ماجرای دختری آمریکایی که با شاهنامه ایرانی شد
نویسنده: رضایی
مترجم:

دراطراف آرامگاه فردوسی درتوس، افراد شاخص بسیاری به خاک سپرده شدهاند؛ چهرههای مشهوری که هرکدام داستانی برای روایت دارند، اما ماجرای زندهیادان هلن جفریزآمریکایی وهمسرش ابوالقاسم بختیار، که اهل چهارمحال بختیاری بود، قصهای متفاوت است؛ روایتی ازپیوند دوجهان فرهنگی متفاوت که ماجراهایی شنیدنی را برای فرهنگ وپزشکی ایران رقم زد.
هلن دختری 17ساله بود که سالها پیش با پزشکی ایرانی به نام ابوالقاسم بختیار ازدواج کرد؛ مردی که ۳۵ سال ازاوبزرگ تربود.
آن زمان، هلن درآمریکا زندگی میکرد وابوالقاسم بختیار برای ادامه تحصیل به آن کشوررفته بود.
شنیدن روایتهای شاهنامه، شعرهای سعدی وحافظ اززبان ابوالقاسم جوان، آرامآرام مسیرزندگی آنها را تغییرداد. دنیای اسطورهها وحماسههای فارسی، دخترجوان آمریکایی را شیفته ایران کرد؛ تا جایی که با ابوالقاسم ازدواج کرد و به ایران آمد.
اگرچه هرازچند گاهی اتفاقاتی مانند جنگ جهانی، برای مدتی او را ناچاربه ترک ایران میکرد، اما شیفتگی اونسبت به فرهنگ ایران، مسیرش را دوباره به سمت ایران بازمیگرداند. او که سالها در ایران طبابت درروستاها را در پیش گرفته بود، بارها چه درنامهها وچه درگفتوگوهای حضوریاش با خانواده و دوستانش، از رستم، سیمرغ و فضای حماسی شاهنامه یاد کرده و ایران را سرزمین پهلوانان نامیده است.
این تنها بخشی ازماجرای شنیدنی هلن جفریزوهمسرش ابوالقاسم بختیاراست که هر دوازشیفتگان فردوسی توسی و شاهنامهاش بودند.
روزگذشته درسازمان اسناد وکتابخانههای شرق کشوردرمشهد، دوجلد کتاب درباره این زوج ایراندوست منتشرشد؛ کتابهایی که توسط دخترشان «لاله» گردآوری شده و به همت مهشید رضوی رضوانی، مدیرمؤسسه ماهشید خرد، منتشرشده است.
10 صفحه اول


