او یونس بود؛ سایه حاج قاسم

روایت مستند «در همسایگی مرگ» از شخصیت اسرارآمیز شهید «حاج یونس» معاون سابق اطلاعات نیروی قدس سپاه

نویسنده: مصطفی قاسمیان

مترجم:

ادای احترام سینمای ایران به حاج‌یونس. در این مستند، ابراهیم حاتمی‌کیا خالق «به وقت شام» توضیح می‌دهد که شخصیت اصلی این فیلم (هادی حجازی‌فر) را هم‌نام حاج‌یونس نام‌گذاری کرده و سازندگان فیلم «قلب رقه» از طراحی گریم شخصیت فرمانده این فیلم (فرهاد قائمیان) بر اساس چهره حاج‌یونس پرده برداشتند.



یک شنبه‌شب آنتن شبکه یک سیما میزبان فیلم مستندی با عنوان «در همسایگی مرگ» بود که برای نخستین بار از زندگی و مجاهدت‌های خاموش یکی از یاران نزدیک، کلیدی و البته اسرارآمیز سپهبد شهید حاج‌قاسم سلیمانی پرده برداشت. این مستند روایتی از زندگی شهید ابوالفضل (حسین) نیکویی معروف به «حاج‌یونس» است؛ مردی باهوش و تأثیرگذار در حوزه اطلاعات و امنیت که سال‌ها در گمنامی مطلق، کمک کرد تا هندسه قدرت در منطقه به نفع جبهه مقاومت شکل گیرد. او البته تیرماه ۱۴۰۴ در جریان حمله رژیم صهیونیستی به تهران و در بحبوحه  جنگ ۱۲ روزه به آرزویش که شهادت بود، رسید. خبر شهادت حاج یونس، موجی از اندوه را در میان جبهه مقاومت پدید آورد.

مردی که نقشه سوریه در ذهنش بود
مستند «در همسایگی مرگ» با ورود حاج‌یونس به سوریه در اواخر سال 89 شروع می‌شود. در آن زمان که بحران سوریه تازه آغاز شده بود، او به همراه حاج‌قاسم سلیمانی یکی از سه نفری بودند که پا به خاک سوریه گذاشتند. حاج‌یونس روایت می‌کند که در روزهای نخست ورودشان، حاج‌قاسم به آن‌ها گفته اگر نظام سوریه سقوط کند، باید در تهران به اسرائیل پاسخ بدهیم... . بخش مهمی از مستند به اهمیت حیاتی فاکتور اطلاعات در جنگ پیچیده سوریه می‌پردازد. در جنگی که گاه خط مقدم مشخصی نداشت، تسلط جغرافیایی و اطلاعاتی حاج‌یونس بر خاک سوریه اعجاب‌انگیز بود. در بخشی از مستند، خاطره‌ای نقل می‌شود که یک راننده سوری با شگفتی به او می‌گوید: «من خودم اهل این شهرم و اولین بار است به این محله می‌آیم، شما چطور می‌دانید ته این کوچه به کجا ختم می‌شود؟!»
از نوجوانی همسایه مرگ شد
داستان سپس برش می‌خورد به نوجوانی حاج‌یونس و به سراغ یک تصویر نوستالژیک و آشنا از یک نوجوان خوش‌سیما در جبهه‌های جنگ می‌رود که سال‌ها دست‌به‌دست می‌شد و بسیاری نمی‌دانستند این نوجوان، همان حسین نیکویی است. نام شناسنامه‌ای‌اش «ابوالفضل» بود، اما همه «حسین» صدایش می‌زدند! ورودش به جبهه اما در اولین روزی رقم خورد که نیروهای بسیجی از شهرستان اقلید در استان فارس به جبهه اعزام شدند و حسین که با وجود سن‌وسال کم، نمی‌خواست از این قافله جا بماند، به ناچار زیر صندلی اتوبوس بسیجی‌ها پنهان شد تا خودش را به خط مقدم برساند. او دوران حضورش در دفاع مقدس را در بخش اطلاعات عملیات گذراند و از همان روزها بود که زندگی‌اش در میان آتش و «در همسایگی مرگ» رقم خورد. 
تولد «حاج‌یونس»
حسین پس از پایان جنگ، در دانشگاه فردوسی مشهد به تحصیل پرداخت و از آن جا که رسماً به عضویت سپاه پاسداران درآمده بود و با توجه به تجربه‌اش در بخش اطلاعات جنگ، پیشنهاد حضور در بخش اطلاعات نیروی قدس را دریافت کرد و برای این کار باید به لبنان می‌رفت و البته نامی جهادی انتخاب می‌کرد. در آن سال‌ها، سریال محبوب «پلیس جوان» از تلویزیون پخش می‌شد و حسین که شیفته شخصیت کارآگاه جوان و پیگیر فیلم با بازی شهاب حسینی شده بود، نام جهادی «یونس» را برای خود برگزید؛ نامی که تا آخر عمر با او ماند و به کابوس دشمنان صهیونیست تبدیل شد.
معاون اطلاعات حاج‌قاسم
یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای حاج‌یونس در لبنان، پایه‌گذاری سیستم پشتیبانی اطلاعات سپاه و تربیت نیروهای متخصص اسرائیل‌شناسی بود. او ساختاری را ایجاد کرد که در آن نیروهای مقاومت با تسلط کامل بر زبان عبری و روان‌شناسی صهیونیست‌ها، تحرکات دشمن را پیش‌بینی می‌کردند. با آغاز رسمی جنگ سوریه، حاج‌یونس به عنوان مسئول اطلاعات، به نزدیک‌ترین و امین‌ترین آدم حاج‌قاسم تبدیل شد؛ سایه به سایه فرمانده. او با این که مقام ارشد اطلاعاتی بود، اما خودش شخصاً به خطوط مقدم شناسایی هم می‌رفت. شناسایی مواضع داعش در دشت‌ها و صحراهای بعضاً وسیع سوریه که هیچ عارضه طبیعی یا نقشه مشخصی نداشتند، کاری طاقت‌فرسا بود که حاج‌یونس با نبوغ خود آن را ممکن کرد.

