ما توانستیم مردم را از آن‌ها جدا کنیم اما تولیدمثل و شبکه‌سازی که در سراسر کشور در این چند سال ایجاد کرده بودند، قابل‌توجه بود.
  عده ای 30 سال است ما را معطل جامعه سازی انقلابی کرده‌اند اما اعتقادی به آن ندارند، همان کسانی که نانشان در این است که جامعه اسلامی نشود تا بتوانند منافعشان را تامین کنند. تا جنگ 12 روزه تمام می شود می‌گویند الان وقت ارتباط گرفتن با آمریکاست. الان بعدازاین حوادث و این‌همه فاجعه که خود آمریکا مدیریت آن را داشت هنوز یک روز نگذشته آقای کرباسچی می‌گوید وقت مذاکره است و فرصت مذاکره را از دست ندهیم.
  موضع آقای خاتمی تفاوتی با گذشته نداشت، چندخطی درباره حوادث نوشته و بعد حرف‌های قبل را تکرار کرده و اشکال را در چیز دیگری می‌بیند که همیشه همین اشکال را مطرح می‌کند و این که اصل این حرکت را محکوم بکند، بنده ندیدم. درباره احمدی‌نژاد هم خیلی وقت است که تکلیفش را با نظام مشخص کرده است. یک طیف گروهی که در اغتشاشات نقش داشتند همین طیف گروهی هستند که همیشه انسان را در هاله ای از نور می‌بینند. بسیاری از طیف‌ها و گروه‌های این‌چنینی خیلی گیج‌تر از این حرف‌ها هستند که بتوانند موضع‌گیری درستی درباره شرایط بگیرند. آقای روحانی هم مسئله زیاد دارد و نمی‌خواهم زیاد به آن بپردازم.
  تمام جریان‌های سیاسی مخالف نظام سیاسی فعلی ما درگذشته ضد استکبار هم بوده‌اند و ضد آمریکا، از مجاهدین تا پژاک اما تنها جریانی که دربست در اختیار آمریکا بوده سلطنت‌طلبان بوده و تنها جریانی است که آمریکا به آن اعتماد دارد و با آن در نظر دارد ارتجاع را بازگرداند. غیر از سلطنت‌طلبان و این آدمی که هیچی سرش نمی‌شود چه کسی را پیدا کنند که هرچه بگویند و بخواهند برای آن‌ها امضا کند مثل بلایی که سر ونزوئلا آوردند.
 آقای پزشکیان واقعاً مخلصانه کار می‌کند و این‌گونه نیست که ما حتی تردید در خلوص او برای خدمت داشته باشیم منتها چالش‌های اقتصادی کشور به‌گونه‌ای است که مجبور است جراحی‌های سختی انجام دهد و اگر اطرافیانش بگذارند با روش درست انجام دهد قطعاً می‌تواند رضایت مردم را جلب کند، منتهی الان یک وزیر اقتصادی نیست که بیاید برای مردم توضیح دهد و مردم حرفش را قبول کنند.
  ما هیچ دستگاه و نهادی برای نظارت و رصد عملکرد شبکه‌های خارجی که شبانه‌روز در حال پمپاژ دروغ و تخریب ذهن جوانان و نوجوانان ما هستند، نداریم. تا می‌خواهیم اعتبار به بخش‌های فرهنگی اضافه کنیم صدای همین‌ها درمی‌آید که چرا می‌خواهید پول به جامعة المصطفی بدهید؟ چرا پول می‌خواهید به شورای تبلیغات بدهید و انگشت می‌گذارند روی همین نمادها زیرا اگر همین نمادها موفق عمل کنند می توانند جلوی رسانه‌های خارجی را بگیرند. در واقع نقش این آقایان همان فشار است؛ فشار از پایین برای چانه زدن از بالا همان سیاست سعید حجاریان را دنبال می‌کند که درنهایت در بالا بگویند ما کاری با آمریکا نداریم.
  چرا مشکل 3 میلیون بیکار را حل نمی‌کنند؟ چرا اعتبار اشتغال را به دستگاه‌ها نمی‌دهند؟ دی‌ماه تازه اعتبار را مشخص کردند. این‌ها عمدی است، کسی که پول را نمی‌دهد می‌خواهد جوان بیکار ول بچرخد بعد هم برود معتاد شود و تحت تأثیر این مسائل قرار بگیرد و یا برای 500 دلار برود آدم بکشد و برای 900 دلار بانک آتش بزند. کجای این کارها عمد نیست؟ به‌هرحال عده‌ای در بدنه دولت نفوذ کردند که مردم را ناراضی کنند.
