نشانه های بیشفعالی بیسر و صدا
چرا اختلال نقص توجه و بیشفعالی در دختران کمتر دیده میشود و چه نشانههایی ممکن است سالها از چشم خانواده و مدرسه پنهان بماند؟نویسنده: دکتر الناز علوی | روان شناس و مدرس دانشگاه
مترجم:
سالهاست که اختلال بیشفعالی و نقص توجه، در ذهن عموم مردم و حتی بخش زیادی از کادر آموزشی، با یک تصویر مشخص شناخته میشود: پسربچهای ناآرام که در کلاس یکجا بند نمیشود، مدام حرف دیگران را قطع میکند و انرژی بیپایانش اطرافیان را کلافه کرده است. آمارهای گذشته هم نشان میدادند که پسران چند برابر بیشتر از دختران به این وضعیت مبتلا هستند. اما یافتههای معتبر روانشناسی نوین این باور سنتی را به چالش کشیدهاند: دختران کمتر از پسران به بیشفعالی مبتلا نیستند، بلکه شیوه بروز آن در آنها کاملاً متفاوت است؛ تفاوتی بنیادین که باعث شده سالها در سکوت آسیب ببینند و دیرتر شناسایی شوند. در ادامه نکات پیشرو را بررسی میکنیم:
1آشوب در رفتار یا سرگردانی در ذهن؟
ریشه این اختلال به ناتوانی مغز در ساماندهی پیامها، مدیریت توجه و مهار تکانهها برمیگردد. اما مسیر بروز این ناتوانی در دو جنس یکسان نیست:
در پسران| نشانهها به سمت محیط پرتاب میشوند: رفتارهای بدنی، بیصبری، پاسخهای تکانشی و بههمزدن نظم فضا، پسران را خیلی سریع به چشم میآورد. چون رفتار آنها برای کلاس درس و خانواده ایجاد مزاحمت یا چالش ملموس میکند، اطرافیان سریعتر واکنش نشان میدهند و کودک را برای ارزیابی نزد روانشناس یا پزشک میبرند.
در دختران| نشانهها به درون ریخته میشوند: بیشفعالی در دختران بیشتر خود را به شکل «حواسپرتی محض و پراکندگی فکر» نشان میدهد. دختر مبتلا به این اختلال ممکن است ساعتها آرام روی صندلی بنشیند و مزاحمتی برای کسی نسازد، اما ذهنش کیلومترها دورتر در حال پرسه زدن باشد. او کارهایش را نیمهکاره رها میکند، وسایلش را جا میگذارد و در ساماندهی تکالیفش درمانده میشود؛ اما چون آرام است و سروصدا ندارد، رفتارش معمولاً به حساب «بیدقتی ساده، تنبلی یا رویاپردازی» گذاشته میشود.
2تلاش خستهکننده برای پنهان کردن تفاوتها
جامعه و الگوهای تربیتی از دختران انتظار دارند موقر، منظم و گوشبهفرمان باشند. دخترانی که با بیشفعالی متولد میشوند، از همان کودکی این فشار اجتماعی را حس میکنند و ناخودآگاه راهبردهایی برای «پنهان کردن ضعفهای توجه خود» پیدا میکنند. آنها ممکن است ساعتها تا پاسی از شب پای یک تکلیف ساده بنشینند تا کسی متوجه کندی و حواسپرتیشان نشود، یا برای پیدا کردن وسایلشان بارها و بارها کیفشان را وسواسگونه چک کنند. این تلاش افراطی برای طبیعی به نظر رسیدن، فشار روانی بسیار سنگینی بر روان دختران وارد میکند و باعث میشود تا رسیدن به سنین نوجوانی یا ورود به دانشگاه، جایی که بار مسئولیتها سنگینتر میشود، کسی متوجه اختلال ریشهای نشود.
3 بیقراری همیشه با جنبجوش
همراه نیست
بیقراری در بیشفعالی الزاماً دویدن و پریدن از بلندی نیست. در دختران، این بیقراری بدنی اغلب به رفتارهای ظریفتری تبدیل میشود؛ مثل بازی مداوم با موها، جویدن گوشه ناخن، تکان دادن پنهانی پا زیر میز، یا بسیار زیاد و سریع صحبت کردن. یک دختر ممکن است به جای به هم ریختن کلاس، حرف دیگران را مدام از روی هیجان قطع کند یا با جزئیات بیپایان داستان بگوید؛ رفتاری که معمولاً به جای نشانه بالینی، به حساب ویژگیهای اخلاقی گذاشته میشود.
4 وقتی دردهای درماننشده
تغییر چهره میدهند
تأخیر در شناسایی بیشفعالی در دختران پیامدهای سنگینی برای آینده آنها دارد. پسری که رفتارهایش توبیخ میشود، شاید پرخاشگر یا لجباز شود؛ اما دختری که سالها با سردرگمی شناختی زندگی کرده و خودش را با همسالانش مقایسه میکند، به این نتیجه میرسد که لابد از دیگران کمهوشتر یا ناکارآمدتر است. این شکستهای مزمن پنهان، در دوران بلوغ و جوانی به شکل اضطراب شدید، افسردگی مداوم، حملات هراس و فروپاشی اعتمادبهنفس سر باز میکنند. بسیاری از این زنان سالها تحت عنوان اختلالات خلقی دارو مصرف میکنند، بدون این که ریشه اصلی ماجرا که همان کمبود تمرکز درماننشده است، شناسایی شود.
