2006، جامی که راوی اش یک مدافع بود
نویسنده:
مترجم:
درتاریخ جامهای جهانی، بعضی تورنمنتها انگاربرای بازتعریف یک نقش خاص به دنیا میآیند.۲۰۰۲، جام دروازهبانها بود؛ جایی که الیورکان با دستکشهایش سرنوشت یک تیم معمولی آلمان را تا فینال حمل کرد.۲۰۱۰، به نام هافبکها ثبت شد؛ با اسپانیایی که انگارجهان را با پاسهای کوتاه ژاوی واینیستا اداره میکرد.اما ۲۰۰۶، سالی بود که فوتبال برای لحظهای به عقب برگشت وبه مدافعان گفت: «شما هم میتوانید قهرمان داستان باشید.»درقلب آن روایت، فابیوکاناواروایستاده بود؛ مردی نه چندان بلندقد،با صورتی آفتابخورده وچشمانی که همیشه انگاردرحال خواندن چند ثانیه آینده بازی بودند. عجیب اینجاست که کاناوارو پیش و پس ازآن جام هم مدافعی بزرگ بود، اما هرگزدرقابی که برای اسطورهها ساختهاند جا نمیگرفت. اما تابستان ۲۰۰۶چیزدیگری بود. فوتبال ایتالیا زخمی وخسته وارد آن جام شد؛ لیگ درگیررسوایی کالچوپولی بود، اعتماد عمومی فروریخته بود و سایهای سنگین روی فوتبال کشورافتاده بود.درچنین فضایی، تیمی که کمتر کسی برایش شانس قهرمانی قائل بود، آرام وبیصدا جلوآمد؛ مثل تیمی که به جای فریاد، با استحکام حرف میزند.درهمان روزها، همه نگاهها به برزیلِ پرستاره بود؛تیمی که با رونالدو، رونالدینیو،کاکا وآدریانوآمده بودتا چهارمین فینال پیاپی را فتح کند.اما فوتبال همیشه عاشق طراحی داستانهای غیرمنتظره است. فرانسه با جادوی ذهن زینالدین زیدان برزیل را کنارزد وبه فینال رسید؛ تیمی که درست مثل ایتالیا، پیش ازشروع جام کمترکسی آن را تا این جا تصورکرده بود.درآن فینال عجیب اگرفرانسه روح خود را درخلاقیت زیدان پیدا میکرد، ایتالیا ستون فقراتش را درقامت کاناوارو داشت.اودرآن جام چیزی شبیه یک رهبر خاموش بود؛ مدافعی که توپها را ازآسمان میچید، مسیرحملهها را قبل از تولدشان قطع میکرد و با هرتکل یا پرش، دیواری تازه دوردروازه بوفون میساخت.
شاید بزرگترین پارادوکس فوتبال همین باشد: گاهی قهرمانان واقعی آنهایی هستند که کارشان دیده نمیشود.کاناوارو در۲۰۰۶ ثابت کرد دفاع فقط هنر جلوگیری نیست؛ نوعی معماری است، ساختن نظمی نامرئی دردل آشوب بازی. آن تابستان، مدافعی که هرگز فوقستاره محسوب نمیشد، برای چند هفته به بلندترین قله فوتبال جهان رسید؛ ویادآوری کرد که گاهی تاریخ، قهرمانش را ازجایی انتخاب میکند که کمترکسی انتظارش را دارد.
10 صفحه اول