  شورای ششم نقاط قوت قابل دفاع زیادی دارد و کار زیادی کرده؛ بیشتر از شوراهای دیگر. حاشیه‌ها در این شورا را چه کسانی درشت کردند؟ درست رقبای همین شورا این مسائل را درشت کردند. به اعضای شورا گفتیم کسانی که در بدنه شورا هستند متعلق به جریان قبلی هستند و حواشی را به بیرون می‌برند و علیه شما کار می‌کنند اما اعضای شورا گفتند ما نمی‌خواهیم نان کسی را قطع کنیم و ترحم‌های این شکلی باعث شد این‌همه حاشیه ایجاد شود. این دعواها در شورای پنجم بود اما بیرون نمی‌آمد.
  در موضوع دعوا سر کرسی ریاست شورای ششم، ما خیلی تذکر دادیم، دعوا کردیم که زحمات خودشان را هدر ندهند مثلاً کار مترو به این مهمی انجام شده و این‌همه بابتش هزینه شده بود و بنا شد رئیس‌جمهور برای افتتاح بیاید اما سر این که اگر شهردار کنار رئیس‌جمهور قرار گیرد مطرح می شود آن را به هم زدند. این‌ها به ناپختگی بعضی اعضا بازمی‌گردد و برخی هم اخلاقشان همین است. از طرفی کسانی هم در همین شورای ششم هستند که بدون توجه به حواشی دنبال توسعه و عمران شهر بوده و هستند و  مردم به آن‌ها توجه دارند.
  در باب جوان‌گرایی در منتخبین نیز اگر در شورای بعدی هم بخواهیم جوان انتخاب کنیم باید کسانی را انتخاب کنیم که متین باشند، درگیر این حواشی نشوند، دنبال قدرت نباشند.

جوادی حصار: در فتنه نمی توان حکم داد، باید منتظر حقیقت ماند
​​​​​​​محمدصادق جوادی حصار فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز در گفت و گو با ما به تحلیل و بررسی وقایع اخیر کشور و دلایل شکل گیری آن می پردازد که اهم موضوعات مطرح شده در این گفت و گو در ادامه می آید:
  در جریانات اخیر دو اتفاق با هم رخ داد؛ ناامنی اقتصادی یا معیشتی که متأثر از تورم بالا و پیوسته چندساله که توان مردم را از پا درآورد. وقتی سخنگوی محترم دولت در تلویزیون ظاهر می شود و می‌گوید ما یارانه را از حلقه اول زنجیره به حلقه آخر زنجیره انتقال دادیم و یک‌هفته‌ای طول می‌کشد که یارانه بدهیم ولی مردم در جریان باشید که در این‌یک هفته مرغ حتماً گران خواهد شد، تخم‌مرغ قطعاً گران خواهد شد، روغن  و نهاده‌های دامی هم حتماً  گران خواهد شد، خوب پس چی گران نمی‌شود؟ در جامعه‌ای که غالب مردم یا به مرغ یا تخم‌مرغ و یا به روغن وابسته‌اند و شما هم می‌گویید حتماً گران می‌شوند فکر می‌کنید طاقت مردم ادامه پیدا می‌کند؟ طبیعتاً به خیابان خواهند آمد.
  سوال این جاست که منشأ کجا بود؟ به لحاظ منشأ مشابهت تام و تمام با چیزی که از مشهد در سال 96 شروع شد دارد که تحت عنوان مرگ بر گرانی در میدان شهدا آغاز شد بعد شد مرگ بر روحانی و بلافاصله کل کشور را گرفت. داستان این دوره از بازار تهران «بو» می‌دهد. شروعش از بازار تهران «بودار» است. بازار تهران که گرسنه نیست اگر یک سال هم کارش را تعطیل کند تکان نخواهد خورد. آن‌ها که برای گرسنگی نرفتند اعتراض کنند، بلکه برای کاسته شدن منفعتشان اعتراض کردند و جرقه را زدند و  تمام کشور گفتند ما تخم‌مرغ هم نمی‌توانیم بخوریم که بنده معتقدم تا این جا تزاحم منافع اقتصادی و معیشتی بوده که مردم در خیابان بودند و هیچ درگیری هم به وجود نیامد.
