خداحافظ مرد آرام دیپلماسی
کوتاه درباره شهید کمال خرازی، دیپلمات کهنهکار، بیحاشیه، جدی و معتمدی که طی چند دهه در عرصههای مختلف منشأ خدمات بزرگی بودنویسنده: صابری
مترجم:
12فروردین ۱۴۰۵، در میانه روزهایی که کشورمان شاهد تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی بود، خبر تلخی منتشر شد؛ خانه سیدکمال خرازی، دیپلمات باسابقه، هدف حمله قرار گرفت. در این حمله تروریستی همسر او به شهادت رسید و چند روز بعد خود او هم پس از تحمل جراحات، به جمع شهدای این روزهای پرالتهاب پیوست؛ مردی که بیش از پنج دهه از عمر خود را در عرصههای گوناگون خدمت به ایران گذرانده بود. نام خرازی برای بسیاری از ایرانیان با سالهای وزارت امور خارجه در دولت سیدمحمد خاتمی گره خورده است؛ دورهای که ایران در یکی از مهمترین مقاطع دیپلماسی خود قرار داشت. اما کارنامه او بسیار فراتر از آن سالهاست. از فعالیتهای فرهنگی و رسانهای در سالهای نخست انقلاب تا مسئولیتهای مهم در سیاست خارجی و سپس ریاست شورای راهبردی روابط خارجی، خرازی در بسیاری از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران نقشی اثرگذار ایفا کرد. شهادت او تنها فقدان یک دیپلمات باسابقه نبود؛ پایان زندگی مردی بود که با آرامش، جدیت و وفاداری، سالها در مقابل و پشت صحنه سیاست خارجی ایران برای منافع ملی کشور تلاش کرده بود. در این پرونده مروری بر کارنامه و سبک زندگی او داریم.

کوتاه درباره چند دهه تلاش بیوقفه خرازی برای ایران
روایت نیمقرن امانتداری
سیدکمال خرازی، که نام شناسنامهایاش «علینقی» بود، در آذر ۱۳۲۳ در خانوادهای اصیل و متدین در تهران چشم به جهان گشود. ریشههای او به بازار تهران و مسجد سیدعزیزا... میرسید؛ جایی که دیانت با زیست مومنانه گره خورده بود. او مسیر نخبگی را از همان نوجوانی آغاز کرد. عطش آموختن، او را پس از تحصیل در رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران، به دانشگاه هیوستون کشاند تا با دکترای مدیریت آموزشی، توشهای علمی برای فردای ایران بردارد؛ سفری که بعدها با توصیه شهید بهشتی و همراهی چهرههایی چون حسن روحانی با دغدغههای نهضت اسلامی پیوند خورد.
صدای رسا در جبهههای نبرد
پیروزی انقلاب، فصل جدیدی برای این مرد متعهد بود. او که در تیرماه ۱۳۵۹ به محضر امام خمینی(ره) شرفیاب شده بود، خیلی زود در حساسترین سنگرها قرار گرفت. خرازی در سالهای دشوار دفاع مقدس، نه تنها در کسوت مدیرعامل خبرگزاری پارس (ایرنای فعلی)، بلکه در مقام «رئیس ستاد تبلیغات جنگ»، بازوی رسانهای نظام در نبرد با استکبار بود. او با همان چهره جدی و باصلابت، روایتگر حماسههای رزمندگان شد.
معمار تعامل و گفتوگو
پس از هشت سال نمایندگی مقتدرانه در سازمان ملل متحد، سال ۱۳۷۶ نقطه عطفی در زندگی او بود؛ زمانی که به عنوان سکاندار دیپلماسی دولت اصلاحات برگزیده شد. خرازی در قامت وزیر امورخارجه، طراح دکترین «تنشزدایی» شد. او مردی بود که حتی منتقدانش هم بر «عقلانیت محتاطانه» و «وفاداری مطلقش به منافع ملی» صحه میگذاشتند.
