آقای فردوسی! حرف حسابتان برای امروز چیست؟

سالروز بزرگداشت حکیم توس و روز ملی پاسداشت زبان فارسی بهانه شد  تا با دکتر علیرضا قیامتی، شاهنامه پژوه درباره حرف های فردوسی برای امروز، هم سخن شویم

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:


درروزهایی که جنگ و اتفاقات پسا جنگ به بخشی ازتاملات روزانه مردم تبدیل شده است، بخشی از ما بیش ازهرزمان دیگری به سراغ ریشه‌های فرهنگی و تاریخی خود می‌رویم؛ریشه‌هایی که قرن‌ها به ایرانیان امید، همبستگی واحساس هویت داده است.درمیان این میراث، شاهنامه فردوسی جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که فراتر ازیک حماسه تاریخی، از آزادگی، خردورزی، شرافت، میهن‌دوستی و همدلی سخن می‌گوید. فردوسی درروایت‌های خود، انسان را به حفظ کرامت، دوری ازکینه و ایستادگی دربرابرستم فرامی‌خواند وایران را نه فقط یک سرزمین، بلکه مجموعه‌ای ازفرهنگ، مردم و ارزش‌های مشترک می‌داند. شاید به همین دلیل است که شاهنامه همچنان برای جامعه امروز، به‌ویژه درروزهای دشوار،حرف‌های تازه و قابل تأملی دارد. به مناسبت 25 اردیبهشت روز بزرگداشت زبان فارسی و حکیم توس درهمین زمینه با دکترعلیرضا قیامتی، استاد دانشگاه و شاهنامه‌پژوه، درباره پیام‌های فردوسی برای مردم ایران درروزهایی که درشرایط جنگ قرار دارند گفت‌وگو کرده‌ایم.

