دوست دارم لباس تیم ملی را بپوشم
آتشنشان، مربی فیتنس و پارکورکار مشهدی، در گفت و گو با خراسان، از تجربه زیست حرفه ای ورزشی و آرزویش در دنیای ورزش می گویدنویسنده: سارا عباس نژاد
مترجم:
آتشنشانی، فیتنس و پارکور، برای جوان ۳۰ساله مشهدی صرفاً شغل یا ورزش نیستند، بلکه تمام زندگی او را تشکیل میدهند. مرتضی دوستی، ۱۲سال تمام پارکور را به صورت حرفهای و با تمام وجود دنبال کرد؛ حتی وقتی دچار آسیبدیدگی سنگین شد، هرگز تسلیم نشد و از ورزش فاصله نگرفت. او از دل همین تهدید، فرصتی تازه ساخت و با ورود به دنیای فیتنس و بدنسازی ، نه تنها سلامت ازدسترفتهاش را بازیافت، بلکه مسیر متفاوتی را در ورزش تجربه کرد. این آتشنشان فداکار و ورزشکار باانگیزه مشهدی، در گفتوگویی صمیمانه با «خراسان»، از روزهای نخست عشقش به پارکور، تقابل سخت با آسیبدیدگی و چگونگی تغییر مسیر ورزشیاش تا آرزویش برای حضور در تیم ملی میگوید.
پسری با موهای بلند، شلوار بگ و اغلب مچبندی در دست، از روی پلی در بزرگراه، روی سقف یک کامیون در حال حرکت میپرد! همه نگاهها به این حرکت پرریسک خیره میشود و نفسها در سینه حبس میماند؛ تا وقتی خیالمان راحت میشود و میبینیم بلایی سرش نیامده! خیلیها با دیدن ویدئوهای ورزش پارکور در قاب گوشی موبایل ذوقزده میشوند، اما پشت این چند ثانیه هیجان، که ما میبینیم، ماهها و حتی سالها تمرین و استمرار لازم است. آسیبدیدگی و شکست هم وجود دارد و از نو برخاستن خود هنری دیگر است.

از پشتک زدن در پارک تا ورود به فیتنس
مرتضی دوستی درباره شروع فعالیت ورزشیاش میگوید: روزی از روزهای ۱۲سالگی، همراه دوستم به پارک رفتیم؛ در آنجا پسری حرکتی به اسم پشتک زد و من آنقدر عاشق این حرکت شدم که یادگیری همین یک حرکت، ۱۲سال مرا درگیر خود کرد. تمرینها و باشگاه ادامه داشت تا این که در سال ۹۶ رباط صلیبیام پاره شد. پارکور را کنار گذاشتم و از آنجایی که شرایط عمل جراحی در آن سال، برایم کمی سخت بود، دو سال در خانه شروع کردم به بازسازی و اصلاح حرکت پا و از آنجا بود که به ورزش فیتنس علاقهمند شدم و مسیر حرفهای را پیش گرفتم. وی ادامه میدهد: با کمک مربیام، جلیل یاوری، تمرین کردم. او مسیر درست را به من نشان داد. سال بعد دو قهرمانی کشوری آوردم و پس از آن، مشاور رئیس کمیته فیتنس خراسان شدم.
40 میلیون؛ هزینه ماهانه سبک زندگی فیتنسی
مرتضی درباره هزینه های ورزش فیتنس میگوید: اگر بخواهید سبک زندگی فیتنسی داشته باشید، حداقل هزینهای که باید بکنید، بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان است و اگر فردی بخواهد به طور حرفهای و اصولی ادامه دهد، باید مربی هم داشته باشد که از هشت میلیون تومان به بالا شروع میشود. هزینه باشگاه هم تقریباً بین 5 تا ۶ میلیون است؛ در مجموع حدود ۴۰ میلیون تومان برای یک سبک زندگی فیتنسی در ماه باید هزینه کنید.
دعوت به مسابقات دبی که به اعزام نرسید
از دوستی درباره تجربه دعوت به مسابقات خارج از کشور میپرسم. او در پاسخ به دعوتی اشاره میکند که به دلیل شرایط پیشآمده، امکان حضور در آن فراهم نشد و بیان میکند: ما در بهمنماه، از طریق حمایت باشگاه بینوسکلاسیک و یک حامی مالی که در ایران داشتیم، به ماسل بیچ دبی دعوت شدیم. قرار بود به آنجا برویم و داشتیم آماده میشدیم که به دبی برویم، ولی متأسفانه جنگ شروع شد و شرایط جوری شد که دیگر نتوانستیم اعزام شویم. او میگوید: ورزشکاران فیتنس پتانسیل زیادی در مسابقات دارند و برای هر کشوری اراده کنند میتوانند مسابقه دهند، ولی ما دوست داریم لباس تیم ملی را بپوشیم.
آتشنشانی؛ شغلی فراتر از یک حرفه
مرتضی دوستی علاوه بر مربیگری فیتنس، آتشنشان هم هست. از او میپرسم چرا آتشنشانی را انتخاب کرده که با لحنی صمیمیتر توضیح میدهد: آتشنشانی، یک شغل نیست؛ عشق و علاقه است. تصور کنید شما بهعنوان یک آتشنشان، هر بار که به عملیاتی اعزام میشوید، گره از کار یک انسان باز میکنید و این حس خوبی به شما میدهد. مهمتر از حس خوب، نگاه پرمحبت مردم و دعای خیرشان است. در اینجا لازم میدانم از همه همکارانم در آتش نشانی هم تشکر کنم که همیشه از من حمایت کرده اند.
