اینترنشنال به عنوان بازوی رسانه ای موساد با مهندسی تصویر کلی جنگ،  افکار عمومی را از دشمن بیرونی به درگیری‌های داخلی منحرف می‌کند

پروژه شکاف با امضای موسادنشنال

نویسنده: یوسفی

مترجم:

​​​​​​​
در جنگ‌های مدرن، آنچه معادلات را تغییر می‌دهد صرفاً برتری میدانی نیست، بلکه تصویری است که از واقعیت در ذهن جامعه ساخته می‌شود. رسانه‌های معاند، به‌ویژه ایران اینترنشنال، دقیقاً بر همین نقطه تمرکز کرده‌اند: مهندسی بیگ‌پیکچر یعنی طراحی و جهت‌دهی به تصویر کلی ماجرای جنگ در ذهن مردم. آن‌ها می‌کوشند با تولید و بازتولید روایت‌های جهت‌دار، ادراک عمومی را از واقعیت منحرف و زمین بازی را از مواجهه با دشمن بیرونی، به درگیری‌های درونی منتقل کنند. در این چارچوب، خبرهای جعلی نه یک خطای رسانه‌ای، بلکه ابزار طراحی‌شده برای هدایت ذهن مردم هستند.
نمونه اخیر، ادعای ساختگی منتسب به قالیباف مبنی بر حمله به سعید جلیلی، دقیقاً در همین پازل قابل تحلیل است. این قبیل روایت‌ها بر پایه یک الگوی روشن شکل می‌گیرند. الگویی که نقطه شروع آن رصد دقیق فضای داخلی است. ایران اینترنشنال عملاً به عنوان بازوی عملیات روانی موساد که دائما فضای داخلی ایران را رصد می‎کند، هم کف خیابان و هم شبکه‌های اجتماعی ایران را زیرنظر دارد. هرجا نشانه‌ای از تندی در شعارها، اختلاف‌نظر میان جریان‌های داخلی یا حتی یک دعوای لفظی در فضای مجازی دیده شود، برای این رسانه یک سیگنال قابل بهره‌برداری محسوب می‌شود.
این داده‌ها در ذات خود ممکن است طبیعی و حتی بخشی از پویایی یک جامعه باشند، اما در مرحله بعد، در اتاق‌های عملیات روانی بازطراحی می‌شوند. یعنی همان اختلاف محدود یا چندصدایی که بعضا به سمت فضای رادیکال سوق پیدا می‎کند، به‌عنوان نشانه شکاف عمیق بازتعریف می‌شود. سپس با ساختن جملات جعلی، نسبت دادن حرف‌های تند به چهره‌های شناخته‌شده و انتشار آن با ادبیاتی مبهم مثل «منابع آگاه»، تلاش می‌کنند این شکاف را واقعی‌تر و عمیق‌تر از آنچه هست، جلوه دهند. به بیان ساده‌تر، آن‌ها از یک جرقه کوچک، یک آتش بزرگ می‌سازند؛ هدف هم مشخص است: تشدید بی‌اعتمادی، درگیرکردن نیروهای داخلی با یکدیگر و منحرف کردن تمرکز افکار عمومی از دشمن بیرونی. این همان نقطه‌ای است که رسانه از اطلاع‌رسانی عبور کرده و وارد فاز «ادراک‌سازی» می‌شود؛ یعنی به‌جای انعکاس واقعیت، واقعیتی جایگزین در ذهن مخاطب می‌سازد.
اما هدف نهایی این فرایند، صرفاً انتشار یک خبر دروغ نیست. کارکرد اصلی چنین عملیات‌هایی، فعال‌سازی شکاف‌های داخلی و تبدیل اختلاف‌نظرهای طبیعی به تقابل‌های داخلی برای فراموش کردن دشمن بیرونی است. در این وضعیت، نیروهای اجتماعی به‌جای تمرکز بر تهدیدات بیرونی، درگیر نزاع‌های درون‌گروهی می‌شوند؛ انرژی بدنه حامی نظام به جای هم‌افزایی، صرف اصطکاک داخلی می‌شود و در نهایت، تصویری از یک ساختار سیاسی دچار گسست عمیق به افکار عمومی القا می‌گردد.این سناریو زمانی خطرناک‌تر می‌شود که در بستر یک تقابل چندلایه نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای قرار گیرد. در چنین شرایطی، هرگونه خطای ادراکی می‌تواند به خطای محاسباتی در سطح کلان منجر شود. تصمیم‌سازی‌هایی که تحت تأثیر فضای هیجانی و روایت‌های تحریف‌شده شکل بگیرند، نه‌تنها کارآمدی لازم را نخواهند داشت، بلکه می‌توانند منافع ملی را نیز با مخاطره مواجه کنند.
بر این اساس، آنچه امروز از سوی اینترنشنال و شبکه‌های همسو دنبال می‌شود، تخریب یک فرد یا جریان خاص نیست، بلکه بازطراحی میدان ذهنی جامعه است. هدف، جابه‌جایی کانون توجه از دشمن واقعی به تعارضات داخلی و در نتیجه، تضعیف انسجام اجتماعی است. در چنین میدانی، مهم‌ترین مؤلفه قدرت، نه صرفاً توان نظامی، بلکه هوشیاری ادراکی جامعه است. اینکه مخاطب بتواند میان خبر و روایت، واقعیت و تصویرسازی، تمایز قائل شود.
10 صفحه اول