شاهنامه درنگاه نخست، نامه‌ جنگ‌هاست؛ اما دربطن خود ستایش‌نامه‌ صلح است. به نظرشما فردوسی چه تمایزی میان جنگِ برای قدرت طلبی  و جنگِ برای صلح و دفاع  قائل است؟
جنگ درشاهنامه ، محوراصلی دلاوری ونبرد،درخدمت دفاع است. جنگ‌ها دراین اثرحماسی بر سه پایه شکل می‌گیرند؛ نخست برپایه دادگری ، دوم حمایت از ستمدیدگان و رنج‌دیدگان و سوم دفاع ازمیهن. برهمین اساس، درروایت های شاهنامه هیچگاه ،ایرانیان آغازگرجنگ نیستند واگردرموارد محدود هم آغازگرهستیم، نکوهیده است.فردوسی درروایت نبردها تنها جانب ایران را نمی‌گیرد، بلکه معیاراصلی اوعدالت است و جنگی که برمبنای عدالت نباشد فردوسی آن را مورد انتقاد قرار می دهد. نمونه روشن این نگاه، روایت جنگ پیروزشاه ساسانی با خوشنواز است؛ جایی که فردوسی حق را با خوشنوازمی‌داند، نه با پادشاه ایرانی و به طرفداری ازخوشنواز برمی خیزد. این رویکرد نشان می‌دهد نگاه فردوسی فراترازمرزهای قومی وسیاسی ومبتنی بردادگری است.درشاهنامه، جنگی که با هدف قدرت‌طلبی،کشورگشایی یا تحمیل عقیده صورت گیرد، جایگاهی ندارد و ستایش نمی‌شود. آنچه فردوسی برآن تأکید می‌کند، ارزش‌هایی چون آزادگی، مهرورزی، خردگرایی و عدالت است. به همین دلیل نبردهای شاهنامه ماهیتی دفاعی دارند و با جنگ‌هایی که برای سلطه‌جویی و توسعه قدرت شکل می‌گیرند، تفاوت اساسی دارند. 
در روزگاری که کشورهای فراوانی درجهان درگیر جنگ شده اند ، پهلوانان شاهنامه چگونه به آن ها می‌آموزند که حتی درمیانه نبرد، مرزهای اخلاق و انسانیت را گم نکنند؟
درشاهنامه، اساس پهلوانی و قدرت بر دادگری، انسان‌دوستی و مهرورزی استوار است. فردوسی بارها تأکید می‌کند که انسان‌ها باید به جای دشمنی و جدایی، درکنار یکدیگر زندگی کنند و پیوند داشته باشند. از نگاه او، ارزش واقعی درصلح، دوستی و همدلی است، نه درجنگ وخونریزی. فردوسی معمولا درابیاتی، انسان‌های جهان را به کنارگذاشتن کینه و خشونت فرا می‌خواند و می‌گوید به جای صدای شمشیر، باید نوای شادی و مهربانی درجامعه شنیده شود:«شما تیغ‌ها درنیام آورید/برآیین شمشیر جام آورید/به جای خروش کمان، نای و چنگ/بسازید بر باده و بوی رنگ»
درنگاه فردوسی، پهلوانی تنها به زور بازو، شانه‌های ستبر وگردن فرازی محدود نمی‌شود، بلکه پهلوان واقعی کسی است که ازمظلومان دفاع کند ودرمسیر نیکی گام بردارد. نمونه روشن این نگاه، سفارش زال به رستم است؛ جایی که به او یادآوری می‌کند خداوند قدرت را برای یاری رساندن به ستمدیدگان به تو داده است:«تو را ایزد این زور پیلان که داد/ دل و هوش و فرهنگ فرخ‌نژاد/بدان داد تا دست فریادخواه/بگیری برآری ز تاریک‌چاه»
 بر همین اساس، قدرت درشاهنامه زمانی ارزشمند است که درخدمت اخلاق، عدالت وحمایت از انسان‌ها قرارگیرد،از طرفی پهلوانان شاهنامه اگر چه صلح دوستند اما هرگاه به کشورشان حمله شده پشت دشمن را با تمام قدرت به خاک رسانده اند.
درس‌های فردوسی برای انسانِ معاصری که در محاصره اخبار جنگ و خشونت است چیست؟ 
حماسه «ایلیاد» هومرکه یکی ازآثارحماسی بزرگ به شمارمی آید با این متن آغاز می‌شود: «ای الهه، بخوان سرود خشم آشیل را»؛ اما شاهنامه با ستایش «خرد» شروع می‌شود. این تفاوت در انتخاب زاویه دید درآغازکلام، نشانه رویکرد بنیادین فردوسی است. درشاهنامه، گم شده همیشگی بشر«خرد» معرفی می‌شود؛ نیرویی که درهرزمان می‌تواند راهنمای انسان باشد. خردورزی ازنگاه فردوسی با پرسشگری، پژوهش، جهان‌بینی و اندیشه‌ورزی همراه است وحتی ایمان نیز زمانی استوار و ماندگارخواهد بود که بر پایه خرد بنا شود.«به دانش نیاید سرِ جنگجوی/ نباید به جنگ اندرون آبِ روی/ سرِ مردِ جنگی خرد نسپرد/ که هرگز نیامیخت کین با خرد»
دراین چارچوب، خرد نه‌تنها سازنده شخصیت فردی، بلکه بنیان‌گذار وجدان اخلاقی واجتماعی است. فردوسی تنها به توصیه اکتفا نمی‌کند، بلکه درسراسرشاهنامه راهکارهایی برای رسیدن به خرد و به‌کارگیری آن دراداره جامعه و تحقق همزیستی مسالمت‌آمیز ارائه می‌دهد. به بیان دیگر،شاهنامه کتابی است که راه «به‌زیستن» را ازمسیرخردورزی ترسیم می‌کند.
کشورما درحال حاضر درگیر جنگی ناخواسته و دفاعی مشروع است،فردوسی برای برخی از افراد جامعه ما که ازفشارها وآسیب‌های ناشی ازدوران جنگ خسته شده است، چه پیامی دارد؟
پیام فردوسی، پیام آزادگی، گردن‌فرازی دربرابردشمن وزندگی شرافتمندانه است. بزرگ‌ترین درسی که انسان بتواند از شاهنامه بگیرد، «آزاده زیستن» و حفظ کرامت انسانی است. فردوسی بارها تأکید می‌کند که انسان نباید تن به خواری و سرسپردگی بدهد و شرافت را برآسایش ترجیح دهد.درکنارآزادمنشی، شاهنامه درس بزرگ میهن‌دوستی و همبستگی ملی را به مخاطب می‌آموزد. فردوسی همه ایرانیان را، با هرقوم، دین، مذهب وگرایش فکری، زیرنام «ایران» و فرهنگ ایرانی گرد هم می‌آورد. از نگاه او، ایران تنها آب و خاک نیست؛ ایران مجموعه‌ای از مردم، فرهنگ، هنر، جهان‌بینی، معماری و ارزش‌های اخلاقی است. چنان‌که می‌گوید: «که ایران چو باغی‌ست خرم‌بهار/شکفته همیشه گل کامگار/اگر بفکنی خیره دیوار باغ/چه باغ وچه دشت و چه دریا،چه راغ/نگر تا تو دیوار او نفکنی/دل و پشت ایرانیان نشکنی»
فردوسی ویرانی ایران را تنها ویرانی سرزمین نمی‌داند، بلکه آن را آسیب به جان و روح مردم ایران تلقی می‌کند. از همین رو، شاهنامه را می‌توان یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های پیوستگی ملی دانست؛ اثری که اقوام گوناگون ایرانی را درکنار یکدیگر تصویر می‌کند. درسراسر شاهنامه از بلوچ‌ها، سیستانی‌ها، زابلی‌ها، خوزی‌ها، کرمانی‌ها، گیلانی‌ها، مردم ری، اردبیل و خراسان یاد می‌شود؛ اقوامی که همگی درکنار هم برای ایران می‌جنگند و هویت مشترک می‌سازند.
این نگاه، تنها به مرزهای جغرافیایی امروز ایران محدود نمی‌شود.
 فردوسی درتوصیف ایران فرهنگی، ازسمرقند، بخارا، بلخ، هرات، بامیان، بدخشان و دیگر نواحی حوزه تمدنی ایران یاد می‌کند و از«ایران بزرگ فرهنگی» سخن می‌گوید؛ مفهومی که فراتر ازمرزهای سیاسی امروز، برپیوندهای تاریخی، فرهنگی و تمدنی استوار است. ازاین رو، شاهنامه تنها یک اثرحماسی نیست، بلکه کتاب هویت، آزادگی، همبستگی ملی و پاسداشت ایران فرهنگی است؛ میراثی که همچنان می‌تواند برای جامعه امروز الهام‌بخش باشد.
10 صفحه اول