هنر نوشتن زیر سایه جنگ
با منصور ضابطیان درباره تکنیک های خلق آثار هنری در شرایط جنگ، قطعی اینترنت و تاثیر آن بر تولید هنر گفت و گو کرده ایم. او می گوید، زندگی را نباید تعطیل کردنویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:
یکی از رسالتهای ماندگار هنر و هنرمند، در کنار مردم بودن است؛ چه در روزهای آرامش و لبخند و چه در آن لحظههایی که ترس و اضطراب تا مغز استخوان مردم نفوذ می کند؛ روزهایی مثل همین روزها که آن را زیر سایه جنگ تجربه می کنیم.اگرچه تعداد زیادی از هنرمندان توانسته اند بر ناامیدی و اضطراب خود پیروز شوند و آثاری خلق کنند اما برخی نیز در این گرداب فرو رفته اند و حاصلش چیزی جز سکوت هنری نبوده است. در میان چهرههایی که همواره نگاهی انسانی و متفاوت به جهان پیرامون داشته و در سخت ترین شرایط به خلق آثاری دیدنی و شنیدنی دست زده اند ، منصور ضابطیان جایگاه ویژهای دارد؛ نویسنده، مجری و سفرنامهنویسی که آثارش مخاطبان را به سفری میان واژهها، احساس و تجربه میبرد. او در تلویزیون با برنامههای موفق و فرهنگی مثل «رادیو هفت»، «گلبرگ» و «محاکات» بیش از پیش شناخته شد و در عرصه نویسندگی با سفرنامه هایی مانند «بلاتکلیف»، «برگ اضافی»، «استانبولی»، «چای نعنا» و «بیزمستان» خوانندگان بسیاری را همراه خود کرد. به همین منظور با ضابطیان گفت و گویی داشته ایم و از دلایل کمرنگ شدن حضورش در تولید برنامه های فرهنگی هنری در تلویزیون و فعالیت این روزهایش پرسیده ایم.
جناب ضابطیان، در شروع گفت و گو برایمان بگویید، هنرمندانی که ناخواسته و به دلیل اضطراب های ناشی از جنگ ، این روزها دچار سکوت هنری شده اند چطور می توانند به فضای تولید آثار برگردند؟
به دور از هر شعاری، به نظر من آدم باید از هر فرصتی برای تولید اثر و از همه مهمتر زندگی کردن استفاده کند. سیاسیون اصطلاحی دارند که میگویند « باید تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد» که معمولاً خودشان زیاد این کار را نمیکنند؛ ولی به هر حال ما یاد گرفته ایم که در بدترین شرایط هم سعی کنیم که زندگی و تولید آثار را تعطیل نکنیم؛ به این معنی که وقتی چیزی را نمیتوانیم تغییر دهیم، به گونه ای باید بخشی از شرایط را با خودمان تطبیق بدهیم و بخشی از خودمان را با شرایط موجود. بنابراین، این تنها گزینه است برای اینکه بتوانیم از این روزهای سخت عبور کنیم.
به نظر من راه چاره این است که آدمها دنیای خودشان را بسازند ورای از دنیای بیرونی. همه ما یک سری علاقهمندیهای درونی داریم؛ حالا برای یکی موسیقی، یکی ادبیات، یکی سفر، یکی معاشرت، یکی کافهرفتن و....است؛ با در نظر گرفتن مشکلات اقتصادی و نادلخوشیهایی که در شرایط اجتماعی فعلی وجوددارد، باید سعی کنیم که زندگی را تعطیل نکنیم.
خبردار شدیم سفرنامه ای متفاوت در دست چاپ دارید که تا پایان اردیبهشت روانه بازار می شود. لطفا درباره این اثر توضیح دهید.
کتاب اخیرم سفرنامه ای به نام «کافه پولونیا» است. سفرنامه ای که در جستوجوی پناهندگان لهستانی است که در دوران جنگ جهانی دوم به ایران آمده اند. برای پیدا کردن این افراد به لهستان رفتم و ادامه سفرم به تهران، انزلی، مشهد ، اهواز و اصفهان رسید. در یک جمله این کتاب سفرنامه ای ترکیبی است از سفر به لهستان و ایران.