دیدهبان امین رهبری
خروج از ساختمان وزارت خارجه در سال ۱۳۸۴، پایان کار او نبود. چندی بعد انتصاب او به ریاست «شورای راهبردی روابط خارجی» از سوی رهبر معظم انقلاب، نشان از اعتماد عالی نظام به درایت این پیرِ دیپلماسی داشت. او در دو دهه اخیر، به عنوان «معمار پنهان» بسیاری از راهبردهای کلان، از توسعه علوم شناختی تا مدیریت بحرانهای منطقهای، در کنار نظام ایستاد. حتی در سالهای پایانی، زمانی که با صلابت از «تغییر دکترین هستهای در صورت تهدید موجودیت ایران» سخن گفت، لرزه بر اندام بدخواهان انداخت. سرانجام، این مسیر پرفراز و نشیب در فروردین ۱۴۰۵ به سرخترین شکل ممکن به پایان رسید. ترور او در محله آجودانیه، مهر تایید خونینی بود بر عمری که در راه صیانت از حریم دیپلماسی و عزت ایران سپری شد.

مروری بر ویژگیهای شخصیتی و سبک زندگی شهید کمال خرازی
مردی با سکوتی پرمعنا
آنهایی که سالها در کنار سیدکمال خرازی کار کرده بودند، معمولاً یک توصیف مشترک از او داشتند: مردی کمحرف، دقیق و جدی. چهرهای که شاید در نگاه اول سرد به نظر میرسید، اما در دل همان سکوت و نظم، نوعی اعتماد و ثبات وجود داشت که باعث شد در طول چند دهه، در حساسترین مسئولیتهای کشور مورد اتکا قرار گیرد. خرازی از آن دسته مدیرانی بود که کمتر در هیاهوی رسانهای دیده میشد و ترجیح میداد کارها را آرام و بیحاشیه پیش ببرد؛ رویکردی که بهویژه در عرصه پیچیده دیپلماسی، به سرمایهای مهم تبدیل شد. او برخلاف بسیاری از چهرههای سیاسی که با تغییر دولتها به حاشیه میروند، توانست جایگاهی فراجناحی پیدا کند. اعتماد رهبر انقلاب به او و استمرار مسئولیتش در شورای راهبردی روابط خارجی، در کنار سابقه وزارت در دولت اصلاحات، نشان میداد که خرازی بیش از آنکه به معادلات جناحی وابسته باشد، به عنوان کارگزار منافع ملی شناخته میشد. شاید به همین دلیل بود که نام او در بسیاری از بزنگاههای مهم سیاست خارجی، در پشت صحنه تصمیمسازیها شنیده میشد. در سالهای اخیر نیز او همچنان یکی از صداهای اثرگذار در مباحث راهبردی کشور بود. اظهارنظرهایش درباره آینده مذاکرات هستهای، ضرورت ابتکار دیپلماتیک در منطقه و نیز هشدارهایش درباره جنگ روایتها و اهمیت رسانه، نشان میداد که نگاه او به سیاست خارجی صرفاً محدود به میز مذاکره نبود؛ بلکه آن را بخشی از یک میدان بزرگتر میدانست که سیاست، امنیت، رسانه و حتی فناوری در آن به هم پیوند میخورند. در کنار این نگاه راهبردی، خرازی به حوزههای علمی و فکری نیز توجه ویژه داشت. در سالهای اخیر از جمله چهرههایی بود که درباره اهمیت علوم شناختی و نقش آنها در آینده قدرت کشور سخن میگفت؛ موضوعی که نشان میداد ذهن او همچنان معطوف به آینده و تحولات بلندمدت است. با این حال، شاید مهمترین ویژگی شخصیتی او همان آرامش و وقاری بود که در تمام سالهای فعالیتش حفظ کرد. حتی در دورههایی که سیاست خارجی ایران با فشارهای شدید بینالمللی مواجه بود، خرازی کمتر وارد جدالهای تند لفظی میشد و ترجیح میداد با زبان دیپلماسی و استدلال سخن بگوید. همین روحیه باعث شد در میان همکاران و حتی بسیاری از طرفهای خارجی، به عنوان دیپلماتی متین و قابل اعتماد شناخته شود. اکنون با شهادت او، یکی از چهرههای کمهیاهو اما اثرگذار سیاست خارجی ایران در میان ما نیست. مردی که شاید کمتر اهل نمایش بود، اما رد پایش در بسیاری از مقاطع مهم دیپلماسی جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند.

