فضای مجازی برای نویسندگان، ممنوع !

در گفت‌وگو با محمد میرکیانی، نویسنده کودک و نوجوان که آثارش سال‌ها در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌ها بوده است از رازهای نویسندگی ماندگار ، فاخر و مخاطب‌پسند می‌گوییم

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:

 دقت کرده اید حتی در این سال ها که برخی معتقدند دوران کتاب کاغذی گذشته است، بعضی کتاب‌ها هزاران خواننده پیدا می‌کند، بارها تجدید چاپ می‌شود و حتی راه خود را به پرده سینما و قاب تلویزیون و پادکست ها پیدا می‌کند، اما برخی رمان‌ها و مجموعه‌داستان‌ها حتی به فروش صد نسخه ای هم نمی‌رسند؟ آیا موفقیت یک کتاب فقط به تبلیغات، شانس و زمان انتشار وابسته است؟ پاسخ این پرسش‌ها را باید در هنر قصه‌گویی، شخصیت‌پردازی، شناخت مخاطب و تسلط نویسنده بر زبان جست‌وجو کرد؛ عناصری که برخی نویسندگان سال‌ها برای رسیدن به آن‌ها تجربه اندوخته‌اند.
​​​​​​​
 محمد میرکیانی از جمله نویسندگانی است که در یکی دو دهه اخیر،  آثارش نه‌تنها با استقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شده، بلکه تعدادی از آن‌ها نیز به فیلم و سریال تبدیل شده‌اند. درباره رازهای ماندگاری آثار داستانی، دلایل پرفروش شدن کتاب‌ها و مسیر تبدیل داستان به تصویر، با این نویسنده پیشکسوت به گفت‌وگو پرداختیم.میرکیانی کتاب های پرفروشی از جمله، قصه ما مثل شد، دایی سهراب، عمو رستم، قصه ما همین بود و ... را برای کودکان و نوجوانان نوشته که سال ها با شمارگان بالا تجدید چاپ شده است.
جناب میرکیانی به نظر شما چرا بعضی افراد با وجود تسلط بر تکنیک‌های نویسندگی، هرگز به نویسندگان ماندگار و پرفروش تبدیل نمی‌شوند؟
پیش از هر چیز باید بگویم که مهم‌ترین سرمایه یک نویسنده، ذوق، قریحه و پشتکار در تمرین است. نویسندگی پیش از آنکه یک علم باشد، یک استعداد است که با مطالعه، تجربه و نوشتن مداوم پرورش پیدا می‌کند. البته شناخت اصول و تکنیک‌های داستان‌نویسی نیز اهمیت زیادی دارد، اما دانستن این تکنیک‌ها الزاماً به معنای نویسنده خوب بودن نیست؛ همان‌طور که نویسنده خوب بودن نیز الزاماً به این معنا نیست که فرد بتواند درباره نویسندگی به‌خوبی سخن بگوید. ممکن است کسی سال‌ها در عرصه نویسندگی، تئاتر و... فعالیت کرده باشد، اما نتواند درباره ماهیت نمایش و داستان  به‌درستی سخن بگوید؛ یا کارگردان موفقی در سینما باشد، اما نتواند تحلیل دقیقی از ذات سینما ارائه کند. 
امروز که در عصر اینترنت و اینستاگرام و ... به سر می بریم، اگر نوجوان یا جوانی بخواهد وارد دنیای نویسندگی شود، مهم ترین  توصیه شما به او چیست؟
به نظر من، مهم‌ترین توصیه این است که به طور کامل  فضای مجازی را کنار بگذارند. فضای مجازی برای نویسندگان جوان بسیار فریبنده است. در دهه 60، زمانی که ما برای کودکان می‌نوشتیم، آثار ابتدا در مجلات منتشر می‌شد، درباره آن‌ها گفت‌وگو و بارها نقد صورت می‌گرفت و بعد تازه  ناشران به سراغ نویسنده می‌آمدند و برای انتشار کتاب با او قرارداد می‌بستند. اما امروز ممکن است داستانی در فضای مجازی هزاران عدد لایک بگیرد و همین موضوع، نویسنده را به این باور برساند که به جایگاه قابل قبولی رسیده است و کتابش را توسط یک انتشاراتی روانه بازار کند؛ در حالی که لایک، هرگز جای نقد حرفه‌ای را نمی‌گیرد.