به جز این کتاب، این روزها در حال نوشتن اثر جدیدی هستید یا به این فکر میکنید که اثری مرتبط با این روزهای مردم بنویسید ؟
به عنوان کتاب نه؛ فعلا در حال انجام کارهای مربوط به مراحل چاپ همین کتابم هستم . ولی در حوزه های دیگری فعالیت دارم، مثلا این روزها پادکستهایی تولید میکنم که در حال و هوای این روزهاست. به دلیل در دسترس نبودن یوتیوب که این هم خودش مشکلی است ، در کانال آپاراتی این آثار را بارگذاری می کنم تا آن جا بتوانیم با مردم کمی سفرنامه بخوانیم، کمی پادکستهای تصویری را مرور کنیم. به هر حال در شرایط کنونی از هر دستاویزی باید استفاده کنیم برای اینکه ذره ای حال مردم بهتر شود.
با توجه به اینکه صداوسیما در دوران قطعی اینترنت یکی از پرمخاطب ترین فضاها از نظر دسترسی مردم است، چرا جای برنامه های پرمخاطب شما در این رسانه خالی است ؟
تصور کنید وارد فروشگاهی می شوید و می خواهید یک اثر هنری را بخرید. فروشنده قیمت را یک میلیون تومان اعلام می کند و شما می خواهید 100 هزار تومان برای خرید آن اثر هزینه کنید؛ خب این موضوع دیگر اصلاً قابل مذاکره نیست. زمانی این موضوع قابل مذاکره است که وقتی فروشنده می گوید یک میلیون تومان، شما بگویید 800 هزار تومان. الان وضعیت بسیاری از هنرمندان با صدا و سیما این است، تا زمانی که مدیریت این گونه باشد و تفکر حاکم بر صدا و سیما این است ، اصلاً همکاری قابل مذاکره نیست. اصلاً نمیتوانی راجع به اینکه چه کنیم که برنامه خوبی بسازیم، صحبت کنیم. وقتی شرایط مدیریتی به این شیوه باشد، خروجیاش هم همین است که میبینید.
و صحبت پایانیتان با مردم در شرایط امروز چیست؟
به هر حال من هم یک نفر هستم شبیه بقیه مردم که مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی را تجربه می کنم؛ ولی توصیه من به همه از جمله خودم این است که ما باید سعی کنیم در این روزها در هر حوزه ای که فعالیت می کنیم هوای خود و همدیگر را داشته باشیم؛ چون ما جز خودمان کسی را نداریم. باید در هر شرایطی حال خوبی به هم منتقل و درباره اشتراکاتمان صحبت کنیم. امروز متاسفانه مخالفان و موافقان، چندین دسته شده اند، ولی ما در این شرایط باید به عنوان یک ایرانی به اشتراکاتمان فکر کنیم و دنیای خودمان را با پیگیری علاقه مندی هایمان بسازیم تا بتوانیم این شرایط را از سر بگذرانیم.
جناب ضابطیان، در شروع گفت و گو برایمان بگویید، هنرمندانی که ناخواسته و به دلیل اضطراب های ناشی از جنگ ، این روزها دچار سکوت هنری شده اند چطور می توانند به فضای تولید آثار برگردند؟
به دور از هر شعاری، به نظر من آدم باید از هر فرصتی برای تولید اثر و از همه مهمتر زندگی کردن استفاده کند. سیاسیون اصطلاحی دارند که میگویند « باید تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد» که معمولاً خودشان زیاد این کار را نمیکنند؛ ولی به هر حال ما یاد گرفته ایم که در بدترین شرایط هم سعی کنیم که زندگی و تولید آثار را تعطیل نکنیم؛ به این معنی که وقتی چیزی را نمیتوانیم تغییر دهیم، به گونه ای باید بخشی از شرایط را با خودمان تطبیق بدهیم و بخشی از خودمان را با شرایط موجود. بنابراین، این تنها گزینه است برای اینکه بتوانیم از این روزهای سخت عبور کنیم.
به نظر من راه چاره این است که آدمها دنیای خودشان را بسازند ورای از دنیای بیرونی. همه ما یک سری علاقهمندیهای درونی داریم؛ حالا برای یکی موسیقی، یکی ادبیات، یکی سفر، یکی معاشرت، یکی کافهرفتن و....است؛ با در نظر گرفتن مشکلات اقتصادی و نادلخوشیهایی که در شرایط اجتماعی فعلی وجوددارد، باید سعی کنیم که زندگی را تعطیل نکنیم.
