تفاهم ؛ دفع شر، نه رفع شر
سعید آجرلو، عضو کمیته رسانهای مذاکرات :ما با آمریکا بیعت نکردیم، متن یادداشت تفاهم مقدس نیست، آمریکا به تعهدات عمل نکند به حالت قبل بر میگردیمنویسنده:
مترجم:
سعید آجرلو، در مصاحبه با خبرگزاری دانشجو به تحلیل کلیات تفاهمنامه اخیر و پذیرش آتشبس پرداخت و به تغییر پارادایم در روابط دیپلماتیک و نظامی اشاره کرد که فرازهایی از صحبت های این کارشناس مسائل سیاسی و عضو تیم رسانهای هیئت مذاکرهکننده هستهای ایران را در ادامه می خوانید.
* ما از دورانی که مذاکره به معنای عدم ورود به جنگ بود، عبور کردیم. در دوران حاضر، جنگ و مذاکره در کنار یکدیگر یا در دل یکدیگر قرار دارند. این بدان معنا نیست که با امضای تفاهمنامه، نیروهای نظامی میتوانند آسودگی خاطر داشته باشند یا در ۶۰ روز آینده احتمالات جنگ صفر شود، بلکه در واقعیت، مذاکره و جنگ همزمان جاری هستند.
* در گذشته تصور میشد میدان مخل مذاکره است، اما امروز میدان تقویتکننده مذاکره است. یعنی آمادگی نظامی در کنار جدال بر سر کلمات در میز مذاکره، جایگاه ایران را تقویت میکند.
* ما در بهترین موقعیت ممکن آتشبس را پذیرفتیم. در لحظهای که تفاهم را پذیرفتیم، از نظر سیاسی و اجتماعی دارای انسجام بودیم و از نظر نظامی نیز در وضعیت مطلوبی قرار داشتیم؛ بنابراین این تصمیم در بهینهترین زمان اتخاذ شد.
* اصل ما برداشتن سایه جنگ است. اما این امر تنها با تکیه بر کاغذ (سندهای دیپلماتیک) محقق نمیشود، بلکه باید ترکیبی از دیپلماسی، میدان نظامی و خیابان (انسجام اجتماعی) را به کار گرفت.
* وقتی در رسانههای غربی و آمریکایی، به جز افراد حقوقبگیر، کسی از موضع او دفاع نمیکند، نشاندهنده این است که ایران در ۴۰ روز گذشته دست بالا را داشته است.
*هر کشوری در زمان جنگ با محدودیتهای خاص خود مواجه است؛ آمریکا با تمام توان نظامی و متحدانش محدودیتهایی دارد و ما نیز بر اساس مقدورات و محدودیتهای خود تصمیم میگیریم.
* (تصمیم آتش بس) این تصمیم با اجماع کامل در شورای عالی امنیت ملی گرفته شده است. همانطور که تصمیمات مربوط به توافق هستهای و یادداشت تفاهم ذیل این شورا اتخاذ شده، تصمیم برای آتشبس نیز حاصل یک توافق جمعی بوده است.
* یکی از خصلتهای بارز این جنگ، وجود اتفاقنظر میان میدان (نظامیان)، خیابان (بدنه اجتماعی) و سیاسیون بود. این هماهنگی نشاندهنده انسجام داخلی در مواجهه با بحران است.
* این ایده که سیاسیون اراده خود را بر نظامیان تحمیل کردهاند، اصلاً پذیرفتنی نیست و حرف غلطی است؛ چراکه تصمیمات کلان کشور در این مسیر بر اساس اجماع ملی اتخاذ شده است.
* پیشنهاد ۱۵ مادهای عملاً به معنای تسلیم بود و ما آن را نپذیرفتیم. اما در روز چهلم، متن پیشنهادی به خواستههای ما نزدیک شده بود؛ به گونهای که از ۱۵ ماده به ۱۰ مادهای رسید که مبنای اسلامآباد قرار گرفت. متن یادداشت تفاهم مقدس نیست.
* ما نمیخواستیم بدون دلیل بجنگیم، اما اگر تا ۶۰ یا ۷۰ روز ادامه میدادیم، ممکن بود وضعیت از روز سی و نهم بدتر شود. وقتی در وضعیت پیروزی هستیم، باید آن پیروزی را تثبیت کنیم.
* هدف آمریکا فروپاشی جمهوری اسلامی و راه انداختن جنگ داخلی در ایران بود، اما در این مسیر ناکام ماندند. اکنون متن موجود نشان میدهد که ما در مسیر درست عمل کردهایم و آمریکا ۱۴ بند از خواستههای ما را پذیرفته است.
* کار دیپلماسی این است که میدان قدرت را به کلمات و متون تبدیل کند. در جنگ، شما اراده خود را تحمیل میکنید و در میز مذاکره، آن اراده باید در قالب یادداشتهای تفاهم و بیانیههای سیاسی مکتوب شود.
* ما با آمریکا بیعت نکردیم، انتشار متن یادداشت تفاهم حتما به نفع ایران است حتما نتیجه آن شکست آمریکاست و حتما شما خواهید دید چقدر فشار به آمریکا خواهد آمد.
* این که گفت وگو درباره هستهای به بعد از مرحله اعتمادسازی موکول شده و لبنان را داخل تفاهم آوردیم و محاصره را رفع کردیم و بحث پولهای بلوکه شده را جزو تعهدات آوردیم نشانه قدرت ایران است نه ضعف.
* اگر مردم متن آخر درباره تنگه هرمز را ببینند شهادت میدهند که این متن حتما از متن اولی که آمریکا یا خودمان دادیم بهتر است.
* تنگه هرمز دست ماست و تفسیر آن نیز دست ماست؛ ما در قبال خدمات دریایی هزینه خواهیم گرفت. فرمایش رهبری که «تنگه هرمز نباید به قبل جنگ برگردد» کاملا در متن هست.
* اگر آمریکا به تعهدات خود عمل نکند تنگه هرمز به شرایط قبل بر می گردد و به مذاکرات ادامه نخواهیم نداد. یعنی مثل اسنپ بک نیست که نقد بدهیم و بعدا نسیه بگیریم.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


