معادله تاب‌آوری در پساجنگ

رهبر انقلاب در پیام خود اشاره کردند که دشمن کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است که یکی تاب‌آوری مردم است؛ نکته قابل توجه این است که تاب‌آوری محصول رابطه‌ای دوطرفه میان مردم و مسئولان است و نقش هر کدام در این بین نباید کمرنگ دیده شود

نویسنده: مجید حسین زاده، روزنامه‌نگار

مترجم:

 در جهان امروز، بحران‌ها فقط از مسیرهای آشکار وارد زندگی مردم نمی‌شوند. گاهی یک جامعه نه با حمله مستقیم نظامی بلکه با فرسایش آرام امید، اعتماد و انسجام خود تضعیف می‌شود. فشار اقتصادی، شایعه‌پراکنی، اخبار نادرست، بزرگ‌نمایی ناکامی‌ها، تحقیر توان ملی و ایجاد بدگمانی میان مردم و مسئولان، همگی می‌توانند بخشی از روندی باشند که هدف آن کاهش تاب‌آوری عمومی است. رهبر انقلاب در بخشی از پیام اخیر خود فرمودند: «... در همین مجال به ملّت عزیز عرض می‎کنم دشمن خبیث، ... ، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تاب‌آوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است...». نکته قابل توجه این است که تاب‌آوری اجتماعی محصول رابطه‌ای دوطرفه میان مردم و مسئولان است و نقش هر کدام در این بین نباید کمرنگ دیده شود.
​​​​​​​
تاب‌آوری به معنای منفعل‌شدن نیست
تاب‌آوری اجتماعی یعنی جامعه در برابر فشارها، بحران‌ها و تکانه‌های بیرونی و درونی از هم نپاشد، دچار سردرگمی و انفعال نشود و پس از هر دشواری، توان بازسازی خود را حفظ کند. جامعه تاب‌آور جامعه‌ای نیست که مشکل ندارد؛ بلکه جامعه‌ای است که مشکل را می‌بیند، آن را انکار نمی‌کند، اما اجازه نمی‌دهد مشکلات به ناامیدی مطلق، بی‌اعتمادی فراگیر و فروپاشی پیوندهای اجتماعی تبدیل شود. اگر جامعه بداند که مشکلات واقعی‌اند اما قابل فهم، قابل نقد و قابل اصلاح هستند، ظرفیت تحمل و مشارکت آن افزایش می‌یابد. در ضمن، تاب‌آوری، یک کلِ تجزیه‌ناپذیر است. سال‌هاست از «بازسازی سرمایه اجتماعی» می‌گوییم، اما راهِ آن در بحران، تنها از مسیر «فراگیری» می‌گذرد. در لحظه‌ بحران، هر کسی که حس کند «شهروند درجه دو» است، خود را از دایره‌ انسجام خارج می‌بیند. ایرانِ تاب‌آور، محصولِ سیستمی است که در آن هیچ‌کس احساسِ غریبگی نکند. تاب‌آوری ملی میانگین تاب‌آوری تمام گروه‌های اجتماعی است نه فقط حامیان یا حاضران در خیابان، اینترنت سفیدها، اینترنت پروها، متمولان و ... . خلاصه باید حواسمان به فراگیری باشد.
وظایف مردم در تقویت تاب‌آوری
1- نخستین وظیفه شهروندان، تقویت سواد رسانه‌ای است| در عصر شبکه‌های اجتماعی، هر فرد فقط مصرف‌کننده خبر نیست؛ بلکه می‌تواند ناخواسته به منتشرکننده اضطراب، شایعه یا اخبار نادرست تبدیل شود. جامعه‌ای که هر پیام تحریک‌آمیز را بدون بررسی بازنشر می‌کند، در برابر عملیات روانی و موج‌های هیجانی آسیب‌پذیرتر است. مکث پیش از انتشار، بررسی منبع خبر، مقایسه روایت‌ها و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، رفتارهایی ساده اما مؤثر برای حفظ آرامش عمومی‌اند.