کوتاه درباره چند دهه تلاش بیوقفه خرازی برای ایران
روایت نیمقرن امانتداری
سیدکمال خرازی، که نام شناسنامهایاش «علینقی» بود، در آذر ۱۳۲۳ در خانوادهای اصیل و متدین در تهران چشم به جهان گشود. ریشههای او به بازار تهران و مسجد سیدعزیزا... میرسید؛ جایی که دیانت با زیست مومنانه گره خورده بود. او مسیر نخبگی را از همان نوجوانی آغاز کرد. عطش آموختن، او را پس از تحصیل در رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران، به دانشگاه هیوستون کشاند تا با دکترای مدیریت آموزشی، توشهای علمی برای فردای ایران بردارد؛ سفری که بعدها با توصیه شهید بهشتی و همراهی چهرههایی چون حسن روحانی با دغدغههای نهضت اسلامی پیوند خورد.
صدای رسا در جبهههای نبرد
پیروزی انقلاب، فصل جدیدی برای این مرد متعهد بود. او که در تیرماه ۱۳۵۹ به محضر امام خمینی(ره) شرفیاب شده بود، خیلی زود در حساسترین سنگرها قرار گرفت. خرازی در سالهای دشوار دفاع مقدس، نه تنها در کسوت مدیرعامل خبرگزاری پارس (ایرنای فعلی)، بلکه در مقام «رئیس ستاد تبلیغات جنگ»، بازوی رسانهای نظام در نبرد با استکبار بود. او با همان چهره جدی و باصلابت، روایتگر حماسههای رزمندگان شد.
معمار تعامل و گفتوگو
پس از هشت سال نمایندگی مقتدرانه در سازمان ملل متحد، سال ۱۳۷۶ نقطه عطفی در زندگی او بود؛ زمانی که به عنوان سکاندار دیپلماسی دولت اصلاحات برگزیده شد. خرازی در قامت وزیر امورخارجه، طراح دکترین «تنشزدایی» شد. او مردی بود که حتی منتقدانش هم بر «عقلانیت محتاطانه» و «وفاداری مطلقش به منافع ملی» صحه میگذاشتند.
دیدهبان امین رهبری
خروج از ساختمان وزارت خارجه در سال ۱۳۸۴، پایان کار او نبود. چندی بعد انتصاب او به ریاست «شورای راهبردی روابط خارجی» از سوی رهبر معظم انقلاب، نشان از اعتماد عالی نظام به درایت این پیرِ دیپلماسی داشت. او در دو دهه اخیر، به عنوان «معمار پنهان» بسیاری از راهبردهای کلان، از توسعه علوم شناختی تا مدیریت بحرانهای منطقهای، در کنار نظام ایستاد. حتی در سالهای پایانی، زمانی که با صلابت از «تغییر دکترین هستهای در صورت تهدید موجودیت ایران» سخن گفت، لرزه بر اندام بدخواهان انداخت. سرانجام، این مسیر پرفراز و نشیب در فروردین ۱۴۰۵ به سرخترین شکل ممکن به پایان رسید. ترور او در محله آجودانیه، مهر تایید خونینی بود بر عمری که در راه صیانت از حریم دیپلماسی و عزت ایران سپری شد.

مروری بر ویژگیهای شخصیتی و سبک زندگی شهید کمال خرازی
مردی با سکوتی پرمعنا
آنهایی که سالها در کنار سیدکمال خرازی کار کرده بودند، معمولاً یک توصیف مشترک از او داشتند: مردی کمحرف، دقیق و جدی. چهرهای که شاید در نگاه اول سرد به نظر میرسید، اما در دل همان سکوت و نظم، نوعی اعتماد و ثبات وجود داشت که باعث شد در طول چند دهه، در حساسترین مسئولیتهای کشور مورد اتکا قرار گیرد. خرازی از آن دسته مدیرانی بود که کمتر در هیاهوی رسانهای دیده میشد و ترجیح میداد کارها را آرام و بیحاشیه پیش ببرد؛ رویکردی که بهویژه در عرصه پیچیده دیپلماسی، به سرمایهای مهم تبدیل شد. او برخلاف بسیاری از چهرههای سیاسی که با تغییر دولتها به حاشیه میروند، توانست جایگاهی فراجناحی پیدا کند. اعتماد رهبر انقلاب به او و استمرار مسئولیتش در شورای راهبردی روابط خارجی، در کنار سابقه وزارت در دولت اصلاحات، نشان میداد که خرازی بیش از آنکه به معادلات جناحی وابسته باشد، به عنوان کارگزار منافع ملی شناخته میشد. شاید به همین دلیل بود که نام او در بسیاری از بزنگاههای مهم سیاست خارجی، در پشت صحنه تصمیمسازیها شنیده میشد. در سالهای اخیر نیز او همچنان یکی از صداهای اثرگذار در مباحث راهبردی کشور بود. اظهارنظرهایش درباره آینده مذاکرات هستهای، ضرورت ابتکار دیپلماتیک در منطقه و نیز هشدارهایش درباره جنگ روایتها و اهمیت رسانه، نشان میداد که نگاه او به سیاست خارجی صرفاً محدود به میز مذاکره نبود؛ بلکه آن را بخشی از یک میدان بزرگتر میدانست که سیاست، امنیت، رسانه و حتی فناوری در آن به هم پیوند میخورند. در کنار این نگاه راهبردی، خرازی به حوزههای علمی و فکری نیز توجه ویژه داشت. در سالهای اخیر از جمله چهرههایی بود که درباره اهمیت علوم شناختی و نقش آنها در آینده قدرت کشور سخن میگفت؛ موضوعی که نشان میداد ذهن او همچنان معطوف به آینده و تحولات بلندمدت است. با این حال، شاید مهمترین ویژگی شخصیتی او همان آرامش و وقاری بود که در تمام سالهای فعالیتش حفظ کرد. حتی در دورههایی که سیاست خارجی ایران با فشارهای شدید بینالمللی مواجه بود، خرازی کمتر وارد جدالهای تند لفظی میشد و ترجیح میداد با زبان دیپلماسی و استدلال سخن بگوید. همین روحیه باعث شد در میان همکاران و حتی بسیاری از طرفهای خارجی، به عنوان دیپلماتی متین و قابل اعتماد شناخته شود. اکنون با شهادت او، یکی از چهرههای کمهیاهو اما اثرگذار سیاست خارجی ایران در میان ما نیست. مردی که شاید کمتر اهل نمایش بود، اما رد پایش در بسیاری از مقاطع مهم دیپلماسی جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
خداحافظ مرد آرام دیپلماسی
-
سرزده در ادارات مشهد
-
شکست عشقی پیرکودک
-
ماجرای فرارجنون آمیزدزدان سابقه دار!
-
لانچرهای3فروندی آماده شلیک
-
بازگشت تپش به قلب فوتبال ایران؟
-
مردم اکنون بیش از گذشته به ماهیت رسانه هایی همچون اینترنشنال پی برده اند
-
هرکاری برای وطن انجام دهیم، کم است
-
توسعه؛ پاسخ ایران به جنگ رمضان
-
خیابان پشت دیپلماسی
-
نقشه راه


