میان روایت ایران و آمریکا درباره جزئیات تفاهمی که هنوز امضا نشده اختلاف وجود دارد  هرچند همین تفاهم  احتمالی با ترامپ را نیز باید کوتاه مدت ارزیابی کرد

تنفس با تفاهم؟

نویسنده: یوسفی

مترجم:

​​​​​​​

در سیاست بین‌الملل، گاهی فاصله میان تهدید به جنگ و نشستن پای میز توافق، کمتر از آن چیزی است که در ظاهر دیده می‌شود. آنچه طی هفته‌های اخیر میان ایران و آمریکا رخ داد، نمونه‌ای روشن از همین واقعیت است؛ جایی که دونالد ترامپ از یک سو با ادبیاتی کم‌سابقه از تصرف جزیره خارک، هدف قرار دادن پل‌ها و زیرساخت‌های انرژی ایران، نابودی ظرفیت‌های اقتصادی کشور و حتی در اختیار گرفتن نفت ایران سخن می‌گفت و از سوی دیگر، تنها چند روز بعد اعلام کرد که به دلیل پذیرش مذاکرات از سوی تهران، از حمله مجدد صرف‌نظر کرده و به زودی توافقی با ایران امضا خواهد شد.
این تغییر ناگهانی لحن، نشانه‌ای از تغییر در موازنه محاسباتی وی است. در واقع، پس از چند روز تنش نظامی، حملات به جنوب ایران و افزایش تنش در خلیج فارس، اکنون رئیس جمهور آمریکا به این نتیجه رسید که ایران همچنان مثل روز اول جنگ مستحکم ایستاده و چه با جنگ و چه مذاکرات باجی به آن ها نمی‌دهد درنتیجه آمریکایی‌ها به نقطه‌ای رسیده‌اند که «مدیریت جنگ» برایشان مهم‌تر از «گسترش جنگ» شده است.
انتشار متن موسوم به «تفاهم‌نامه ۱۴ بندی ایران و آمریکا» نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. هرچند هنوز هیچ متن رسمی منتشر نشده و احتمال تغییرات جزئی در ساعات و روزهای آینده وجود دارد، اما اطلاعات منتشرشده از سوی رسانه‌های مختلف تصویری نسبتاً روشن از خطوط کلی توافق احتمالی ارائه می‌دهد.
مهم‌ترین نکته این تفاهم‌نامه آن است که برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها، ایران در مرحله اولیه هیچ تعهد جدیدی درباره برنامه هسته‌ای خود نمی‌دهد. پرونده هسته‌ای عملاً به مذاکرات ۶۰ روزه آینده موکول شده و موضوعات فوری‌تر در اولویت قرار گرفته‌اند. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که یکی از اهداف اصلی واشنگتن در ماه‌های گذشته، تحمیل محدودیت‌های فوری و مستقیم بر برنامه هسته‌ای ایران بود.
در حوزه منطقه‌ای نیز آنچه منتشر شده، حاوی نکات قابل توجهی است. بر اساس این تفاهم نامه ۱۴ بندی، نه تنها هیچ توافقی درباره واگذاری مدیریت تنگه هرمز وجود ندارد، بلکه آینده این آبراه راهبردی در قالب یک سازوکار منطقه‌ای میان تهران و عمان دنبال خواهد شد. این موضوع با مواضع قبلی ترامپ که بارها از بازگشایی تنگه هرمز تحت مدیریت آمریکا سخن گفته بود، فاصله قابل توجهی دارد.
در جبهه لبنان نیز تفاهم احتمالی صرفاً به معنای تمدید آتش‌بس نیست، بلکه پایان جنگ به عنوان یک هدف مشخص در متن گنجانده شده است. در واقع، آمریکا مسئولیت وادار کردن اسرائیل به توقف جنگ را بر عهده می‌گیرد؛ بندی که اگر عملیاتی شود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین پیامدهای منطقه‌ای این توافق باشد.
آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران نیز از دیگر بخش‌های مهم تفاهم است. بر اساس اطلاعات موجود، بخشی از این منابع بلافاصله پس از امضا آزاد خواهد شد و بخش‌های دیگر در طول روند مذاکرات ۶۰ روزه در دسترس قرار می‌گیرد. همچنین موضوع غرامت جنگی و خسارات ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل نیز برای نخستین بار به عنوان یکی از محورهای مذاکرات آتی مطرح شده است.
اما شاید مهم‌ترین بخش این تفاهم، محدود شدن دستور کار مذاکرات آینده به سه موضوع باشد: برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، رفع تحریم‌ها و سازوکار جبران خسارات. به بیان دیگر، پرونده‌هایی نظیر توان موشکی، قدرت دفاعی و سایر مؤلفه‌های بازدارندگی ایران خارج از دستور کار قرار گرفته‌اند؛ مسئله‌ای که از منظر ایران یک دستاورد مهم تلقی می‌شود.
در همین نقطه است که باید به یک سوءبرداشت رایج نیز پاسخ داد. برخی تصور می‌کنند هر توافقی الزاماً به معنای پایان جنگ و خصومت میان ایران و آمریکاست. واقعیت اما چیز دیگری است. تجربه روابط قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد بسیاری از توافق‌ها نه برای پایان دادن به رقابت، بلکه برای مدیریت آن منعقد می‌شوند.
اگر متن منتشرشده را مبنا قرار دهیم، کارکرد اصلی این تفاهم بیش از هر چیز ایجاد یک فرصت تنفس راهبردی برای دو طرف است. ایران در این دوره فرصت خواهد داشت خسارات جنگ را ترمیم کند، زیرساخت‌های آسیب‌دیده را بازسازی نماید، توان آفندی و پدافندی خود را ارتقا دهد و نقاط ضعف آشکارشده در میدان جنگ را برطرف کند. طبیعتا آمریکایی ها هم از این فرصت برای بازسازی خسارت های منطقه ای خود استفاده خواهند کرد. 
به همین دلیل، نباید این تفاهم را صرفاً از زاویه آتش‌بس یا کاهش تنش مشاهده کرد. آنچه در حال شکل‌گیری است، بیش از آن که پایان یک منازعه باشد، نوعی توقف موقت برای بازتعریف مرحله بعدی جنگ است.
جالب آن که از صبح دیروز برخی کارشناسان معتقد بودند متن منتشرشده آن‌قدر برای ایران مطلوب است که بعید به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها آن را بپذیرند. اما واکنش‌های تند و عصبی ترامپ در ساعات بعد از انتشار این متن، برداشت دیگری را تقویت می‌کند. به نظر می‌رسد واشنگتن در پشت پرده بخش مهمی از این چارچوب را پذیرفته و اکنون تلاش می‌کند هرچه سریع‌تر آن را به مرحله امضا برساند؛ موضوعی که می‌تواند دلیل تغییر ناگهانی لحن رئیس‌جمهور آمریکا از تهدید به توافق باشد.
در نهایت شاید بهترین توصیف برای این وضعیت همان توئیتی باشد که محمدباقر قالیباف چندی پیش در تشریح منطق مذاکرات مطرح کرد؛ جمله‌ای که اکنون بیش از هر زمان دیگری معنای خود را نشان می‌دهد: «پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود.»
10 صفحه اول