چرا این بار میتواند فرق کند؟
نویسنده: حسام رضایی
مترجم:
تفاهم خاتمه جنگ را باید به فال نیک گرفت. با مقایسه دادهها و ستاندهها درمییابیم توازن توافق بیشتر به سمت ما سنگینی می کند تا طرف آمریکایی. همین موضوع برای قدم اول میتواند دلگرمکننده باشد.
با این حال راند دوم مذاکرات که شصت روز دیگر آغاز خواهد شد، به جهت مدخلیت منافع بازیگران پُرشمار و در مرکزشان، لابی اسرائیل، میتواند سخت و صعب پیش برود. در این راند باید انتظار دستانداز جدی پیش پای ماشین دیپلماسی یا حتی انهدام این ماشین را داشته باشیم. این بدبینی درسی است که تجربه برجام به ما داده است. تجربه برجام به ما میگوید انتظارات از دیپلماسی نباید به حدی نامعقول بالا برود که احیاناً چنانچه هزیمت به دنبالش آمد، مجبور شویم با سرخوردگی و کورشدن افق حکمرانی دست و پنجه نرم کنیم. با این حال به نظر می رسد احتمال به موفقیت رسیدنِ مذاکرات در راند دوم، از احتمال به شکستانجامیدن آن بیشتر باشد. مهمترین عاملی که شانس به موفقیترسیدن مذاکرات آتی را افزایش می دهد، تلاش همه بازیگران اعم از ایران، آمریکا، کشورهای منطقه بهخصوص اعراب و حتی چین برای پرهیز از تحمل «هزینه تحمیلی بیشتر» است. رسیدن به این نقطه یعنی خودداری از دریافت هزینه بیشتر، محصول خسارات سنگین برآمده از جنگ چهلروزه بوده که به همه طرفها یادآور شد هزینه بیشتر، می تواند برای آن ها حتی به قیمت تهدید جدی موجودیتی تمام شود. این تهدید جدی موجودیتی نه پیش از برجام وجود داشت و نه قبل و بعد جنگ تحمیلی دوم. همین واقعیت نیز باعث شد تا ترامپ (تحتتاثیر عوامل مختلف از جمله لابی سنگین اعراب منطقه) به راحتی از برجام خارج شود و بعدها نیز مذاکرات پیش و پس از جنگ دوازدهروزه را به تله جنگ علیه ایران تبدیل نماید. برای فهم نسبت میان هزینه و فایده و نقش آن در پایانیافتن جنگ و تبدیل وضعیت به صلح(هر چند موقت) شاید نظریه ویلیام زارتمن، اندیشمند آمریکایی در حوزه روابط بینالملل یاریرسان باشد. زارتمن می گوید برای آنکه وضعیت جنگی به وضعیت صلح متبدل گردد، دو شرط باید فراهم شود.اولین شرط را زارتمن «بنبست آسیبزا» مینامدش. یعنی طرفین جنگ احساس کنند در شرایطی قرار دارند که نمیتوانند با تشدید درگیری به پیروزی برسند و به تعبیری، هزینههای جنگیدن از منافع آن بیشتر شده است. او دومین شرط را «تصور یک راه خروج» نامگذاری میکند یعنی علاوه بر درد و بُنبست، طرفین باید باور داشته باشند که مذاکره یک مسیر جایگزین واقعی است و میتواند منافع آنها را تامین نماید.
با این حال راند دوم مذاکرات که شصت روز دیگر آغاز خواهد شد، به جهت مدخلیت منافع بازیگران پُرشمار و در مرکزشان، لابی اسرائیل، میتواند سخت و صعب پیش برود. در این راند باید انتظار دستانداز جدی پیش پای ماشین دیپلماسی یا حتی انهدام این ماشین را داشته باشیم. این بدبینی درسی است که تجربه برجام به ما داده است. تجربه برجام به ما میگوید انتظارات از دیپلماسی نباید به حدی نامعقول بالا برود که احیاناً چنانچه هزیمت به دنبالش آمد، مجبور شویم با سرخوردگی و کورشدن افق حکمرانی دست و پنجه نرم کنیم. با این حال به نظر می رسد احتمال به موفقیت رسیدنِ مذاکرات در راند دوم، از احتمال به شکستانجامیدن آن بیشتر باشد. مهمترین عاملی که شانس به موفقیترسیدن مذاکرات آتی را افزایش می دهد، تلاش همه بازیگران اعم از ایران، آمریکا، کشورهای منطقه بهخصوص اعراب و حتی چین برای پرهیز از تحمل «هزینه تحمیلی بیشتر» است. رسیدن به این نقطه یعنی خودداری از دریافت هزینه بیشتر، محصول خسارات سنگین برآمده از جنگ چهلروزه بوده که به همه طرفها یادآور شد هزینه بیشتر، می تواند برای آن ها حتی به قیمت تهدید جدی موجودیتی تمام شود. این تهدید جدی موجودیتی نه پیش از برجام وجود داشت و نه قبل و بعد جنگ تحمیلی دوم. همین واقعیت نیز باعث شد تا ترامپ (تحتتاثیر عوامل مختلف از جمله لابی سنگین اعراب منطقه) به راحتی از برجام خارج شود و بعدها نیز مذاکرات پیش و پس از جنگ دوازدهروزه را به تله جنگ علیه ایران تبدیل نماید. برای فهم نسبت میان هزینه و فایده و نقش آن در پایانیافتن جنگ و تبدیل وضعیت به صلح(هر چند موقت) شاید نظریه ویلیام زارتمن، اندیشمند آمریکایی در حوزه روابط بینالملل یاریرسان باشد. زارتمن می گوید برای آنکه وضعیت جنگی به وضعیت صلح متبدل گردد، دو شرط باید فراهم شود.اولین شرط را زارتمن «بنبست آسیبزا» مینامدش. یعنی طرفین جنگ احساس کنند در شرایطی قرار دارند که نمیتوانند با تشدید درگیری به پیروزی برسند و به تعبیری، هزینههای جنگیدن از منافع آن بیشتر شده است. او دومین شرط را «تصور یک راه خروج» نامگذاری میکند یعنی علاوه بر درد و بُنبست، طرفین باید باور داشته باشند که مذاکره یک مسیر جایگزین واقعی است و میتواند منافع آنها را تامین نماید.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


