بختک اپراتورها روی نمایش خانگی
آیا با خیز بلند اپراتورها برای قبضه بازار ویاودی، عصر پلتفرمهای بخش خصوصی به پایان میرسد؟نویسنده: مصطفی قاسمیان
مترجم:
در هفتههای اخیر، بازار ویدئوی درخواستی (VOD) ایران، شاهد دو رویداد استراتژیک بود که گمانه طراحی یک استراتژی جدید و خیزی بلند از سوی دو اپراتور اصلی تلفن همراه کشور برای انحصار و در اختیار گرفتن کامل شریانهای توزیع محتوا را ایجاد میکرد: نخست، راهاندازی پلتفرم پلان به عنوان یک بازیگر جدید از سوی یکی از شرکتهای وابسته به ایرانسل و دوم، افزوده شدن محصولات پلتفرم شیدا به سبد نمایش فیلم و سریال روبیکا وابسته به همراه اول. تجمیع این تحولات حاکی از آن است که دو اپراتور بزرگ ارتباطی کشور، با سرعتی چشمگیر در مسیر قبضه کردن کامل بازار نمایش خانگی گام برمیدارند و این موضوع، زنگ خطر جدی را برای استقلال پلتفرمهای بخش خصوصی به صدا درمیآورد.

داستان انحصار بیسابقه روبیکا
پیش از ورود جدی روبیکا به این عرصه، بازار نمایش خانگی عمدتاً بر مدار رقابت دوگانه فیلیمو و نماوا میچرخید؛ پلتفرمهایی که طی یکی دو سال شیوع کرونا، به تدریج صفر تا صد چرخه تولید تا پخش را برعهده گرفتند. با ورود روبیکا و انعقاد قرارداد با نماوا در سال 1399، قواعد بازی به تدریج تغییر کرد. به مرور پلتفرمهای فیلمنت و بعد تماشاخونه نیز به این سبد افزوده شدند و اکنون با پیوستن شیدا، دایره این تجمیع چنان گسترده شده که به جز فیلیمو، محصولات تمامی پلتفرمهای رقیب در یک اپلیکیشن واحد قابل دسترسی است! چنین وضعیتی که در آن پلتفرمهای رقیب محصولات خود را در یک بستر واحد به نمایش بگذارند، در اکوسیستم رسانهای جهان بیسابقه است و عملاً مفهوم رقابت را تهی میسازد. گزارشهای آماری نیز همین سلطه بلامنازع را نشان میدهد؛ چنانکه دادههای اخیر متا -مرکز تحلیل اجتماعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)- نشان میدهد در اردیبهشتماه و همزمان با قطعی اینترنت، روبیکا توانست سهم چشمگیر 54 درصدی را از سهم تماشای فیلم و سریال اینترنتی کشور به خود اختصاص دهد.

استراتژی جدید ایرانسل با پلان
در سوی دیگر این میدان، شرکت «ویستامدیا» بازوی تولید محتوای وابسته به ایرانسل قرار دارد که پیشتر صرفاً با سرمایهگذاری در تولید آثاری چون رئالیتیشوهای «اسکار»، «سرگیجه»، مسابقه مافیایی «ارتش سری»، برنامههای گفتوگومحور «35 میلیمتری» و «عیدی HD» و همچنین سریال «دیو و ماهپیشونی» در جایگاه تأمینکننده محتوا برای پلتفرمها ایفای نقش میکرد؛ اما به تازگی با راهاندازی پلتفرمی با عنوان «پلان»، رسماً به حوزه توزیع و پخش ورود کرده است. پشتیبانی مالی قدرتمند این پلتفرم نوظهور، نوید تصاحب سهم قابلتوجهی از بازار را در آیندهای نزدیک میدهد. نشانه این استراتژی تازه را میتوان در پخش محصول جدید ویستامدیا با نام «منشور» دید که برخلاف محصولات پیشین این استودیو، در بستر روبیکا عرضه نشده؛ تصمیمی استراتژیک که آغاز رقابت جدیتر میان دو غول مخابراتی و تفکیک مسیر آنها برای تسخیر بازار را نشان میدهد.
سلاح پنهان ترافیک
پشتوانه اصلی این دو بازیگر بزرگ، انحصار آنها در تأمین زیرساخت و اینترنت کشور است. در حالی که میدانیم طی سالهای اخیر همواره سهم اینترنت تلفن همراه در سبد فروش اینترنت در حال افزایش بوده و اکنون دیگر میزان استفاده از اینترنت ثابت، قابل قیاس با اینترنت همراه نیست، این امر به اهرم فشار اصلی همراه اول و ایرانسل علیه بازار ویاودی تبدیل شده است. شنیدهها نیز حاکی از آن است که قراردادهای تسهیم ترافیک اپراتورها با پلتفرمها، غالباً با شرایط نزدیک به موضع اپراتورها منعقد میشود و تولیدکنندگان بازار به دلیل نیاز مبرم به بستر توزیع، چارهای جز تمکین ندارند. همین ساختار نابرابر بود که چندی پیش، برخی پلتفرمهای خارج از حوزه VOD در اتحادیه تولید و نشر محتوا را بر آن داشت تا با تدوین سند جنجالی «تسهیم درآمد محتوا»، تلاش کنند در برابر این هژمونی بایستند؛ سندی که موافقتها و مخالفتهای بسیاری را در پی داشت.
