غایبان گفت وگوی رسانه ای آقای رئیس
گفت وگوی رسانه ای رئیس جمهور پزشکیان با کارلسون، در بازنمایی گفتمان جمهوری اسلامی چه میزان موفق بود؟نویسنده: محمدجواد استادی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی
مترجم:
مصاحبه دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، با تاکر کارلسون، از مهمترین رخدادهای رسانهای از آغاز دولت به ویژه در اتفاقات اخیر به شمار می آید. این گفتوگو در بستر تحولات پرشتاب منطقهای، میتوانست تصویری عقلانی، مقتدر و گفتمانی از جمهوری اسلامی در رسانههای جهانی ارائه دهد. هرچند رئیسجمهور در بخشی از مصاحبه بر استقلال، عزت، مخالفت با تحقیر ملت ایران و آمادگی برای فداکاری تأکید کرد، اما در سطح روایتگری هویتی و قدرت نرم، خلأ مفاهیم بنیادین انقلاب اسلامی مشهود بود.
۱. دیپلماسی رسانهای؛ از بیان موضع تا روایتگری هویت
در دیپلماسی عمومی، رؤسای جمهور نقشی فراتر از مدیر اجرایی دارند؛ آنان در حکم چهره نمادین یک ملت و بازتابدهنده هویت سیاسی و تمدنی کشور خویش عمل میکنند. گفتوگوی بینالمللی، بهویژه با رسانههای غربی، فرصتی کمنظیر برای بیان منطقی، مردممحور و عزتمندانه گفتمان انقلاب اسلامی است. در گفتوگوی اخیر، اگرچه دکتر پزشکیان در بیان مواضع سیاسی از لحن دیپلماتیک و آرام بهره گرفت، اما از نظر گفتمانسازی و معناآفرینی، دچار نوعی فقدان چارچوب روایی شد. در غیاب یک منظومه معنایی منسجم، مواضع سیاسی نیز تأثیر راهبردی خود را از دست میدهند.
۲. اشارات رئیسجمهور به مقاومت؛ تأیید ضمنی، بدون چارچوب مفهومی
اشارات رئیسجمهور به ایستادگی ملت ایران، یادآوری ترور فرماندهان نظامی و تأکید بر آمادگی برای شهادت، از جنبه مفهومی با روح مقاومت همخوانی دارد. اما نداشتن اتصال این مواضع به دکترین مقاومت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی باعث شد این نکات بهصورت شخصی، احساسی و فاقد بستر مفهومی جلوه کند. در شرایطی که گفتمان مقاومت بهعنوان الگوی بازدارندگی و استقلال منطقهای تثبیت شده، انتظار میرفت رئیسجمهور، این مقوله را در قالبی راهبردی و تمدنی مطرح کند. روایتی که در عین دفاع از صلح، بر توان بومی و عقلانیت بازدارنده نیز تأکید داشته باشد.
۳. تقلیل مؤلفههای نمادین گفتمان انقلاب اسلامی
تبیین شعار «مرگ بر آمریکا» بهعنوان اعتراض صرف به سیاستهای کاخ سفید، هرچند میتواند برای افکار عمومی غربی تسهیلکننده ارتباط باشد، اما از نظر مفهومی، باعث تضعیف حافظه تاریخی ملت ایران در برابر نظام سلطه میشود. این شعار، در بستر انقلاب اسلامی، نمادی از تجربه تاریخی مردم ایران در مقابله با کودتا، تحقیر، تحریم و ترور است. کاهش این نماد به یک سوءتفاهم زبانی، بدون بازتعریف معنایی قوی و جایگزین، میتواند نوعی خلأ گفتمانی ایجاد کند که از جانب رسانههای غربی بهعنوان نشانهای از عقبنشینی تفسیری تلقی شود.
۴. غیبت مؤلفههای بازدارندگی و نقش منطقهای جمهوری اسلامی
در مصاحبه، هیچ اشارهای به نقش ایران در مبارزه با تروریسم، حمایت از جبهه مقاومت، شکست داعش و تلاش برای امنیتسازی منطقهای نشد. این فقدان، تصویر جمهوری اسلامی را به کشوری انفعالی، منزوی و واکنشی تقلیل میدهد. در حالی که قدرت منطقهای ایران، حاصل دههها مجاهدت، دیپلماسی فعال و مشارکت در ثباتسازی است. فقدان این مؤلفهها، از منظر روابط بینالملل، به تضعیف قدرت نرم کشور میانجامد و میدان را برای بازنماییهای خصمانه باز میگذارد.
۵. حذف ملت از روایت رسانهای؛ ایران بدون پشتوانه اجتماعی
ملت ایران، اصلیترین مؤلفه مشروعیت نظام و مهمترین سرمایه مقاومت است. با این حال، در این مصاحبه، سخنی از مشارکت مردم در انتخابات، ایستادگی در برابر تحریمها، رشد علمی، پیشرفت بومی و نخبگان جوان به میان نیامد. در غیاب ملت، روایت جمهوری اسلامی ناقص میماند. دیپلماسی عمومی بدون نمایش ملت مقاوم، تبدیل به صدای یک ساختار بیروح میشود که فاقد زمینههای اجتماعی و تمدنی است. در حالی که یکی از اصلیترین عناصر گفتمان انقلاب، پیوند میان مردم، حکومت و آرمانهای اسلامی است.
۶. واگذاری نقش راهبردی به آمریکا؛ ناسازگار با منطق گفتمان انقلاب اسلامی
دکتر پزشکیان در بخشی از مصاحبه گفت: «ترامپ میتواند منطقه را به صلح هدایت کند و جلوی جنگطلبی نتانیاهو را بگیرد.» این عبارت، هرچند حاکی از امید به عقلانیت در جهان است، اما از نظر اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی، واجد اشکال است. نخست آنکه تجربه نشان داده ایالات متحده همواره حامی اصلی رژیم صهیونیستی بوده است و واگذاری نقش صلح به چنین کشوری، با واقعیت تاریخی و تحلیل ساختاری قدرت، همخوانی ندارد. دوم آنکه در گفتمان انقلاب، امنیت منطقه باید توسط ملتها و دولتهای منطقه تأمین شود، نه قدرتهای فرامنطقهای. این نوع نگاه، گرچه تنشزداست، اما با اصل استقلال و توان بومی در تعارض قرار میگیرد.
۷. لزوم بازآفرینی دیپلماسی رسانهای جمهوری اسلامی
مصاحبه رئیسجمهور با تاکر کارلسون، گامی مهم در عرصه دیپلماسی عمومی بود. اما این تجربه نشان داد که برای موفقیت در روایتگری بینالمللی، باید به اصول گفتمان انقلاب اسلامی پایبند بود. صرف داشتن مواضع درست کافی نیست؛ آن مواضع باید در قالبی راهبردی، عقلانی، متصل به حافظه تاریخی و برخوردار از پیوست نمادین ارائه شود. اگر گفتمان انقلاب اسلامی بخواهد در سطح جهانی شنیده شود، باید از دیپلماسی مصلحتگرا به دیپلماسی گفتمانساز ارتقا یابد. آینده روایت جمهوری اسلامی، در گرو طراحی ساختاری منسجم برای حضور در عرصه رسانهای جهان است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


