رکاب در جغرافیای همخونی؛ از ترکیه تا میناب
همراه با کاروان ۲۵ نفره دوچرخهسواران ترکیه در مسیر میناب؛ با مسئول ترک این کاروان همکلام شدیم. می گوید، ما غریبه نیستیم، ما با ایرانیان خویشاوندیم...نویسنده: صادق غفوریان
مترجم:

جغرافیای وجدانهای بیدار، خطوط ساختگی نقشهها را برنمیتابد. در روزگاری که بوقهای رسانهای سلطه، غبار نسیان را بر جنایات ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی میپاشند، حقیقت همچنان از حنجرههایی پاک و گامهایی استوار فریاد زده میشود. کاروان ۲۵ نفره دوچرخهسواران ترکیه، نمادی زنده از صدها میلیون انسان آزاده در پهنه جهاناند؛ انسانهایی که چشمانشان را بر مظلومیت نبستهاند و سکوت را خیانت به انسانیت میدانند.
این رکابزنان، نه مسافرانی گذری، بلکه پیامآوران خشم امتها علیه ماشین کشتار استکبارند. دیروز در تلاش برای شکستن محاصره مظلومان غزه پای در کاروان جهانی «صمود» نهادند و امروز، در امتداد همان جهاد انسانی، رهسپار خاک پاک ایران شدهاند تا علاوه بر همدردی و همدلی با مردم ایران، صدای مظلومیت ۱۶۸ دانشآموز و معلم شهید مدرسه «شجره طیبه» میناب را به گوش جهان برسانند. این کاروان که صبح جمعه ۱۷ مهرماه از گذرگاه مرزی رازی خوی پا به خاک ایران گذاشت، مقصدی فراتر از یک مسیر ورزشی دارد؛ مقصد، آغوش سوگوار مادران و پدران میناب در روز ۲۷ مهرماه است.
در کولههای این ۲۵ مسافر، اسباب سفر نیست؛ بارهای امانت است؛ نامهها، پیام های احساسی و نقاشیهای کودکان ترکیه برای همکلاسیهای شهیدشان در جنوب ایران؛ خطوطی رنگارنگ که بر سیاهی جنایت خط بطلان میکشند.
ما عصر روز گذشته، وقتی آن ها در حوالی تهران بودند، با حامد خیری مطلق، سرپرست ایرانی این کاروان در کشور و «محمدعلی آک بلوت» فعال ترکیه ای حقوق بشر و مسئول کاروان هم صحبت شدیم.

روایت اول؛ در کولهپشتیها، مهر مردم ایران جای گرفته است
ماجرای کوله های این دوچرخه سواران، در میانه مسیر طولانی و حماسی شمال غرب به جنوب کشور، مسیری که از خوی، ارومیه، تبریز، زنجان، قزوین میگذرد و پس از تهران به قم، اصفهان، شیراز، داراب، بندرعباس و سرانجام به میناب میرسد، شنیدنی است.
حامد خیری مطلق، این کاروان را چنین توصیف میکند: این یک حرکت کاملاً مردمی و خودجوش است. بچههایی که در کاروان صمود برای غزه داوطلب شده بودند، پس از جنایت مدرسه شجره طیبه میناب تاب نیاوردند. قرار بود جمع بسیار بزرگتری اعزام شوند، اما با توجه به اقتضائات پشتیبانی، ۲۵ نفر به نمایندگی از گروه بزرگ داوطلبان این سفر در ترکیه راهی شدند تا پیام همدردی دانشآموزان و خانوادههای ترک را به ایران بیاورند.»
او با اشاره به حضور کاروان در جمع هموطنانمان در شهرهای مختلف و اجتماعات شبانه، از شگفتی عمیق مهمانان ترک در مواجهه با روحیه مردم ایران میگوید: «برخورد مردم بینظیر است. بچههای کاروان ساعتها با مردم گرم صحبت میشوند، طوری که گاهی جدا کردنشان برای ادامه مسیر کار سختی است. آنها میگویند در کولههایی که برای بچههای میناب آورده اند، اکنون در آن صفا و محبت یکایک ایرانی ها را ذخیره میکنند. چیزی که آنها را متحیر کرده، صلابت و صبوری ملت ایران است؛ بارها گفتهاند اصلاً احساس نمیکنیم در کشوری جنگزده قدم میزنیم؛ مگر ممکن است ملتی بیش از ۲۲۰ شب را در میادین شهرها بایستد، خم به ابرو نیاورد و با همان شور روزهای نخستین شعار استقامت سر دهد؟ جمعبندی همه این بچهها یک چیز است؛ هیبت پوشالی آمریکا پیش چشم این ملت فروریخته و شکست دشمن قطعی است.»
او یادآور میشود که کاروان در طول مسیر دستنوشتهها و امضاهای همدلی را گردآوری میکند تا در ۲۷ مهر، در میناب و در جریان نمایشگاهی ویژه، تقدیم خانوادههای شهدای کودک شود.