سقوط پلتفرمها به استودیوهای تولید؟
تداوم روند یادشده در بازار نمایش خانگی، چشمانداز نگرانکنندهای را برای استقلال بخش خصوصی ترسیم میکند. به نظر میرسد این روند درنهایت روبیکا و پلان را به عنوان دو بازوی قدرتمند وابسته به ساختارهای دولتی و حاکمیتی، به حاکمان مطلق بازار نمایش خانگی تبدیل کند. در چنین مختصاتی، پلتفرمهای بخش خصوصی نظیر فیلیمو، فیلمنت، نماوا و شیدا، ناگزیر از جایگاه پلتفرم تولید و پخش محتوا به استودیوهای تولید برای این اپراتورها تنزل خواهند یافت. اپراتورها با در دست داشتن انحصاریِ شریان توزیع اینترنت و حالا توزیع محتوا، به سادگی قادرند نقش و اهمیت رقبای خصوصی را از حیز انتفاع ساقط کنند.
پارادوکس فرهنگی در سایه انحصار دولتی
با همه آنچه گفته شد، نباید این طور تصور کرد که حمایت حاکمیتی و دولتی از این پلتفرمها، لزوماً به ارتقای کیفی و فرهنگی محتوا منجر شده است. رئالیتیشوی «سرگیجه» که مدتی پیش با رفتارهای عجیب و جنجالی خداداد عزیزی بر سر زبانها افتاد و واکنشهای منفی بسیاری را برانگیخت، محصول استودیوی ویستامدیا بود. مشابه این مسئله در روبیکا هم رخ داده. در همین روزهای اخیر برنامه پرحاشیه «به من چه؟» با اجرای مجید واشقانی که با نقدهای زیادی مواجه و توقیف شده بود، به صورت چراغخاموش رفع توقیف شده و به بستر روبیکا بازگشته است. به علاوه بسیاری از سریالهای پرحاشیه شبکه نمایش خانگی که همواره مورد نقدهای فرهنگی قرار گرفتهاند، عمده مخاطبان خود را دقیقاً از طریق همین درگاه توزیع روبیکا جذب کردهاند. این تناقضات گواه آن است که انحصار قریبالوقوع یادشده، چندان ارتباطی به دغدغههای فرهنگی و محتوایی ندارد و این روند جز قبضه کردن شریانهای اقتصادی و تسلط مطلق بر بازار پربازده رسانه، به نتیجهای دیگر نخواهد رسید.

داستان انحصار بیسابقه روبیکا
پیش از ورود جدی روبیکا به این عرصه، بازار نمایش خانگی عمدتاً بر مدار رقابت دوگانه فیلیمو و نماوا میچرخید؛ پلتفرمهایی که طی یکی دو سال شیوع کرونا، به تدریج صفر تا صد چرخه تولید تا پخش را برعهده گرفتند. با ورود روبیکا و انعقاد قرارداد با نماوا در سال 1399، قواعد بازی به تدریج تغییر کرد. به مرور پلتفرمهای فیلمنت و بعد تماشاخونه نیز به این سبد افزوده شدند و اکنون با پیوستن شیدا، دایره این تجمیع چنان گسترده شده که به جز فیلیمو، محصولات تمامی پلتفرمهای رقیب در یک اپلیکیشن واحد قابل دسترسی است! چنین وضعیتی که در آن پلتفرمهای رقیب محصولات خود را در یک بستر واحد به نمایش بگذارند، در اکوسیستم رسانهای جهان بیسابقه است و عملاً مفهوم رقابت را تهی میسازد. گزارشهای آماری نیز همین سلطه بلامنازع را نشان میدهد؛ چنانکه دادههای اخیر متا -مرکز تحلیل اجتماعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)- نشان میدهد در اردیبهشتماه و همزمان با قطعی اینترنت، روبیکا توانست سهم چشمگیر 54 درصدی را از سهم تماشای فیلم و سریال اینترنتی کشور به خود اختصاص دهد.

