گفتوگو با معلم فداکاری که اجازه نداد مصدومیت، دانش آموزش را از درس دور کند
مشق مهربانی در خانه دانشآموز زاوینی
نویسنده: مریم رستگار
مترجم:
روایت این روزهای کلاس دوم ابتدایی آموزشگاه شهید غلامپور شهر زاوین کلات، روایتی متفاوت از الفبای ایثار است. ماجرا از آنجا آغاز شد که «مهیا عزیزی»، دانشآموز پایه دوم ابتدایی، بر اثر حادثهای دچار شکستگی شدید دست از چند ناحیه شد؛ حادثهای که به انجام عمل جراحی سخت و خانهنشینی ناخواسته این دانشآموز انجامید. دوران نقاهت مهیا با نگرانی از عقب ماندن از درس و مشق همراه بود، اما معلم دلسوزش تصمیم گرفت اجازه ندهد درد شکستگی به درد بازماندن از تحصیل تبدیل شود و با هماهنگی مدیر مدرسه و خانوادهها، کلاس درس را به خانه دانشآموز آسیبدیده برد تا او همچنان در کنار همکلاسیهایش مسیر یادگیری را ادامه دهد.
سمیه غفوریان، آموزگار پایه دوم ابتدایی آموزشگاه شهید غلامپور، در گفتوگو با خراسان درباره انگیزه این اقدام گفت: با توجه به تأکید آموزش و پرورش بر تحقق عدالت آموزشی، همواره دغدغه دارم که همه دانشآموزان کلاسم به بهترین شکل از آموزش بهرهمند شوند و هیچکدام از درسها عقب نمانند. وقتی از شرایط مهیا مطلع شدم، با او تماس گرفتم و گفتم نگران درسهایت نباش، ما به دیدنت میآییم و اجازه نمیدهیم از همکلاسیهایت عقب بمانی.
این معلم فداکار ادامه داد: پس از کسب اجازه از مدیر مدرسه و هماهنگی با خانوادهها، تصمیم گرفتیم یک جلسه آموزشی در منزل مهیا برگزار کنیم. با توجه به کوتاه بودن مسیر و شرایط ایمن، همراه مدیر و خدمتگزار مدرسه، دانشآموزان را به منزل همکلاسیشان بردیم. در این دیدار چند درس به مهیا آموزش داده شد و خوشبختانه او توانسته است همگام با سایر دانشآموزان، روند یادگیری خود را ادامه دهد.
کلاسی که درس همدلی را به دانشآموزان آموخت
غفوریان در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به وضعیت امکانات آموزشی در مناطق روستایی و کمبرخوردار شهرستان کلات تصریح کرد: واقعیت این است که مدارس این مناطق از نظر امکانات و فضاهای آموزشی با کمبودهایی مواجه هستند، اما ما معلمان تلاش میکنیم دانشآموزان این کمبودها را احساس نکنند و سعی میکنیم با بهروز کردن دانش و روشهای تدریس خود و ارائه آموزشهای متنوع، شرایط مناسبی برای یادگیری کودکان فراهم کنیم.
این معلم فداکار درباره واکنش دانشآموزان اظهار کرد: بچهها استقبال بسیار خوبی کردند و از این که میتوانستند در کنار مهیا درس بخوانند، خوشحال بودند. این حضور باعث شد همدلی و توجه به یکدیگر را نیز تجربه کنند. مهیا هم بسیار خوشحال شد، زیرا احساس کرد هیچ تفاوتی با دیگر دانشآموزان ندارد و همچنان مورد توجه معلم و کادر مدرسه است.
10 صفحه اول