امروز ما با نوعی فقر مطالعاتی میان نویسندگان جوان و نوجوان مواجهیم و از طرفی نویسندگان جوان در مواجهه با آثار داستانی گاهی دچار سردرگمی هایی می شوند؛ راهکار پیشنهادی شما به این افراد در لحظه مواجهه با یک اثر داستانی چیست؟
تا وقتی ما فکر کنیم منظور از مطالعه، روخوانی کتاب است و بعد کنار گذاشتنش،خب کتاب جذابیتی برایمان ندارد. مطالعه باید هدفمند باشد، نه تفننی. صرف خواندن کتاب کافی نیست. این افراد هر زمان با یک داستان، شخصیت یا مفهوم تازه روبه‌رو می‌شوند، باید دقت کنند که نویسنده چگونه آن موضوع را روایت کرده و با چه شگردهایی توانسته است آن را به مخاطب منتقل کند. 
به نظر شما دلیل جذابیت مداوم برخی رمان ها اگر چه در دهه های گذشته نوشته شده باشد چیست؟ چه چیزی بیش از همه به جذابیت بالای یک مجموعه داستان و یا رمان کمک می کند ؟
پشت این ماجرا دلایل فراوانی نهفته است؛ اما به نظر من یکی از مهم‎ترین دلایل، داشتن گنجینه واژگانی وسیع است، این کلید طلایی برای یک نویسنده اهمیت بسیار زیادی دارد. نویسنده باید به اندازه کافی واژه در اختیار داشته باشد؛ زیرا اگر دایره واژگانش محدود باشد، هرگز نمی‌تواند آنچه را در ذهن دارد، دقیق و هنرمندانه بیان کند. بسیاری از ضعف‌های نویسندگی نه از کمبود ایده، بلکه از فقر واژگانی ناشی می‌شود.
ما در آثار شما با زبانی شیوا، روان و تاثیرگذار رو به رو هستیم؛ به طوری که در طول خوانش آثار شما احساس خستگی که به سراغ ما نمی آید هیچ، خستگی ما به عنوان خواننده اثر برطرف می شود. راز این موضوع چیست؟
در یک رمان یا داستان استفاده سنجیده و بجا از دستور زبان و کلمات دارای اهمیت فراوانی است ، از این جنبه شناخت زبان و ادبیات فارسی بسیار پر اهمیت است. نویسنده باید هم ادبیات کلاسیک و هم ادبیات معاصر را بشناسد. اگر بخواهم نقطه شروعی پیشنهاد کنم، بدون تردید «گلستان» و «بوستان» سعدی است؛ زیرا زبان سعدی، یکی از سالم‌ترین و استوارترین الگوهای زبان فارسی به شمار می‌رود. در کنار آن، مطالعه آثار برجسته ادبیات جهان نیز می‌تواند نگاه نویسنده را گسترش دهد.
تجربیات فردی در زندگی چه نقشی در نویسندگی دارد؟
نویسندگی بدون تجربه در زندگی شکل نمی‌گیرد اما نمی توان تنها با تکیه بر تجربه نگاری آثاری خواندنی تولید کرد. نویسنده باید خوب ببیند، دقیق مشاهده کند و به کشف برسد. آندره ژید نویسنده فرانسوی می گوید؛«سعی کنید اهمیت در نگاه شما باشد، نه در آنچه می‌بینید.» نویسندگی یعنی هنر کشف کردن. در حقیقت، هر اثر هنری لحظه‌ای از زمان را متوقف می‌کند؛ فرقی هم ندارد داستان باشد، شعر، موسیقی، نقاشی، تئاتر یا سینما. هر یک به شیوه خود، لحظه‌ای را برای همیشه ثبت و ماندگار می‌کند.
اگر قرار باشد مهم‌ترین رمز موفقیت در نویسندگی را در یک جمله به نویسندگان جوان بگویید، آن جمله چیست؟
به نظر من، نوشتن باید به بخشی از برنامه روزانه هر نویسنده تبدیل شود. حتی اگر هر روز فقط یک یا دو صفحه بنویسد، این استمرار به مرور زمان تأثیر خود را نشان می‌دهد. همچنین توصیه می‌کنم تا حد امکان با قلم (مداد) روی کاغذ بنویسند؛ چون به نظر من وقتی نویسنده ای با قلم می نویسد تمرکز و حس بیشتری روی جملات و کلمات دارد. من هنوز هم بخش زیادی از نوشته‌هایم را با قلم می‌نویسم و معتقدم این شیوه، ارتباط عمیق‌تری میان ذهن، زبان و کلمات ایجاد می‌کند.
10 صفحه اول