استراتژی جدید ایرانسل با پلان
در سوی دیگر این میدان، شرکت «ویستامدیا» بازوی تولید محتوای وابسته به ایرانسل قرار دارد که پیشتر صرفاً با سرمایهگذاری در تولید آثاری چون رئالیتیشوهای «اسکار»، «سرگیجه»، مسابقه مافیایی «ارتش سری»، برنامههای گفتوگومحور «35 میلیمتری» و «عیدی HD» و همچنین سریال «دیو و ماهپیشونی» در جایگاه تأمینکننده محتوا برای پلتفرمها ایفای نقش میکرد؛ اما به تازگی با راهاندازی پلتفرمی با عنوان «پلان»، رسماً به حوزه توزیع و پخش ورود کرده است. پشتیبانی مالی قدرتمند این پلتفرم نوظهور، نوید تصاحب سهم قابلتوجهی از بازار را در آیندهای نزدیک میدهد. نشانه این استراتژی تازه را میتوان در پخش محصول جدید ویستامدیا با نام «منشور» دید که برخلاف محصولات پیشین این استودیو، در بستر روبیکا عرضه نشده؛ تصمیمی استراتژیک که آغاز رقابت جدیتر میان دو غول مخابراتی و تفکیک مسیر آنها برای تسخیر بازار را نشان میدهد.
سلاح پنهان ترافیک
پشتوانه اصلی این دو بازیگر بزرگ، انحصار آنها در تأمین زیرساخت و اینترنت کشور است. در حالی که میدانیم طی سالهای اخیر همواره سهم اینترنت تلفن همراه در سبد فروش اینترنت در حال افزایش بوده و اکنون دیگر میزان استفاده از اینترنت ثابت، قابل قیاس با اینترنت همراه نیست، این امر به اهرم فشار اصلی همراه اول و ایرانسل علیه بازار ویاودی تبدیل شده است. شنیدهها نیز حاکی از آن است که قراردادهای تسهیم ترافیک اپراتورها با پلتفرمها، غالباً با شرایط نزدیک به موضع اپراتورها منعقد میشود و تولیدکنندگان بازار به دلیل نیاز مبرم به بستر توزیع، چارهای جز تمکین ندارند. همین ساختار نابرابر بود که چندی پیش، برخی پلتفرمهای خارج از حوزه VOD در اتحادیه تولید و نشر محتوا را بر آن داشت تا با تدوین سند جنجالی «تسهیم درآمد محتوا»، تلاش کنند در برابر این هژمونی بایستند؛ سندی که موافقتها و مخالفتهای بسیاری را در پی داشت.
سقوط پلتفرمها به استودیوهای تولید؟
تداوم روند یادشده در بازار نمایش خانگی، چشمانداز نگرانکنندهای را برای استقلال بخش خصوصی ترسیم میکند. به نظر میرسد این روند درنهایت روبیکا و پلان را به عنوان دو بازوی قدرتمند وابسته به ساختارهای دولتی و حاکمیتی، به حاکمان مطلق بازار نمایش خانگی تبدیل کند. در چنین مختصاتی، پلتفرمهای بخش خصوصی نظیر فیلیمو، فیلمنت، نماوا و شیدا، ناگزیر از جایگاه پلتفرم تولید و پخش محتوا به استودیوهای تولید برای این اپراتورها تنزل خواهند یافت. اپراتورها با در دست داشتن انحصاریِ شریان توزیع اینترنت و حالا توزیع محتوا، به سادگی قادرند نقش و اهمیت رقبای خصوصی را از حیز انتفاع ساقط کنند.
پارادوکس فرهنگی در سایه انحصار دولتی
با همه آنچه گفته شد، نباید این طور تصور کرد که حمایت حاکمیتی و دولتی از این پلتفرمها، لزوماً به ارتقای کیفی و فرهنگی محتوا منجر شده است. رئالیتیشوی «سرگیجه» که مدتی پیش با رفتارهای عجیب و جنجالی خداداد عزیزی بر سر زبانها افتاد و واکنشهای منفی بسیاری را برانگیخت، محصول استودیوی ویستامدیا بود. مشابه این مسئله در روبیکا هم رخ داده. در همین روزهای اخیر برنامه پرحاشیه «به من چه؟» با اجرای مجید واشقانی که با نقدهای زیادی مواجه و توقیف شده بود، به صورت چراغخاموش رفع توقیف شده و به بستر روبیکا بازگشته است. به علاوه بسیاری از سریالهای پرحاشیه شبکه نمایش خانگی که همواره مورد نقدهای فرهنگی قرار گرفتهاند، عمده مخاطبان خود را دقیقاً از طریق همین درگاه توزیع روبیکا جذب کردهاند. این تناقضات گواه آن است که انحصار قریبالوقوع یادشده، چندان ارتباطی به دغدغههای فرهنگی و محتوایی ندارد و این روند جز قبضه کردن شریانهای اقتصادی و تسلط مطلق بر بازار پربازده رسانه، به نتیجهای دیگر نخواهد رسید.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