2- دومین نقش مردم، حفظ پیوندهای اجتماعی است| بحران‌ها زمانی خطرناک‌تر می‌شوند که افراد جامعه احساس تنهایی و بی‌پناهی کنند. خانواده، محله، نهادهای مدنی، گروه‌های داوطلبانه، مساجد، مدارس، انجمن‌ها و شبکه‌های محلی می‌توانند حلقه‌های اتصال اجتماعی باشند. هرچه روابط انسانی در جامعه قوی‌تر باشد، تحمل فشارها آسان‌تر می‌شود. کمک به همسایه، همراهی با آسیب‌دیدگان، گفت‌وگوی محترمانه با مخالفان فکری و پرهیز از دامن‌زدن به شکاف‌های اجتماعی، همگی بخشی از تاب‌آوری ملی‌اند.
3- سومین وظیفه مردم، مطالبه‌گری مسئولانه است| تاب‌آوری به معنای سکوت در برابر خطاها نیست. جامعه سالم باید نقد کند، بپرسد و اصلاح بخواهد؛ اما تفاوت مهمی میان نقد سازنده و تخریب کور وجود دارد. نقد سازنده، مسئله را دقیق بیان می‌کند، راه‌حل می‌جوید و به اصلاح امید دارد. اما تخریب کور همه چیز را بی‌اعتبار می‌کند و نتیجه‌ای جز افزایش یأس و بی‌اعتمادی ندارد. جامعه تاب‌آور، هم مطالبه‌گر است و هم مراقب سرمایه روانی خود.
اعتماد عمومی زمانی شکل می‌گیرد که ...
اما بار اصلی تاب‌آوری فقط بر دوش مردم نیست. مسئولان و مدیران هم نقشی تعیین‌کننده دارند. هیچ جامعه‌ای تنها با توصیه به صبوری و وحدت، تاب‌آور نمی‌شود. اعتماد عمومی زمانی شکل می‌گیرد که مردم نشانه‌های صداقت، کارآمدی، عدالت و پاسخگویی را در عمل ببینند. اگر تصمیم‌ها ناگهانی، توضیح‌داده‌نشده و دور از واقعیت‌های زندگی مردم باشد، طبیعی است که احساس سرخوردگی افزایش یابد. هر اقدامی که مردم را به آینده بدبین کند یا احساس بی‌عدالتی را تقویت نماید، به تضعیف تاب‌آوری اجتماعی منجر می‌شود. احساسِ قربانی‌بودن، تاب‌آوری را می‌کشد. ما به تقویتِ «عاملیت‌های اجتماعی» نیاز داریم. تاب‌آوری در مشارکت رخ می‌دهد، نه در دستور. باید فضایِ مشارکت برای همه‌ طیف‌ها باز شود و نهادهای مدنی باید ریه‌هایِ تنفسِ جامعه باشند. واضح است که در این بین توجه به شفافیت، عدالت و کارآمدی توسط مسئولان، جزو اصلی‌ترین ستون‌های تاب‌آوری است.
جامعه قوی با یک مسیر مشترک
در نهایت، تاب‌آوری اجتماعی محصول رابطه‌ای دوطرفه میان مردم و مسئولان است. مردم با آگاهی، همبستگی، امید و مطالبه‌گری مسئولانه می‌توانند جامعه را در برابر اضطراب و تفرقه مقاوم کنند. مسئولان هم با صداقت، عدالت، کارآمدی و پاسخگویی می‌توانند اعتماد عمومی را افزایش دهند. هیچ‌کدام جای دیگری را نمی‌گیرد؛ جامعه قوی زمانی ساخته می‌شود که مردم و مدیران در یک مسیر مشترک، یعنی حفظ امید، آرامش، انسجام و آینده‌باوری حرکت کنند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار