فردوسی بهمن ماهی نیست!  

همزمان با فرارسیدن بهمن ماه دوباره تنور جدال ها درباره سالروز تولد حکیم ابوالقاسم فردوسی داغ می شود.  در این گزارش به واکاوی نظر برخی شاهنامه پژوهان پرداخته ایم  

نویسنده: علیرضا حیدری

مترجم: calture@khorasannews.com


دی و بهمن که می‌شود، زمزمه های روزی به‌عنوان زادروز فردوسی در گوشه‌وکنار شنیده می‌شود: برخی اول دی و برخی سوم و پنجم و برخی روزهای دیگری را مطرح می‌کنند تا می‌رسیم به اول بهمن که کمی جدی‌تر می‌شود. اگر تاریخش را اشتباه نکنم، گمانم سال گذشته بود که متأسفانه در برنامه‌ای در دانشگاه فردوسی مستندی دربارۀ فردوسی پخش شد و مناسبت آن را پنجم دی، زادروز فردوسی اعلام کرده بودند! عجیب‌تر این که چند سال پیش در یک خبرگزاری، بیستم مهر را زادروز فردوسی نوشته بود!

​​​​​​​داستان از کجا شروع شد؟
موضوع زادروز فردوسی چنان جدی است که در کنار اظهارنظرهای فراوان، حتی کتابی با عنوان «زادروز فردوسی» نوشتۀ مرادی غیاث‌آبادی و مقاله‌ای مفصل به قلم ضیاء‌الدین ترابی در نشریۀ ماه و ادبیات با عنوان «از زادروز فردوسی تا آغاز و انجام شاهنامه» منتشر شده است.
ظاهراً داستان از جایی آغاز شده است که علیرضا شاپور شهبازی، فوق دکترای تاریخ‌نگاری ایران از دانشگاه گوتینگن آلمان، سال ۱۹۸۴ مقاله‌ای در مجلۀ «خاورشناسی» آلمان نوشت و با محاسباتی به این نتیجه رسید که تاریخ دقیق تولد فردوسی سوم دی سال ۳۰۸ یزدگردی برابر با سوم ژانویۀ ۹۴۰ میلادی است. او این‌طور نتیجه گرفته بود که چون بیت «که شد سال گوینده بر شصت و سه»، ۱۵ دسامبر ۱۰۰۲ میلادی است، خبر از رسیدن تاریخ زادروز شصت‌ و سه‌سالگی فردوسی دارد و ۷۷ سطر پس از بیت "شب اورمزد آمد و ماه دی" سروده شده است.» 
در نقد این سخن ضیاء‌الدین ترابی نوشت: «نخستین کسی که متوجه موضوع زادروز فردوسی در کتاب سترگ شاهنامه و بیت‌های تاریخ‌دار آن شد، آقای شاپور شهبازی بود؛ ولی از آن جایی که ظاهراً اطلاعی از وضع گاه‌شماری یزدگردی و اعتدالی ایرانی و موضوع تطبیق تقویم‌ها نداشت، تلاش کرد تا موضوع زادروز فردوسی را با مقایسه با تقویم میلادی تثبیت کند که متأسفانه اشتباهاً در محاسبۀ خود در برگشت به گذشته و سال تولد فردوسی به محاسبه‌ای نادرست به جای سال 309 یزدگردی سال 308 یزدگریی را ملاک قرار داد و نیز در تطبیق آن با تقویم یزدگردی به افسانه‌پردازی‌هایی پرداخت که موجب شد این کشف جالب تاریخی‌اش کم‌رنگ جلوه‌گر شود.» (کتاب ماه و ادبیات، ش 25، اردیبهشت 88).
شاهنامه پژوهان چه می گویند؟
این درحالی است که شاهنامه‌پژوهان و فردوسی‌شناسان بنام قاطعانه گفته‌اند که زادروز این شاعر مشخص نیست و از آن جمله نظر صریح و آشکار دکتر جلال خالقی مطلق است که چند سال پیش و در پی ادعای روز تولد فردوسی در اول بهمن در پیامی نوشت: «دربارۀ روز تولد فردوسی هیچ اطلاعی نداریم و آنچه ادعا شده، فاقد اعتبار است.»
دکتر میرجلال‌الدین کزازی، از شاهنامه‌‌پژوهان و استادان زبان و ادبیات فارسی در گفت‌وگو با ایبنا با تأکید بر اینکه هیچ‌کدام از تاریخ‌های بیان‌شده دربارۀ روز تولد فردوسی از جمله سوم دی یا یکم بهمن بی‌چندوچون نیست، گفته بود: «در شاهنامه به‌روشنی تاریخ تولد فردوسی بازتاب نیافته و اگر چنین بود، نیاز به گمانه‌زنی‌هایی برای تاریخ تولد سراینده شاهنامه نداشتیم. اکنون به‌ناچار باید به گمانه‌زنی‌ها دل خوش کرد تا زمانی که با برهان‌هایی استوار یکی از آن گمان‌ها را بپذیریم یا همه را به کناری بگذاریم.»
حساب و کتاب های سرانگشتی و اشتباه 
از دیگر شاهنامه‌پژوهان باید از دکتر محمدجعفر یاحقی نام برد که وی نیز در سال 97 در گفت‌وگو با ایرنا تأکید کرد که تعیین زادروز فردوسی سندیتِ متقنِ تاریخی ندارد: «در چارچوب زندگی اجتماعی و فرهنگ قرون گذشته قید كردن روز دقیق تولد افراد اهمیت نداشته و در مورد فردوسی نیز این چنین بوده است. حتی سال تولد او هم پس از بررسی‌های متعدد و با زحمت در سال 1329 هجری خورشیدی مشخص شد. بنابراین، تعیین روز دقیق تولد فردی در یك‌هزار سال پیش ـ هرچند هم این فرد شاخص باشد ـ به‌هیچ‌وجه امكان‌پذیر و شدنی نیست. هیچ سند تاریخی هم در این زمینه وجود ندارد و نام ‌بردن از این روز (یکم بهمن) به‌عنوان زادروز فردوسی تنها براساس محاسبات سرانگشتی، غیرعلمی و غیررسمی صورت گرفته است.»
هیچ مبنای علمی برای زادروز فردوسی نداریم
از سجاد آیدنلو، دیگر شاهنامه‌پژوه کشورمان هم خواندن این نکته خالی از لطف نیست که سال 98 در مصاحبه‌ای گفته بود: «هیچ مبنای علمی برای زادروز فردوسی نداریم. از مواردی که در مسائل مربوط به شاهنامه‌شناسی برداشت‌های اشتباه را به دنبال داشته، سه بیتی است که در بخش تاریخی شاهنامه آمده است.در آن جا فردوسی به شصت‌وسه‌سالگی خودش اشاره کرده است.»
ژاله آموزگار نیز به این تقویم‌سازی‌ها برمی‌آشوبد و می‌گوید: «زادگاه و تاریخ تولد فردوسی اهمیتی ندارد؛ زیرا همه جای ایران سرای اوست»(عصرایران 1401).
10 صفحه اول