مدیریت حکیمانه رهبری در جنگ ۱۲روزه و بزرگ ترین حادثه تروریستی بعد انقلاب، بیش از پیش ایشان را به یک شخصیت ملی تبدیل کرد
محور بقای ایران
نویسنده: جعفریوسفی
مترجم:
در روزهایی که پس از حوادث تروریستی اخیر، فضای رسانهای علیه ایران بهشدت ملتهب و بحرانزده تصویر میشد، یک گزاره مشترک در روایتهای رسانه های غربی تکرار میشد: «کار تمام است». حتی رئیسجمهور آمریکا با اتکا به گزارشهایی که از کف خیابان های ایران برایش ارسال کردند، از «سقوط دومین شهر بزرگ ایران» و «فرار مسئولان» سخن گفت و بسیاری از رسانههای بینالمللی نیز تصویر فروپاشی قریبالوقوع را بازتولید کردند، اما واقعیت میدانی و آنچه در سطح حکمرانی رخ داد، دقیقاً خلاف این سناریو بود.هوشمندی در مدیریت بحران
تنها یک روز پس از حادثه تروریستی، حضور علنی رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) و سخنرانی ایشان، نقطه عطفی در مهار جنگ روانی دشمن بود. در حالی که رسانههای صهیونیستی از خلأ قدرت و فرار مقامات نظام میگفتند، عالیترین مقام کشور در اوج بحران، در میان مردم حاضر شد و شرایط موجود کشور را برای مردم تبیین کرد. همین حضور، بهتنهایی ضربهای کاری به روایت فروپاشی بود و نشان داد ساختار حکمرانی نهتنها دچار هراس نشده، بلکه ابتکار عمل را در دست دارد.
اهمیت آن سخنرانی تنها در زمانبندیاش نبود، بلکه در محتوای متوازن و حکیمانهای بود که ارائه شد. رهبر انقلاب، هم حق اعتراض مردم و گلایههای اقتصادی را به رسمیت شناختند و هم مرز روشنی میان «اعتراض» و «اقدام تروریستی و خرابکارانه» ترسیم کردند. این تفکیک دقیق، همان حلقه مفقودهای بود که دشمن تلاش داشت آن را مخدوش کند، یعنی یکیکردن مردم معترض با پروژه خشونت سازمانیافته تروریستی. تأکید همزمان بر شنیدن صدای مردم و ایستادگی قاطع در برابر تروریسم، روایت دشمن را از درون خلع سلاح کرد.
این الگو پیشتر نیز آزموده شده بود. پس از بحران عظیم جنگ ۱۲روزه، مجموعه سخنرانیها و مواضع رهبر انقلاب توانست فضای ملتهب عملیات روانی را آرام کند و جامعه را از افتادن در چرخه ترس و هیجان بازدارد. در هر دو مقطع، آنچه برجسته بود «مدیریت ادراک عمومی» در کنار «مدیریت بحران امنیتی» بود، ترکیبی که بدون آرامش، عقلانیت و اعتمادبهنفس ممکن نیست.
به همین دلیل است که در دو بحران اخیر، رهبر انقلاب بیش از پیش به یک شخصیت ملی بدل شدهاند. حتی بخشی از کسانی که شاید نسبت به نظام سیاسی جمهوری اسلامی نقد یا فاصله داشتند، در این مقاطع، ایشان را بهعنوان پرچمدار حفظ ایران و تمامیت آن دیدند.
تقابل عقلانی با ترامپ
در این میان، یکی از برجستهترین مؤلفههای حکمرانی هوشمندانه رهبر انقلاب، آرامش عقلانی در برابر خشم افسارگسیخته و ادبیات و رفتار وحشیانه رئیسجمهور آمریکاست. تقابل با شخصیتی مانند ترامپ، که نهتنها سابقهای طولانی در تهدید، تحقیر و بیاعتنایی به قواعد بینالملل دارد، بلکه آشکارا از تجزیه و حتی «محو ایران» سخن میگوید، نیازمند واکنشی هیجانی نیست، بلکه محتاج عقلانیت راهبردی است.ترامپ همین شب گذشته، با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد: « اگر کوچکترین اتفاقی بیفتد، ما ضربه خواهیم زد؛ کل کشور آنها منفجر خواهد شد... اگر هر اتفاقی بیفتد، کشورشان را از روی کره زمین محو خواهیم کرد.» این سخنان کسی است که در برابر چشم نهادهای بینالمللی، نفت ونزوئلا را غارت میکند، رئیسجمهور یک کشور مستقل را میرباید، با متحدان اروپایی خود درگیر میشود و حتی بهدنبال تصاحب سرزمینی چون گرینلند، متعلق به دانمارک، میافتد. در برابر چنین الگوی جهانخواری ، آرامش و خویشتنداری رهبر انقلاب نشانه درک عمیق از منطق قدرت در جهان امروز است. رهبر انقلاب بارها تصریح کرده بودند که به چنین فرد و چنین ساختاری اعتمادی ندارند و مذاکره با آن را مفید نمیدانند. با این حال، برای ثبت در تاریخ، برای اتمام حجت با افکار عمومی جهان و برای آنکه حقیقت در لایههای تبلیغاتی دفن نشود، با اصل مذاکره موافقت شد. اما نتیجه چه بود؟ همه دیدند که این ایران نبود که میز مذاکره را برهم زد، این آمریکا بود که در میانه گفتوگو، حمله نظامی کرد.از این منظر، نوع تقابل رهبر انقلاب با ترامپ ترکیبی از صلابت، آرامش، صبر راهبردی و یک الگوی عقلانی از مواجهه با قدرتی غیرقابلپیشبینی و پرخاشگر است. الگویی که نه در دام هیجان میافتد و نه میدان را خالی میکند، بلکه حقیقت را، بیواسطه و بیاغراق، در برابر افکار عمومی جهان میگذارد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
محور بقای ایران
-
اعتراضات چرا به اغتشاش می کشد؟
-
کلاس مخالفت چارچوب محور
-
خداحافظ «کیان ایرانی»
-
سایه تبعیض بر سر لیگ با رانت اطلاعاتی!
-
ضرورت نگاه علمی به اعتراضات اجتماعی
-
برخی جریان های انقلابی با رفتارها و تفسیرهای نادرست، دل رهبری را غصه دار کردند
-
پیام رسان های داخلی در محاق
-
اعتراف به سوریهسازی ایران
-
خونخواه فرزندان ایرانیم