پهپاد بالای پهپاد بسیار است!
یکی از بخش‌های حماسی مستند «در همسایگی مرگ»، پخش تصاویر بکری از تقابل پهپادی ایران و آمریکا بود. مستند تصاویری را نشان داد که یک پهپاد ایرانی به صورت عمودی دقیقاً بالای سر یک پهپاد پیشرفته آمریکایی (RQ) در حال پرواز بود و از آن فیلم‌برداری می‌کرد. در صدای بی‌سیم نیروهای حاج‌یونس، این جملات غرورآفرین شنیده می‌شود: «ببینید! این پهپاد آمریکایی‌هاست که برای شناسایی آمده، اما ما داریم زنده و از بالا تماشایش می‌کنیم. هر لحظه بخواهیم می‌توانیم بزنیمش، اما فعلاً با آن کار داریم...»
​​​​​​​
در خدمت روایت فتح
مستند در ادامه به زاویه‌ای کمتر شنیده شده از زندگی حاج‌یونس می‌پردازد: رابطه او با سینمای مقاومت. حاج‌یونس معتقد بود سینما می‌تواند ابزار قدرتمندی برای روایت حقیقت باشد و در این زمینه از هیچ کمکی به سینماگران دریغ نداشت. در بخش‌هایی از فیلم، کارگردان و تهیه‌کننده فیلم سینمایی «قلب رقه» حضور می‌یابند و از کمک‌های بی‌دریغ او می‌گویند. کارگردان فیلم روایت می‌کند: «من مدام غر می‌زدم که فردا برای فیلم‌برداری به تویوتاهای شبیه به ماشین‌های داعش نیاز داریم و نداریم. حاج‌یونس بلافاصله زنگ زد و یکی دو تا تویوتا برای ما هماهنگ کرد. بعد از رفتن او فهمیدیم ماشین شخصی خودش را هم سپرده و خودش با یک خودروی دیگر رفته تا کار ما زمین نماند.» حاج‌یونس همچنین راهنما و مشاور اصلی ابراهیم حاتمی‌کیا در تحقیقات میدانی فیلم سینمایی «به وقت شام» بود. تسلط و ابهت او به قدری روی حاتمی‌کیا تأثیر گذاشت که این کارگردان، نام شخصیت اصلی فیلم خود (با بازی هادی حجازی‌فر) را به پاس قدردانی از این شهید، «حاج‌یونس» گذاشت. حاتمی‌کیا در این مستند با لحنی ستایش‌آمیز درباره او می‌گوید: «او واقعاً سایه حاج‌قاسم بود. یک‌بار با او به پایگاه نظامی روس‌ها در سوریه رفتیم؛ دیدم تمام ژنرال‌های ارشد روس چطور به او احترام می‌گذارند. آن جا بود که مرتبه و جایگاه این مرد را به تدریج فهمیدم.»