روایت دوم؛ ایرانیان اقوام و خویشان ما هستند، شما تنها نیستید
گوش سپردن به سخنان محمدعلی آکبلوت، مدیر ترک کاروان، زاویه دیگری از این پیوند عمیق را آشکار میکند؛ زبانی سرشار از الفت، برادری و بصیرت سیاسی. او نه از جایگاه یک توریست یا یک همسایه، بلکه از موضع عضوی از یک خانواده بزرگ سخن میگوید:
«جنایات هولناک آمریکا و صهیونیسم در هر کجای این جهان از غزه و لبنان و یمن گرفته تا ایران، محکوم است. هر جا خونی به ناحق ریخته شود و ظلمی رخ دهد، ما در صف مظلومانیم. اما ماجرای ایران برای ما تفاوت دارد؛ گفتن این که ایران دوست یا همسایه ماست، حق مطلب را ادا نمیکند. ما با هم فامیلیم، همخونیم. در طول سدهها، میان این دو ملت دختر داده و دختر گرفته شده است. اجداد ما در مسیر تمدنی آناتولی و ایران در کنار هم زیستهاند و دولتها ساختهاند.»
فکر می کردم محمد علی که از چند روز قبل در حال رکاب زدن است، شاید خسته و بی رمق باشد اما در او روحی سرشار از انگیزه و حماسه یافتم. حرف هایش من را به وجد می آورد: ما با مردم ایران غریبه نیستیم؛ آمدهایم تا به خویشاوندان و فامیل خودمان تسلیت بگوییم. آمدهایم تا پیش از هر چیز دست بر شانه برادران و خواهران داغدارمان در میناب بگذاریم و بگوییم، تنها نیستید! شما در قلب ملت ترکیهاید. جنایت میناب، قلب مردم ما را آتش زد و وجدان آزادگان جهان را تکان داد. ما آمدهایم تا نشان دهیم هیچ توطئهای قادر نیست پیوند دیرین این دو پیکره را از هم جدا کند. در هر شرایطی که پیش آید، ما شانه به شانه شما ایستادهایم.»
ایستگاه پایانی؛ میعاد در بهشت شجره طیبه
چرخهای دوچرخهها بر آسفالت جادههای کویری و کوهستانی ایران ما میچرخند؛ رکابهایی که ضربآهنگ بیداری ملتها در عصر استکبارستیزیاند. این کاروان 25 نفره که اعضایش 16 تا 72 ساله اند، از مرز رازی شهرستان خوی گذشته است تا ۲۷ مهر در ساحل میناب، بر مزار ۱۶۸ ستاره پرپرشده مدرسه شجره طیبه، پیشانی احترام بساید.
این حرکت که هماهنگی های آن در کشور توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی صورت گرفته، پیامی رسا به اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو مخابره میکند؛ در دنیای پس از بیداری، کودکان مظلوم میناب تنها نیستند؛ فریاد مظلومیت آنان مرزهای سیاسی را درنوردیده و در صدای رکابزنان آناتولی، در نقاشیهای کودکان استانبول و در قلب میلیونها انسان باوجدان طنینانداز شده است. این پیوند، پیوند خاک و خاکریز نیست؛ پیوند حقیقت و انسانیت است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
رمزگشایی از شکست پروژه آب عمان
-
روایت نخبه های خراسانی کنکور
-
باند سرقت از بساطی ها متلاشی شد
-
از ابتدا بازیگر بودم
-
کلاف سردرگم کالابرگ
-
سند جهالت روبیو
-
فرصت تسویه حساب با الهام
-
تفاهم اسلام آباد ،سند شکست آمریکا
-
فرمول بازدارندگی موثر
-
کالابرگ زیر ذرهبین بهارستان
-
رکاب در جغرافیای همخونی؛ از ترکیه تا میناب


