کدام مشکی را دوست داشته باشیم؟
نویسنده: سید مصطفی صابری
مترجم:
سال قبل فوتبال مشهد «ابومسلم ثامن» را در لیگ سه داشت. حالا خبر رسیده محسن بنگر سرمربی «ابومسلم مشهد» شد؛ یعنی تیمی به جز قبلی. خبری ساده که در لایه بعدیاش چالش و ابهام وجود دارد. ماجرا از این قرار است که ما مشهدیها شهری داریم با جمعیتی فراتر از سه میلیون نفر؛ کلانشهری که آدمهایش از چند کشور حاضر در جام جهانی فوتبال بیشتر است. شهری با سه ورزشگاه که یکی 35هزار نفری است و دیگری مدرنترین ورزشگاه کشور که حتی دو تیم پرطرفدار پایتخت سالهاست بدون ورزشگاه خسته آزادی، حسرت آن را میخورند. خاک خراسان مهد کشف و پرورش چهرههایی بوده که تاریخ فوتبال ایران و حتی آسیا را تکان دادهاند؛ با این همه، سالهاست سهم چشمهای مشتاق ما از هیجان مستطیل سبز، حسرت بوده و وعدههایی برای احیای ابومسلم. برای شهروندی که در میان غبار روزمرگی، ترافیک و فشارهای اقتصادی نفس میکشد، فوتبال یک تفریح لوکس یا رویا نیست؛ حق مسلم زیست شهری، بهانه سرزندگی و چسبی اجتماعی است که نسلها، خاطرهها و تفاوتها را با یک فریاد مشترک روی سکوها به هم گره میزند. اما افسوس که این روزها در مشهد، حتی زنده شدن خاطراتمان هم بوی سردرگمی میدهد؛ چرا که امروز ما با پدیدهای بیسابقه و شاید تلخ روبهروییم: دو «ابومسلم» در یک سطح از فوتبال کشور، یعنی لیگ دسته سوم! از یک سو، تیمی با نام «ابومسلم مشهد» سر برآورده که متولیانش آن را ادامه مستقیم همان شناسنامه اصیل و خاطرهساز میدانند؛ تیمی که پس از سالها فراموشی، اینبار با خرید امتیاز «پشتیبانی نزاجا» به میدان برگشته است. از سوی دیگر، هنوز چند ماهی از شور و شگفتی «ابومسلم ثامن» نگذشته؛ تیمی که فصل پیش مثل برقی در تاریکی درخشید، در سوز سرمای زمستان هزاران مشهدی را به ورزشگاه امام رضا(ع) کشاند و اگرچه در زمین نتایج درخشانی نگرفت، اما سکوها را زنده کرد.
حالا هوادار اصیل مشهدی وسط این معرکه ایستاده و نمیداند با کدام تیم باید اشک بریزد یا هورا بکشد. در کجای جغرافیای فوتبال دنیا دو تیم در یک لیگ، با یک نام پایه، با رنگ و لباسی یکسان و پسوندهایی گیجکننده در یک سطح بازی میکنند؟ همین فصل قبل بود که دوست داشتیم «ابومسلم ثامن» مقابل «پشتیبانی نزاجا» پیروز شود و حالا شرایط برعکس شده. آن جوانی که فصل قبل در باد و باران گلویش را برای ابومسلم ثامن پاره کرد، فردا روز در تقابل این دو تیم کدام نیمکت را باید خانه خود بداند؟ این تفرقه، تکهتکه کردن «حافظه جمعی» یک شهر است. ابومسلم در کنار اصالت گذشتهاش، باید «امروز»ی شفاف و آبرومند داشته باشد؛ نه اینکه نامش بدل به ابزاری برای موازیکاریهای فرساینده شود. چرا نباید ارادهها، توان مالی و ظرفیت این دو جریان با هدایت مسئولان استان زیر یک پرچم واحد تجمیع شود تا شهری چنین تشنه، یکصدا پشت یک تیم بایستد؟
نگرانی دوم ما به شیوه زیست این تیمها بازمیگردد. خرید امتیاز تیمهای دیگر بهخصوص از لیگ برتر راهی پرهزینه، غیرحرفهای، بیریشه و نامطمئن است که تجربه بارها شکستش را ثابت کرده؛ اما از سوی دیگر، شروع تیمی به بزرگی و شناسنامه ابومسلم از لیگ سه و انتظار سالها تقلا برای رسیدن به لیگ برتر نیز هرگز در شأن ظرفیت فوتبال مشهد نیست. با این حال، بزرگترین هراس ما از تکرار تاریخ است: اینکه نکند دوباره نام ابومسلم، دستمایه پروژهای مقطعی و امیدوار کردن چندماهه هواداران شده باشد؛ موجی ایجاد شود، هواداران خسته را به سکوها بکشاند و بعد در باتلاق بیپولی و دعواهای مالکیتی ناپدید شود.
