مردم در غرب متوجه رذالت رسانه ها شده اند

گفت وگو با محمد دیرانی، فعال اجتماعی و حقیقت جو در استرالیا. او می گوید، بسیاری از مردم در غرب، متوجه شده اند که روایت ها و رسانه های رسمی، حقیقت را پنهان می‌کنند

نویسنده: صادق غفوریان

مترجم:


فضای مجازی و رسانه های جدید با تمام آسیب هایی که پدید آورده اند، اما امروزه به یکی از مهم ترین ابزارهای تنویر افکار و البته جهت دهی به اندیشه ها تبدیل شده است.
 محمد دیرانی، فعال اجتماعی و ضد صهیون استرالیایی در این گفت وگو این طور می گوید: «بسیاری از مردم در غرب، متوجه شده اند که رسانه های رسمی، حقیقت را پنهان می‌کنند. آن ها اکنون از طریق شبکه‌های اجتماعی و گزارش های انسان رسانه ها حقیقت را می‌بینند؛ فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی اجازه نمی دهند، حقیقت پنهان بماند. اکنون افراد زیادی در حال بیدار شدن هستند و تصویر واقعی قدرت‌های امپریالیستی را می‌بینند که آن هم جز فساد، خشونت و جنایت نیست.»
محمد را باید نمونه ای از حق باوران و حق جویانی دانست که در مهد مدرنیسم، اما دل در گروی حقیقت سپرده اند و تلاش می کنند، جامعه پیرامونشان را با حقیقت و فضیلت آشنا سازند. من با او که به ایران سفر کرده است، هم سخن شدم.

​​​​​​​


محمد تو یکی از هزاران نفری هستی که برای حضور در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید، به ایران آمدی. شاید خیلی‌ها بخواهند بدانند، چرا باید کسی مثل محمد، ساعت‌ها و هزاران کیلومتر سفر کند تا در این مراسم حاضر شود. این سفر برای تو چه معنایی دارد و چرا باید قدم در این مسیر طولانی بگذاری؟
عشقی که به آیت ا... خامنه ای دارم، دلیلش فقط همین است. من او را شخصیتی فراتر از یک رهبر می‌دانستم؛ او برای من چهره ای فراتر از یک شخصیت سیاسی یا یک رهبر مذهبی بود؛ او برای من مانند یک پدر بود. حضور در این جا و میان میلیون‌ها انسانی که در خیابان‌ها جمع شده‌اند، به من احساس در خانه بودن می‌دهد. من می‌خواستم در این مراسم حتی اگر فقط در کوچک‌ترین حد تاثیرهم باشد، سهمی داشته باشم. می‌گویند شرکت در تشییع جنازه برادر مومن، دارای اجر است، چه برسد به این وداع عظیم برای یک شخصیت تکرارنشدنی. من نمی‌توانستم با خودم کنار بیایم که اگر امکان حضور دارم، اما این جا حضور نداشته باشم.
علاقه مندم از این بگویی که این عشق چگونه در وجودت شکل گرفته است و چگونه با  رهبر شهید و اساسا با انقلاب اسلامی آشنا شدی؟
من متولد سال ۱۹۸۳ هستم. آن زمان انقلاب اسلامی هنوز تازه ظهور یافته بود. وقتی حدود ۶ یا ۷ ساله بودم، به واسطه پدرم، آن فضا را هنوز به‌خوبی به یاد دارم. از همان زمان، تصویر رهبران انقلاب اسلامی همچون امام خمینی و آیت ا... خامنه ای در ذهنم نقش بست. هرچه بزرگ‌تر شدم، بیشتر مطالعه می کردم. وقتی کودک هستی، فقط چیزهای کوچکی می‌بینی اما هرچه بزرگ‌تر می‌شوی، می‌خواهی بیشتر بدانی، عمیق‌تر شوی و بیشتر درک کنی. سخنرانی‌های آیت ا... خامنه ای را می‌خواندم، نامه‌هایی را که برای جوانان غرب می‌فرستاد دنبال می‌کردم و حقیقتا همه چیز درباره‌اش برایم بزرگ و الهام‌بخش بود. همین باعث شد بخواهم او را بهتر بشناسم و بیشتر درباره‌اش تحقیق کنم.
 این شناخت، عشق را در من ساخت. ویژگی‌های او طوری بود که با مردم مثل یک پدر صحبت می‌کرد، انگار مستقیماً با من حرف می‌زد و همین آن محبت را در من عمیق‌تر کرد. طبعاً چون ما دور بودیم، حضور او بیشتر از طریق صفحه تلویزیون، ‌سایت ها، ویدئو یا پیام‌هایی که می‌فرستاد حس می‌شد. این حضور، فیزیکی و نزدیک نبود از راه دور اما کم کم عمیق شد.
محمد، علاقه مندم بدانم تو احساس و حال و هوای
 مراسم های باشکوه وداع با رهبر شهید را برای کسانی که از رسانه ها می بینند و شاید علت این اجتماع بزرگ را ندانند چگونه توضیح می‌دهی؟  

 در دنیای مدرن و در فرهنگ غرب، دیگر برای «تشییع» یا وداع این گونه، معنایی باقی نمانده است. مردم در غرب وقتی این صحنه‌ها را می‌بینند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند و شروع می‌کنند به جست‌وجو درباره این که او که بود و این اتفاق خوبی است؛ زیرا باعث می‌شود تحقیق کنند و خودشان به قضاوت برسند. در هر صورت، این یک نمایش باشکوه و عظیم از حقیقت است. من نیز باید در همین راستا تلاش کنم حقیقت را برایشان به گونه ای که باورپذیر باشد تبیین کنم. من در محیط کار و زندگی روزمره با افراد زیادی صحبت می‌کنم. وقتی با مردم درباره این اتفاقات حرف می‌زنیم، خیلی‌ها اخبار را دنبال نمی‌کنند، چون درگیر زندگی‌شان هستند و باید هزینه های زندگی شان را تأمین کنند. برای همین من سعی می‌کنم آن‌ها را به سمت اطلاعات درست و حقیقت هدایت کنم تا خودشان تحقیق کنند.
رسانه ها در استرالیا، چگونه با مسائل منطقه ما برخورد
 می کنند؟

در استرالیا، رسانه‌های جریان اصلی نفوذ زیادی بر ذهن مردم دارند؛ می‌توان گفت تلاش زیادی برای کنترل افکار عمومی می‌شود. در ابتدا، خیلی‌ها تحت تأثیر همان روایت‌ها بودند، اما پس از نخستین آتش‌بس، مردم شروع کردند به دیدن دروغ‌ها.بسیاری کم‌کم فهمیدند که رسانه ها و روایت های رسمی، حقیقت را پنهان می‌کنند. مردم به‌تدریج از طریق شبکه‌های اجتماعی و تصاویر زنده، حقیقت را می‌بینند؛ چون امروز بیشتر چیزها در فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. افراد زیادی در حال بیدار شدن هستند و تصویر واقعی قدرت‌های امپریالیستی را می‌بینند؛ فساد، خشونت و جنایت.
 محمد سوال آخرم از تو این است که وقتی به استرالیا برگردی، چه اندوخته ای از این سفر با خود می‌بری؟ 
با خودم چیزی برای آینده می‌برم؛ استواری بیشتر و محکم‌تر در این مسیر حق و عدالت و تلاش برای این که حقیقت را در همه جا منتشر کنم. این سفر به من کمک می‌کند انسان بهتری باشم و در ایمان و زندگی‌ام محکم‌تر بمانم.
10 صفحه اول