رؤیایی که هنوز ادامه دارد
در پایان گفتوگو، از برنامه آیندهاش میپرسم و این که با وجود پنج دوره حضور در مراحل بازبینی تیم ملی و ناکامی در رسیدن به مرحله بعد، هنوز برای چه هدفی تمرین میکند. میگوید: شرایط در حال حاضر خیلی سخت شده است، یعنی هر بار که به مسابقه میرویم، پشت در میمانیم و کمی از انگیزهمان کم میشود، اما هدف اصلی من از شروع این ورزش، پوشیدن لباس تیم ملی بوده است.
پسری با موهای بلند، شلوار بگ و اغلب مچبندی در دست، از روی پلی در بزرگراه، روی سقف یک کامیون در حال حرکت میپرد! همه نگاهها به این حرکت پرریسک خیره میشود و نفسها در سینه حبس میماند؛ تا وقتی خیالمان راحت میشود و میبینیم بلایی سرش نیامده! خیلیها با دیدن ویدئوهای ورزش پارکور در قاب گوشی موبایل ذوقزده میشوند، اما پشت این چند ثانیه هیجان، که ما میبینیم، ماهها و حتی سالها تمرین و استمرار لازم است. آسیبدیدگی و شکست هم وجود دارد و از نو برخاستن خود هنری دیگر است.

از پشتک زدن در پارک تا ورود به فیتنس
مرتضی دوستی درباره شروع فعالیت ورزشیاش میگوید: روزی از روزهای ۱۲سالگی، همراه دوستم به پارک رفتیم؛ در آنجا پسری حرکتی به اسم پشتک زد و من آنقدر عاشق این حرکت شدم که یادگیری همین یک حرکت، ۱۲سال مرا درگیر خود کرد. تمرینها و باشگاه ادامه داشت تا این که در سال ۹۶ رباط صلیبیام پاره شد. پارکور را کنار گذاشتم و از آنجایی که شرایط عمل جراحی در آن سال، برایم کمی سخت بود، دو سال در خانه شروع کردم به بازسازی و اصلاح حرکت پا و از آنجا بود که به ورزش فیتنس علاقهمند شدم و مسیر حرفهای را پیش گرفتم. وی ادامه میدهد: با کمک مربیام، جلیل یاوری، تمرین کردم. او مسیر درست را به من نشان داد. سال بعد دو قهرمانی کشوری آوردم و پس از آن، مشاور رئیس کمیته فیتنس خراسان شدم.
40 میلیون؛ هزینه ماهانه سبک زندگی فیتنسی
مرتضی درباره هزینه های ورزش فیتنس میگوید: اگر بخواهید سبک زندگی فیتنسی داشته باشید، حداقل هزینهای که باید بکنید، بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان است و اگر فردی بخواهد به طور حرفهای و اصولی ادامه دهد، باید مربی هم داشته باشد که از هشت میلیون تومان به بالا شروع میشود. هزینه باشگاه هم تقریباً بین 5 تا ۶ میلیون است؛ در مجموع حدود ۴۰ میلیون تومان برای یک سبک زندگی فیتنسی در ماه باید هزینه کنید.
دعوت به مسابقات دبی که به اعزام نرسید
از دوستی درباره تجربه دعوت به مسابقات خارج از کشور میپرسم. او در پاسخ به دعوتی اشاره میکند که به دلیل شرایط پیشآمده، امکان حضور در آن فراهم نشد و بیان میکند: ما در بهمنماه، از طریق حمایت باشگاه بینوسکلاسیک و یک حامی مالی که در ایران داشتیم، به ماسل بیچ دبی دعوت شدیم. قرار بود به آنجا برویم و داشتیم آماده میشدیم که به دبی برویم، ولی متأسفانه جنگ شروع شد و شرایط جوری شد که دیگر نتوانستیم اعزام شویم. او میگوید: ورزشکاران فیتنس پتانسیل زیادی در مسابقات دارند و برای هر کشوری اراده کنند میتوانند مسابقه دهند، ولی ما دوست داریم لباس تیم ملی را بپوشیم.
آتشنشانی؛ شغلی فراتر از یک حرفه
مرتضی دوستی علاوه بر مربیگری فیتنس، آتشنشان هم هست. از او میپرسم چرا آتشنشانی را انتخاب کرده که با لحنی صمیمیتر توضیح میدهد: آتشنشانی، یک شغل نیست؛ عشق و علاقه است. تصور کنید شما بهعنوان یک آتشنشان، هر بار که به عملیاتی اعزام میشوید، گره از کار یک انسان باز میکنید و این حس خوبی به شما میدهد. مهمتر از حس خوب، نگاه پرمحبت مردم و دعای خیرشان است. در اینجا لازم میدانم از همه همکارانم در آتش نشانی هم تشکر کنم که همیشه از من حمایت کرده اند.
رؤیایی که هنوز ادامه دارد
در پایان گفتوگو، از برنامه آیندهاش میپرسم و این که با وجود پنج دوره حضور در مراحل بازبینی تیم ملی و ناکامی در رسیدن به مرحله بعد، هنوز برای چه هدفی تمرین میکند. میگوید: شرایط در حال حاضر خیلی سخت شده است، یعنی هر بار که به مسابقه میرویم، پشت در میمانیم و کمی از انگیزهمان کم میشود، اما هدف اصلی من از شروع این ورزش، پوشیدن لباس تیم ملی بوده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