خبردار شدیم سفرنامه ای متفاوت در دست چاپ دارید که تا پایان اردیبهشت روانه بازار می شود. لطفا درباره این اثر توضیح دهید.
کتاب اخیرم سفرنامه ای به نام «کافه پولونیا» است. سفرنامه ای که در جستوجوی پناهندگان لهستانی است که در دوران جنگ جهانی دوم به ایران آمده اند. برای پیدا کردن این افراد به لهستان رفتم و ادامه سفرم به تهران، انزلی، مشهد ، اهواز و اصفهان رسید. در یک جمله این کتاب سفرنامه ای ترکیبی است از سفر به لهستان و ایران.
به جز این کتاب، این روزها در حال نوشتن اثر جدیدی هستید یا به این فکر میکنید که اثری مرتبط با این روزهای مردم بنویسید ؟
به عنوان کتاب نه؛ فعلا در حال انجام کارهای مربوط به مراحل چاپ همین کتابم هستم . ولی در حوزه های دیگری فعالیت دارم، مثلا این روزها پادکستهایی تولید میکنم که در حال و هوای این روزهاست. به دلیل در دسترس نبودن یوتیوب که این هم خودش مشکلی است ، در کانال آپاراتی این آثار را بارگذاری می کنم تا آن جا بتوانیم با مردم کمی سفرنامه بخوانیم، کمی پادکستهای تصویری را مرور کنیم. به هر حال در شرایط کنونی از هر دستاویزی باید استفاده کنیم برای اینکه ذره ای حال مردم بهتر شود.
با توجه به اینکه صداوسیما در دوران قطعی اینترنت یکی از پرمخاطب ترین فضاها از نظر دسترسی مردم است، چرا جای برنامه های پرمخاطب شما در این رسانه خالی است ؟
تصور کنید وارد فروشگاهی می شوید و می خواهید یک اثر هنری را بخرید. فروشنده قیمت را یک میلیون تومان اعلام می کند و شما می خواهید 100 هزار تومان برای خرید آن اثر هزینه کنید؛ خب این موضوع دیگر اصلاً قابل مذاکره نیست. زمانی این موضوع قابل مذاکره است که وقتی فروشنده می گوید یک میلیون تومان، شما بگویید 800 هزار تومان. الان وضعیت بسیاری از هنرمندان با صدا و سیما این است، تا زمانی که مدیریت این گونه باشد و تفکر حاکم بر صدا و سیما این است ، اصلاً همکاری قابل مذاکره نیست. اصلاً نمیتوانی راجع به اینکه چه کنیم که برنامه خوبی بسازیم، صحبت کنیم. وقتی شرایط مدیریتی به این شیوه باشد، خروجیاش هم همین است که میبینید.
و صحبت پایانیتان با مردم در شرایط امروز چیست؟
به هر حال من هم یک نفر هستم شبیه بقیه مردم که مشکلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی را تجربه می کنم؛ ولی توصیه من به همه از جمله خودم این است که ما باید سعی کنیم در این روزها در هر حوزه ای که فعالیت می کنیم هوای خود و همدیگر را داشته باشیم؛ چون ما جز خودمان کسی را نداریم. باید در هر شرایطی حال خوبی به هم منتقل و درباره اشتراکاتمان صحبت کنیم. امروز متاسفانه مخالفان و موافقان، چندین دسته شده اند، ولی ما در این شرایط باید به عنوان یک ایرانی به اشتراکاتمان فکر کنیم و دنیای خودمان را با پیگیری علاقه مندی هایمان بسازیم تا بتوانیم این شرایط را از سر بگذرانیم.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
بیکاری کم شد یا زیاد؟
-
5 ترفند سلامتی بدون خرج!
-
راز گشایی از مرگ تلخ دختر 18ساله !
-
هنر نوشتن زیر سایه جنگ
-
حماسه مهندسان و قدرت برخاستنِ دوباره
-
«بدنام»، روایتی حساس از عشق
-
فردای روشن حزب ا...
-
توفان ساحلیبازان ایران در ماسههای سانیا
-
مسکو؛ ایستگاه عبور دیپلماسی از بنبست ؟
-
امضاهای قفلشده در تهران
-
ماکان، روزی صد بار بغلم می کرد