فوتبال خراسان دیگر طاقت بازی با عواطف عمومی و سوزاندن امیدهای شهریاش را ندارد. استمرار و ماندگاری ابومسلم نیازمند تدبیر عقلانی، نظارت دلسوزانه و خرد جمعی در سطح استان است؛ پیش از آنکه آخرین تهماندههای این هویت مشترک، زیر پای رقابتهای بیهوده ذبح شود.
حالا هوادار اصیل مشهدی وسط این معرکه ایستاده و نمیداند با کدام تیم باید اشک بریزد یا هورا بکشد. در کجای جغرافیای فوتبال دنیا دو تیم در یک لیگ، با یک نام پایه، با رنگ و لباسی یکسان و پسوندهایی گیجکننده در یک سطح بازی میکنند؟ همین فصل قبل بود که دوست داشتیم «ابومسلم ثامن» مقابل «پشتیبانی نزاجا» پیروز شود و حالا شرایط برعکس شده. آن جوانی که فصل قبل در باد و باران گلویش را برای ابومسلم ثامن پاره کرد، فردا روز در تقابل این دو تیم کدام نیمکت را باید خانه خود بداند؟ این تفرقه، تکهتکه کردن «حافظه جمعی» یک شهر است. ابومسلم در کنار اصالت گذشتهاش، باید «امروز»ی شفاف و آبرومند داشته باشد؛ نه اینکه نامش بدل به ابزاری برای موازیکاریهای فرساینده شود. چرا نباید ارادهها، توان مالی و ظرفیت این دو جریان با هدایت مسئولان استان زیر یک پرچم واحد تجمیع شود تا شهری چنین تشنه، یکصدا پشت یک تیم بایستد؟
نگرانی دوم ما به شیوه زیست این تیمها بازمیگردد. خرید امتیاز تیمهای دیگر بهخصوص از لیگ برتر راهی پرهزینه، غیرحرفهای، بیریشه و نامطمئن است که تجربه بارها شکستش را ثابت کرده؛ اما از سوی دیگر، شروع تیمی به بزرگی و شناسنامه ابومسلم از لیگ سه و انتظار سالها تقلا برای رسیدن به لیگ برتر نیز هرگز در شأن ظرفیت فوتبال مشهد نیست. با این حال، بزرگترین هراس ما از تکرار تاریخ است: اینکه نکند دوباره نام ابومسلم، دستمایه پروژهای مقطعی و امیدوار کردن چندماهه هواداران شده باشد؛ موجی ایجاد شود، هواداران خسته را به سکوها بکشاند و بعد در باتلاق بیپولی و دعواهای مالکیتی ناپدید شود.
فوتبال خراسان دیگر طاقت بازی با عواطف عمومی و سوزاندن امیدهای شهریاش را ندارد. استمرار و ماندگاری ابومسلم نیازمند تدبیر عقلانی، نظارت دلسوزانه و خرد جمعی در سطح استان است؛ پیش از آنکه آخرین تهماندههای این هویت مشترک، زیر پای رقابتهای بیهوده ذبح شود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
غفلت دانشگاه از دوتار خراسان
-
اتهام فردی، تخریب ساختاری
-
داد از پلمبهای بیاثر!
-
جنایت مسلحانه سیاه پوش نقابدار در مشهد
-
کدام مشکی را دوست داشته باشیم؟
-
2 دهه انتظار برای نوسازی
-
ازدواج در 3 دست انداز
-
ابهام با چاشنی کنترل ریسک
-
بدرود مهاجم نامآشنا
-
هالووین، جلوه تازهای از زندگی نمایشی
-
سودسازی با حربه گرانسازی
-
الگوی مدیریتی دبیر


