ساعت صفر در دست کیست؟
نویسنده:
مترجم:

تحرکات نظامی و رفتوآمد پیامهای دیپلماتیک را باید در کنار یکدیگر خواند. در ارزیابی مطرحشده، خطر حمله تازه جدی است؛ اما مسئله تعیینکننده برای واشنگتن، اطمینان از نتیجه ضربه نخست و توان مهار پیامدهای آن خواهد بود. از این منظر، ادامه مذاکره الزاماً نشانه عقبنشینی از گزینه نظامی نیست؛ همانطور که افزایش فشار نظامی نیز بهتنهایی بستهشدن مسیر توافق را اثبات نمیکند. هر دو مسیر میتوانند برای تغییر محاسبات تهران دنبال شوند.
در این چارچوب، میان انگیزههای نتانیاهو و ملاحظات ترامپ تفاوت وجود دارد. نخستوزیر اسرائیل ممکن است تشدید بحران را فرصتی برای ترمیم موقعیت سیاسی خود ببیند؛ اما رئیسجمهور آمریکا باید هزینههای اقتصادی، انتخاباتی و نظامی درگیری را نیز محاسبه کند. برای واشنگتن، حملهای که به نتیجه سریع نرسد، میتواند از نمایش قدرت به مسئلهای فرسایشی تبدیل شود. تلاش تلآویو برای برجستهکردن تهدید ایران را باید با توجه به این تفاوت بررسی کرد؛ بااینحال، نسبتدادن حوادث مشخص به عملیات طراحیشده، نیازمند شواهد مستقل است.
نقطه اتکای ایران در چنین وضعیتی، افزایش عدماطمینان دشمن به نتیجه جنگ است. اهمیت آمادگی نظامی فقط در پاسخدادن به حمله خلاصه نمیشود؛ باید محاسبه یک عملیات کوتاه، محدود و کمهزینه را مخدوش کند. احتمال امتداد درگیری در زمان، گسترش آن به جبهههای دیگر و اختلال در تجارت دریایی، عواملی هستند که میتوانند فاصله میان تصمیم سیاسی و اجرای نظامی را افزایش دهند.
اختلاف بر سر ترتیبات پایان جنگ نیز از همین منطق پیروی میکند. اصرار تهران بر اجرای تعهدات آمریکا پیش از عادیشدن وضعیت هرمز، تلاشی برای حفظ پشتوانه عملی مذاکره است. اگر این اهرم پیش از رفع محاصره واگذار شود، مطالبه امتیازهای بعدی دشوارتر خواهد شد. طرح هفتروزه، با پیوندزدن اقدامهای متقابل، میکوشد چنین شکافی ایجاد نشود. در مقابل، ورود زودهنگام پرونده هستهای میتواند تعهدات فوری را به مذاکراتی طولانی و پراختلاف وابسته کند.
بااینهمه، بازدارندگی بدون تابآوری اجتماعی کامل نمیشود. تهدید نظامی زمانی اثر بیشتری پیدا میکند که جامعه پیشاپیش گرفتار اضطراب، بیاعتمادی و احساس بیپناهی شده باشد. ازاینرو، کیفیت اطلاعرسانی، اعتبار مسئولان و امکان شنیدهشدن نقدها، بخشی از ظرفیت دفاعی کشور است. روایت اغراقآمیز از قدرت خودی نیز بهاندازه پنهانکردن دشواریها میتواند اعتماد را فرسوده کند.
توان اثرگذاری ایران بر زمان و دامنه بحران، از جمع آمادگی نظامی، حفظ اهرمهای دیپلماتیک و انسجام داخلی حاصل میشود. هدف راهبردی باید سلب ابتکار از دشمن باشد: دشوارکردن غافلگیری، افزایش هزینه حمله و جلوگیری از تبدیل اختلافات داخلی به فرصت فشار خارجی. چنین موقعیتی، هم احتمال تحمیل جنگ را کاهش میدهد و هم امکان دستیابی به توافقی قابل اجرا را تقویت میکند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


