شغل درستی ندارم، خستهام، کسی نیست کمکم کند!
25ساله و آقا هستم. شغل درستی ندارم و خستهام. کسی را ندارم که برایم دلسوزی کند یا کمکم کند. چه کار کنم؟ حتما باید بمیرم تا کسی از من باخبر شود و بفهمد مشکلاتم چه بود؟نویسنده: فائزه سجادی | روان شناس بالینی
مترجم:
مخاطب گرامی، میخواهم بدانی که خواندن جملات تو برای من اهمیت زیادی داشت. این احساسی که داری، اینکه فشار سنگینی روی شانههایت است و فکر میکنی کسی کنارت نیست، بسیار دردناک و طاقتفرساست.
وقتی انسان در چنین نقطهای قرار میگیرد، طبیعی است که ذهنش به سمت ناامیدی مطلق برود، اما این فقط نشانه این است که تو بیش از حد تحمل کردهای و به کمک نیاز داری، به این معنی نیست که پایان زندگی تنها راه حل شماست.
قبل از هر تصمیمی، به این چند نکته توجه کن:
1. تو تنها نیستی
حتی اگر در محیط اطرافت کسی را نمیبینی، افرادی هستند که کارشان شنیدن همین حرفهای توست و میخواهند بدون قضاوت کردن، به تو کمک کنند تا از این بحران عبور کنی. این شمارهها برای همین لحظات بحرانی در نظر گرفته شدهاند:
خط ۱۴۸۰ (صدای مشاور)| متعلق به سازمان بهزیستی است که میتوانید با آنها درباره فشارهای روحی و مشکلات زندگی صحبت کنید.
شماره ۱۲۳ (اورژانس اجتماعی)| اگر احساس میکنی در شرایط خطرناکی هستی یا نیاز به مداخله فوری داری، با این شماره تماس بگیر.
2. فکر «باید بمیرم تا بفهمند» یک تله ذهنی است
این فکر، در واقع فریاد درونی تو برای «دیده شدن» و «درک شدن» است. تو نمیخواهی بمیری، تو میخواهی که این درد و این شرایط تمام شود. مرگ راهی نیست که کسی را از رنج تو باخبر کند، راهی است که فرصت تغییر شرایط و ساختن یک زندگی بهتر را برای همیشه از تو میگیرد. تو ارزش بسیار بیشتری از این داری که در سکوت و درد بمانی.
3. از کجا شروع کنیم؟
وقتی آدم «خسته» است، حتی فکر کردن به حل مشکلات هم انرژی زیادی میبرد. برای همین، قدمهای بزرگ برندار. الان فقط روی این تمرکز کن که امروز را بگذرانی و با یک متخصص صحبت کنی!
به یک مرکز مشاوره برو
اگر توان مالی داری، به روان شناس مراجعه کن. اگر نه، مراکز بهزیستی در هر شهر خدمات حمایتی و مشاورهای رایگان یا با هزینه بسیار کم ارائه میدهند.
از وضعیت شغلی فاصله بگیر
فعلاً خودت را برای نداشتن شغل سرزنش نکن. وقتی روان و ذهن یک نفر آسیب دیده، طبیعی است که نتواند در محیط کار موفق باشد. اولویت اول تو، «سلامت روان» توست. وقتی کمی از این فشار درونی کم شود، میتوانی با فکر بازتر برای شغلت تصمیم بگیری.
وقتی انسان در چنین نقطهای قرار میگیرد، طبیعی است که ذهنش به سمت ناامیدی مطلق برود، اما این فقط نشانه این است که تو بیش از حد تحمل کردهای و به کمک نیاز داری، به این معنی نیست که پایان زندگی تنها راه حل شماست.
قبل از هر تصمیمی، به این چند نکته توجه کن:
1. تو تنها نیستی
حتی اگر در محیط اطرافت کسی را نمیبینی، افرادی هستند که کارشان شنیدن همین حرفهای توست و میخواهند بدون قضاوت کردن، به تو کمک کنند تا از این بحران عبور کنی. این شمارهها برای همین لحظات بحرانی در نظر گرفته شدهاند:
خط ۱۴۸۰ (صدای مشاور)| متعلق به سازمان بهزیستی است که میتوانید با آنها درباره فشارهای روحی و مشکلات زندگی صحبت کنید.
شماره ۱۲۳ (اورژانس اجتماعی)| اگر احساس میکنی در شرایط خطرناکی هستی یا نیاز به مداخله فوری داری، با این شماره تماس بگیر.
2. فکر «باید بمیرم تا بفهمند» یک تله ذهنی است
این فکر، در واقع فریاد درونی تو برای «دیده شدن» و «درک شدن» است. تو نمیخواهی بمیری، تو میخواهی که این درد و این شرایط تمام شود. مرگ راهی نیست که کسی را از رنج تو باخبر کند، راهی است که فرصت تغییر شرایط و ساختن یک زندگی بهتر را برای همیشه از تو میگیرد. تو ارزش بسیار بیشتری از این داری که در سکوت و درد بمانی.
3. از کجا شروع کنیم؟
وقتی آدم «خسته» است، حتی فکر کردن به حل مشکلات هم انرژی زیادی میبرد. برای همین، قدمهای بزرگ برندار. الان فقط روی این تمرکز کن که امروز را بگذرانی و با یک متخصص صحبت کنی!
به یک مرکز مشاوره برو
اگر توان مالی داری، به روان شناس مراجعه کن. اگر نه، مراکز بهزیستی در هر شهر خدمات حمایتی و مشاورهای رایگان یا با هزینه بسیار کم ارائه میدهند.
از وضعیت شغلی فاصله بگیر
فعلاً خودت را برای نداشتن شغل سرزنش نکن. وقتی روان و ذهن یک نفر آسیب دیده، طبیعی است که نتواند در محیط کار موفق باشد. اولویت اول تو، «سلامت روان» توست. وقتی کمی از این فشار درونی کم شود، میتوانی با فکر بازتر برای شغلت تصمیم بگیری.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