پایانِ روایتِ ترامپ!
تفاهم اسلام آباد، ترجمان سیاسیِ شکست جنگ آمریکا و اسرائیل  علیه ایران است که رسانه‌های اسرائیلی از آن با تعبیر «فاجعه» یاد کردند

صابر گل عنبری
سرانجام پس ازماه‌ها مذاکرات فشرده، ایران و ایالات متحده به یک توافق اولیه یا همان«یادداشت تفاهم» دست یافتند.تردیدی نیست که هرتوافقی در مرحله اجرا با چالش‌های متعددی روبه‌رو می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که طرف مقابل آمریکا واسرائیل باشند، این دشواری‌ها دوچندان خواهد بود.دراین میان، بعید به نظر می‌رسدکه اسرائیل به بندهای مربوط به لبنان، اعم از توقف حملات یا عقب‌نشینی از مرزها به‌طورکامل پایبند بماند. با این حال، فارغ از میزان پایبندی آمریکا به تعهداتش یا احتمال ازسرگیری جنگ در آینده، نفسِ دستیابی به این توافق موقت دلالت‌های ژرفی در بطن خود دارد. این تفاهم چارچوبی در وهله نخست، ترجمان سیاسیِ شکست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که رسانه‌های اسرائیلی از آن با تعبیر «فاجعه» یاد کردند. بدین ترتیب، انتشار متن توافق در روزهای آتی، پایانی بر روایت پرهیاهوی ترامپ خواهد بود که اخیرا قصد داشت در پوشش درگیری‌های اخیر، توافق را از موضع قدرت و به عنوان یک «پیروزی» معرفی کند. اما با روشن شدن محتوای متن، این روایت معکوس خواهد شد و ترامپ به ‌واسطه هجمه‌‌ای که هم‌اکنون در داخل اسرائیل و آمریکا آغاز شده، تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار خواهد گرفت و چه بسا این وضعیت مهم‌ترین چالش فراروی تداوم توافق و دستیابی به توافق جامع در آینده شود.اگر از هدف غاییِ ساقط کردن نظام سیاسی ایران بگذریم، اهداف بعدی این جنگ، وادار کردن ایران به توافقی بود که برنامه هسته‌ای‌اش را به‌کلی برچیند، توان موشکی‌اش را محدود سازد و به نفوذ منطقه‌ای تهران پایان دهد. در این زمینه هم ترامپ مدام تاکید می‌کرد که ایران باید تسلیم شود.  اما در متن یادداشت تفاهم، کمترین اثری از این سه خواسته کلیدی آمریکا و اسرائیل دیده نمی‌شود. همین خود این تردید جدی را  نسبت به انگیزه ترامپ از دستیابی به توافقی که او و آمریکا را در موقعیت بازنده قرار می‌دهد، مطرح می‌کند؛ این که آیا صرفا به خاطر بازگشایی تنگه هرمز بوده یا انگیزه‌های دیگری پشت قضیه است؟در حوزه سیاست‌های منطقه‌ای نیز نه‌ تنها بندی علیه ایران وجود ندارد، بلکه مفروض تعهد آمریکا به توقف جنگ در لبنان در قالب یک توافق با تهران به نوعی «رسمیت‌ بخشیدن به نقش و نفوذ ایران» در منطقه است؛ فارغ از این که اسرائیل به پایان جنگ در لبنان پایبند باشد یا خیر. در کل، ما با تفاهمی تقریباً «یک‌جانبه» روبه‎رو هستیم که در آن طرف آمریکایی تعهدات متعددی را در قبال تنها یک تعهد ایران پذیرفته است: «بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت کشتیرانی به حالت عادی». جالب این‎جاست که این تنگه پیش از جنگ باز بود، اما خودِ جنگ، این اهرم راهبردی را خلق کرد و در اختیار ایران قرار داد تا در نهایت با استفاده از آن، بدون دادن امتیازی در پرونده‌های هسته‌ای، موشکی یا منطقه‌ای در توافق خرج کند. در واقع، بستن تنگه هرمز «نقطه عطف» این جنگ بود که تثبیت آن می‌تواند موازنه قدرت، ژئوپلیتیک، امنیت و اقتصاد منطقه را دستخوش تغییر بنیادین کند. اما واکنش‌های اخیر ترامپ، به‌ ویژه پیام‌های یک‎شنبه شب گذشته‌اش که با شعف خاصی از بازگشایی مسیر سوخت و سرازیرشدن نفت به بازارهای جهانی سخن می‌گفت، به‌ خوبی نشان می‌دهد که ادعاهای دو ماه اخیر او درباره تسلط بر این آبراه راهبردی به دور از واقعیت بوده است.در نهایت، محرک اصلی ترامپ و آمریکا برای دادن این امتیازات صرفاً بازگشایی تنگه هرمز بود؛ موضوعی که ظاهرا با ترتیبات مدنظر ایران در متن گنجانده شده است. هر چند ترامپ هم گفته که ایران عوارض دریافت نخواهد کرد و ایران هم به نوعی نگرفتن عوارض را تایید کرده است اما قصد دارد تحت عنوان «هزینه خدمات ارائه شده به کشتی‌ها»، سازوکاری برای دریافت وجوه ایجاد کند که عملاً تفاوتی با گرفتن عوارض ندارد و چه بسا این مسئله هم به اختلاف و چالشی در هفته‌های پیش‌رو تبدیل شود.


10 صفحه اول