  یک‌دفعه پادشاه جیرجیرک یادش می‌افتد الان وقت خوبی برای جیرجیر کردن است اما رفتن مردم به آن سمت فقط از طرف مردم بود؟ خیر من به‌عنوان کارشناس می‌گویم نه. امکان ندارد در همه کشور در یک‌شب همه یک‌شکل عمل کنند. معلوم است برنامه‌ریزی‌شده بود. اما مقصرش ما هستیم؛ طرف می‌گوید شما که چیزی نمی‌دهید بگذار ببینم آن‌ها چه می‌گویند. مگر آقای پهلوی بار اول است که به مردم ایران فراخوان می‌دهد؟
  چندین عامل دست‌به‌دست هم دادند که مهم است؛ اولین بار است که بخشی از مردم باور کردند که رضا پهلوی می‌تواند با اتکا به قدرت‌های خارجی با نظام جمهوری اسلامی ایران معارضه جدی بکند؛ یک روز اسرائیل می‌گوید کمکش می‌کند و یک روز ترامپ. اما مهم‌تر آن که اتاق جنگ روانی آن‌ها از اتاق جنگ نظامی‌شان بسیار قوی‌تر عمل می‌کند. متأسفم که این را می‌گویم که صداوسیمای ما در جنگ روانی کلاً تعطیل است.
  شما وقتی‌که یک کارشناس آن‌ها در آن‌طرف صحبت می‌کند را ببینید؛ یک ارتش جنگ روانی پشت سرش است. دشمنتان را دست‌کم نگیرید و بدانید اگر انسان یک‌کم متزلزل باشد برابر این جنگ روانی خواهد شکست چون دشمن در جنگ روانی نقطه زنی فکری می‌کند. بعد ما یک عزیزی را می‌آوریم وسط جنگ در تلویزیون جمهوری اسلامی  مسخره‌بازی و لمپن بازی درمی آورد. 
  اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد در جنگ روانی پیروز شود باید رسانه ملی‌اش را به نیروهای خبره ملی بدهد که برایش برنامه تولید کنند. اصلاً پروژه از آن‌ها خریداری کند. ولی با این دست‌فرمان و تفکر مردم‌ستیز ره به‌جایی نخواهیم برد. صراحتاً باید بگویم جامعه ما به شدت عصبی است.
  در شرایط کنونی یک عده‌ای با یک عده‌ای درگیر شدند؛ بسیجی ما کشته شد و تظاهرکننده ما هم کشته شد اما این وسط چه کسی آمده آتش تهیه‌کرده است و مردم را کشته است؟ دولت جمهوری اسلامی باید رسماً اعلام کند اما آن‌طرف ماجرا که اسرائیل و آمریکا رسماً اعلام کردند و گفتند که ما کنارتان هستیم را که نمی‌توان انکار کرد. 
  امروز همه ما باید دست در دستان همدیگر بگذاریم و اولاً خاک شانه همدیگر را بتکانیم و به آن که فرزندش یا برادرش کشته‌شده تسلیت بگوییم و او را از خودمان بدانیم زیرا بنده معتقد هستم یک«فتنه» شروع‌شده است. وقتی درگیری به مرحله‌ای می‌رسد که تو نمی‌توانی تشخیص دهی که حق و باطل کدام است فتنه به وجود می‌آید و در آن لحظه قدرت تشخیص با شما نیست و باید تحقیق کنی تا به‌حق برسی. باید جامعه را به آرامش دعوت کنیم و به آن‌ها فرصت بدهیم که حق را تشخیص دهند. در فتنه شما نمی‌توانید حکم بدهید، بلکه باید منتظر بمانید که حقیقت مشخص شود.
  در شرایط فتنه  بنده نوعی طرف هیچ‌کدام نیستم و طرفدار مردمم، مادامی‌که بین مردم و دولت و حاکمیت معارضه وجود داشته باشد من طرف مردم خواهم بود زیرا مردم ضعیف‌تر هستند. اما هرگاه بین ایرانی و غیرایرانی تعارض به وجود بیاید من طرف ایران خواهم بود. من توصیه می‌کنم به‌هیچ‌عنوان دنبال این نباشید که دعوا را بیشتر کنید به‌هرحال این ها فرزندان ایران هستند و با همدیگر آشتی خواهند کرد.
 به‌هرحال در دوره جغرافیای سرزمین ایران بین مردم و دولت یا حاکمیت اختلاف وجود دارد که ناشی از تعارض منافع در سطوح و حوزه‌های مختلف است اما نسبی هستند و ممکن است بر سر یک منافع بزرگ‌تر از تعارضات کوچک چشم‌پوشی کنند مانند اتفاقی که در جنگ 12 روزه رخ داد حتی مخالفان دولت پزشکیان هم برای منفعت بزرگ‌تر یعنی دفاع از جمهوری اسلامی ایران برابر دشمن خارجی پشت دولت ایستادند و تعارض منافع کوچک‌تر را کنار گذاشتند.
10 صفحه اول