پس از آنکه مکرون در پیامی به ترامپ فاش کرد الگوی مدنظر غرب برای ایران مسیر سوریه است، بررسی کردیم که این کشور چگونه به پروژهای برای تجزیه، غارت و بیثباتی بدل شد
اعتراف به سوریهسازی ایران
نویسنده:
مترجم:
یوسفی - در ادبیات سیاست خارجی ایران، یک هشدار قدیمی همواره تکرار میشد: «غرب میخواهد ایران را سوریه کند». این گزاره، سالها از سوی منتقدان و جریانهای برانداز بهعنوان اغراق یا حتی توجیهگر ناکارآمدیها کنار زده میشد. آنها در مقابل، روایت بدیلی میساختند، اگر آمریکا به ایران حمله کند، ایران به یک ژاپن توسعه یافته تبدیل میشود. یعنی کشوری که پس از یک ضربه سخت، در چارچوب نظم غربی بازسازی و به توسعه اقتصادی هدایت خواهد شد. امروز اما، شواهد میدانی و اعترافات تلویحی مقامات غربی، این دوگانه را بهطور جدی به چالش کشیده است.نقطه کانونی این افشاگری، پیامی است که رئيس جمهور آمریکا منتشر کرد که در آن امانوئل مکرون به دونالد ترامپ نقشه غرب برای ایران را لو داد. پیامی که در آن، وضعیت کنونی سوریه مدلی موفق توصیف میشود. مکرون این مسیر را با عبارتی معنادار نامگذاری میکند: in the line؛ یعنی در همان خط و مسیر تعریفشده. این تعبیر، اگر درست فهم شود، حامل یک اعتراف راهبردی از سران اروپایی است. برای فهم آنچه امروز درباره ایران طراحی شده، ناگزیر باید به تجربه سوریه بازگشت. آنچه در سوریه رخ داد، نه یک اتفاق ناگهانی بود و نه محصول خطاهای تصادفی، بلکه حرکتی مرحلهبندیشده از اعتراض خیابانی تا فروپاشی دولت مرکزی بود. در آغاز، اعتراضات اجتماعی و خیابانی با مطالبات متنوع شکل گرفت؛ بخشی واقعی، بخشی تحریکشده. اما خیلی زود، این اعتراضات از مسیر مدنی خارج و به جنگ شهری سازمانیافته تبدیل شد؛ جنگی که در آن سلاح، آموزش، فرماندهی و پول، از بیرون مرزها تزریق میشد.
با تضعیف تدریجی حاکمیت مرکزی سوریه و فرسایش ساختارهای امنیتی و اداری، زمین برای ورود بازیگران خشنتر آماده شد. در این مرحله، داعش، گروههای تکفیری و جریانهای تجزیهطلب بهمثابه ابزارهای یک پروژه بزرگتر وارد میدان شدند. هرچه دولت مرکزی ضعیفتر شد، دامنه خشونت گستردهتر و کنترل اوضاع دشوارتر شد، تا جایی که بخشهایی از کشور عملاً از حاکمیت خارج شد. بعد از این که سوریه بسیار ضعیف شد، غربی ها یکی از سرکردگان داعش، یعنی محمد جولانی را با یک بازطراحی رسانهای، از یک تروریست آشکار به یک رهبرملی بدل کردند. این تغییر چهره نتیجه همان مهندسی روایت بود که پیشتر خشونت را عادی و دولت را نامشروع جلوه داده بود. سوریه دست پخت آمریکا، امروز، کشوری است که عملاً به چند پاره جغرافیایی و سیاسی تقسیم شده؛ حاکمیت مرکزی آن تضعیف شده و نفتش کاملا در اختیار آمریکایی هاست، بخشهایی از سرزمینش یا در اشغال مستقیم است یا تحت نفوذ بازیگران خارجی. این کشور صدها بار هدف حملات هوایی اسرائیل قرار گرفته، بدون آنکه هزینه بازدارندهای برای مهاجم ایجاد شود. زیرساختهای حیاتی بهشدت آسیب دیده و بازسازی آنها به رؤیایی دوردست بدل شده است. جنگ داخلی، نه بهعنوان یک بحران مقطعی، بلکه به وضعیتی مزمن تبدیل شده و نیروهای دولت موقت سوریه و شبهنظامیان قسد در شرق حلب دایما در حال جنگیدن هستند که میلیونها نفر را به آوارگی کشانده است.
وقتی مکرون این وضعیت را « in the line» مینامد، در واقع میگوید بیثباتسازی، اگر به فروپاشی کامل و کنترلناپذیر منجر نشود، میتواند کارکردی راهبردی داشته باشد؛ تضعیف دولت مرکزی، فرسایش توان منطقهای، و کشورِ هدف را آنقدر درگیر بحرانهای پیدرپی میکنند که تمام توان و منابعش صرف زنده ماندن و جمعوجور کردن مشکلات شود، نه پیشرفت، توسعه یا تصمیمگیری مستقل. کسانی که با این توهم از فشار و حمله خارجی استقبال میکنند، عملاً کشور را به مسیری هل میدهند که خروجی آن «سوریه شدن» است؛ چراکه طراحان بیرونی این فشارها، دیگر پنهان نمیکنند الگوی مطلوبشان برای ایران، نه بازسازی مثل ژاپن، بلکه بیثباتسازیِ مثل سوریه است.
اعتراف مکرون برای نقشه ای که برای ایران طراحی کردند بدین معناست که هدف، فرسایش تدریجی از درون و بیرون است. اعتراف به موفقیت مدل سوریه، زنگ هشداری است که نشان میدهد منازعه اصلی، دیگر صرفاً نظامی نیست؛ بلکه نبردی چندلایه بر سر ثبات، انسجام اجتماعی و توان تصمیمگیری ملی است. فهم این واقعیت، پیششرط هر تحلیل واقعبینانه از آینده ایران در نظم متلاطم کنونی است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
محور بقای ایران
-
اعتراضات چرا به اغتشاش می کشد؟
-
کلاس مخالفت چارچوب محور
-
خداحافظ «کیان ایرانی»
-
سایه تبعیض بر سر لیگ با رانت اطلاعاتی!
-
ضرورت نگاه علمی به اعتراضات اجتماعی
-
برخی جریان های انقلابی با رفتارها و تفسیرهای نادرست، دل رهبری را غصه دار کردند
-
پیام رسان های داخلی در محاق
-
اعتراف به سوریهسازی ایران
-
خونخواه فرزندان ایرانیم


