خشمی که فاجعه آفرید

واکاوی روان‌شناختی یک تراژدی دانشگاهی و ضرورت توجه به نشانه‌های پنهان بحران‌های روانی در میان دانشجویان

نویسنده: زهرا عیدگاهی | ‌ کارشناسی ارشد روان شناسی شخصیت

مترجم:

واقعه تلخ تیراندازی در دانشکده دندان پزشکی قزوین و پایان ناگهانی زندگی دو دانشجو که به تازگی رخ داد  و این پرسش اضطراب‌آور را در ذهن ایجاد کرد که «چرا آستانه تحمل در میان جوانان این‌چنین کاهش یافته است؟». فراتر از تمام حواشی خبری، این واقعه بیش از هر چیز، «فریاد خاموش» سلامت روان در محیط‌های پرفشار تحصیلی است. به‌عنوان یک روان‌شناس، معتقدم وقت آن رسیده ورای تیترهای زرد، به ریشه‌های این رفتارهای تکانشی و راهکارهای پیشگیری از تکرار چنین تراژدی‌های جبران‌ناپذیری عمیق‌تر فکر کنیم.

​​​​​​​
حل مسئله، مهارتی که آموخته نمی‌شود
آن‌چه در روان‌شناسی «قتل، خودکشی» نامیده می‌شود، اغلب نتیجه‌ یک بن‌بست ذهنی تدریجی است. اگر فرد مهارت‌های لازم را نداشته باشد، ممکن است به جای مدیریت بحران، به سمت پاک کردن صورت‌مسئله برود. عوامل زیر در این مسیر نقش پررنگی دارند:
* فشارهای روانی سنگین| استرس‌های تحصیلی مداوم، ترس از آینده شغلی و رقابت ناسالم، ترکیبی سمی ایجاد می‌کند که می‌تواند ظرفیت روانی فرد را لبریز کند. اگر دانشجو تاب‌آوری کافی نداشته باشد، این فشارها به مرور توان ذهنی او را تحلیل می‌برد. 
*ناتوانی در حل مسئله| بسیاری از ما در دوران تحصیل یاد می‌گیریم چطور مسائل پیچیده علمی را حل کنیم، اما آموزش نمی‌بینیم که چطور با شکست‌های عاطفی یا چالش‌های بین‌فردی کنار بیاییم. همین خلأ مهارتی، فرد را در مواجهه با یک بحران کوچک، درمانده می‌کند.
*کنترل ضعیف روی تکانه‌ها| گاهی اختلالات زمینه‌ای یا یک دوره افسردگی حاد، توانایی فرد را در کنترل خشم می‌گیرد. فرد در این حالت وارد نوعی «تونل‌زدگی ذهنی» می‌شود، یعنی فقط یک راه خروج می‌بیند و آن هم خشونت است.
*تابوی کمک گرفتن| متأسفانه در محیط‌های نخبگانی، هنوز مراجعه به روان‌شناس را نشانه ضعف می‌دانند. این نگاه باعث می‌شود مشکلات روانی تا وقتی که به بحران غیرقابل کنترل تبدیل نشوند، نادیده گرفته شوند.
 برای پیشگیری چه کنیم؟
ما باید از نگاه «درمان‌محور» به سمت «پیشگیری‌محور» حرکت کنیم. دانشگاه نباید فقط کارخانه تولید علم باشد، بلکه باید فضایی برای رشد انسانی باشد. برای بهبود اوضاع، چند گام اساسی ضروری است:
1 غربالگری و پایش سلامت روان| دانشگاه‌ها باید سیستمی برای بررسی دوره‌ای وضعیت روانی دانشجویان داشته باشند تا نشانه‌های اضطراب یا افسردگی پیش از رسیدن به نقطه انفجار، شناسایی شوند.
2 آموزش مهارت‌های زندگی| کارگاه‌های کنترل خشم، مدیریت استرس و مهارت‌های ارتباطی باید به اندازه واحدهای درسی، مهم شمرده شوند. این مهارت‌ها ابزارهای اصلی زنده ماندن در دنیای بزرگسالی هستند.
3حمایت اجتماعی| باید مراکز مشاوره دانشجویی را تقویت کرد و فضای دانشگاه را طوری تغییر داد که دانشجو بدون ترس از برچسب خوردن، برای درددل یا دریافت کمک به مشاور مراجعه کند.
4 هوشیاری کادر آموزشی| اساتید خط مقدمِ دیدن تغییرات رفتاری دانشجویان هستند. آن‌ها باید آموزش ببینند که تغییر در خلق‌وخوی یک دانشجو را جدی بگیرند و او را به مراکز تخصصی ارجاع دهند.
دانشگاه امن؛ دانشگاه پیشگیر
اتفاق دانشگاه قزوین زنگ خطری جدی است. خشونت، محصول نهایی نادیده گرفته شدن رنج‌های روانی است. سلامت روان در دانشگاه، یک کالای لوکس نیست، بلکه زیرساخت اصلی امنیت و بهره‌وری است. باید نگاه‌مان را به محیط‌های آموزشی تغییر دهیم و به دانشجویان بیاموزیم زندگی، ارزشمندتر از تمام بن‌بست‌هایی است که در طول مسیر با آن‌ها روبه رو می‌شوند. در واقع، حمایت از دانشجو به معنای پاسداری از سرمایه‌های انسانی کشور است. باید با ایجاد بستری امن و همدلانه، اجازه ندهیم هیچ جوانی در تنهایی خویش به فکر راهکارهای ویرانگر بیفتد .
10 صفحه اول