شناخت تفاوتهای این اختلال در دختران و پسران به ما یادآوری میکند که برای سنجش سلامت روان فرزندانمان، نباید فقط به رفتارهای پرهیاهو نگاه کنیم. ممکن است پشت چهره آرام، درسخوان و سربهزیر یک دختر در گوشه کلاس، ذهنی به شدت آشفته و درمانده از مهار اطلاعات پنهان باشد که بیش از هر چیز، نیاز به درک علمی و مداخله زودهنگام تخصصی دارد.
1آشوب در رفتار یا سرگردانی در ذهن؟
ریشه این اختلال به ناتوانی مغز در ساماندهی پیامها، مدیریت توجه و مهار تکانهها برمیگردد. اما مسیر بروز این ناتوانی در دو جنس یکسان نیست:
در پسران| نشانهها به سمت محیط پرتاب میشوند: رفتارهای بدنی، بیصبری، پاسخهای تکانشی و بههمزدن نظم فضا، پسران را خیلی سریع به چشم میآورد. چون رفتار آنها برای کلاس درس و خانواده ایجاد مزاحمت یا چالش ملموس میکند، اطرافیان سریعتر واکنش نشان میدهند و کودک را برای ارزیابی نزد روانشناس یا پزشک میبرند.
در دختران| نشانهها به درون ریخته میشوند: بیشفعالی در دختران بیشتر خود را به شکل «حواسپرتی محض و پراکندگی فکر» نشان میدهد. دختر مبتلا به این اختلال ممکن است ساعتها آرام روی صندلی بنشیند و مزاحمتی برای کسی نسازد، اما ذهنش کیلومترها دورتر در حال پرسه زدن باشد. او کارهایش را نیمهکاره رها میکند، وسایلش را جا میگذارد و در ساماندهی تکالیفش درمانده میشود؛ اما چون آرام است و سروصدا ندارد، رفتارش معمولاً به حساب «بیدقتی ساده، تنبلی یا رویاپردازی» گذاشته میشود.
2تلاش خستهکننده برای پنهان کردن تفاوتها
جامعه و الگوهای تربیتی از دختران انتظار دارند موقر، منظم و گوشبهفرمان باشند. دخترانی که با بیشفعالی متولد میشوند، از همان کودکی این فشار اجتماعی را حس میکنند و ناخودآگاه راهبردهایی برای «پنهان کردن ضعفهای توجه خود» پیدا میکنند. آنها ممکن است ساعتها تا پاسی از شب پای یک تکلیف ساده بنشینند تا کسی متوجه کندی و حواسپرتیشان نشود، یا برای پیدا کردن وسایلشان بارها و بارها کیفشان را وسواسگونه چک کنند. این تلاش افراطی برای طبیعی به نظر رسیدن، فشار روانی بسیار سنگینی بر روان دختران وارد میکند و باعث میشود تا رسیدن به سنین نوجوانی یا ورود به دانشگاه، جایی که بار مسئولیتها سنگینتر میشود، کسی متوجه اختلال ریشهای نشود.
3 بیقراری همیشه با جنبجوش
همراه نیست
بیقراری در بیشفعالی الزاماً دویدن و پریدن از بلندی نیست. در دختران، این بیقراری بدنی اغلب به رفتارهای ظریفتری تبدیل میشود؛ مثل بازی مداوم با موها، جویدن گوشه ناخن، تکان دادن پنهانی پا زیر میز، یا بسیار زیاد و سریع صحبت کردن. یک دختر ممکن است به جای به هم ریختن کلاس، حرف دیگران را مدام از روی هیجان قطع کند یا با جزئیات بیپایان داستان بگوید؛ رفتاری که معمولاً به جای نشانه بالینی، به حساب ویژگیهای اخلاقی گذاشته میشود.
4 وقتی دردهای درماننشده
تغییر چهره میدهند
تأخیر در شناسایی بیشفعالی در دختران پیامدهای سنگینی برای آینده آنها دارد. پسری که رفتارهایش توبیخ میشود، شاید پرخاشگر یا لجباز شود؛ اما دختری که سالها با سردرگمی شناختی زندگی کرده و خودش را با همسالانش مقایسه میکند، به این نتیجه میرسد که لابد از دیگران کمهوشتر یا ناکارآمدتر است. این شکستهای مزمن پنهان، در دوران بلوغ و جوانی به شکل اضطراب شدید، افسردگی مداوم، حملات هراس و فروپاشی اعتمادبهنفس سر باز میکنند. بسیاری از این زنان سالها تحت عنوان اختلالات خلقی دارو مصرف میکنند، بدون این که ریشه اصلی ماجرا که همان کمبود تمرکز درماننشده است، شناسایی شود.
شناخت تفاوتهای این اختلال در دختران و پسران به ما یادآوری میکند که برای سنجش سلامت روان فرزندانمان، نباید فقط به رفتارهای پرهیاهو نگاه کنیم. ممکن است پشت چهره آرام، درسخوان و سربهزیر یک دختر در گوشه کلاس، ذهنی به شدت آشفته و درمانده از مهار اطلاعات پنهان باشد که بیش از هر چیز، نیاز به درک علمی و مداخله زودهنگام تخصصی دارد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


