هوای پاییزی، حال پاییزی
از پیادهروی در خیابانهای خیس و شنیدن موسیقی با هدفون تا کافهنشینی، کتابخوانی و خاطراتی که با برگهای زرد برمیگردندنویسنده: علیرضا کاردار | روزنامهنگار
مترجم:
هرچند هنوز هوا بین گرما و سرما دودل است، ولی روی کاغذ وارد پاییز شدهایم. همان فصلی که مردم یا عاشقش هستند، یا از آن متنفرند! پاییز که از راه میرسد خیلی چیزها در زندگی همان چیزهای قبلی هستند، اما انگار مزهشان عوض میشود. یک فنجان چای در هوای خنک دلچسبتر است. پیادهروی وقتی برگهای زرد زیر پا صدا میدهند، لذت دیگری دارد. موسیقی با هدفون در یک عصر ابری شنیدنیتر میشود و حتی نشستن چند دقیقهای کنار پنجره و تماشای خیابان، به کاری دوستداشتنی تبدیل میشود. پاییز شاید بیش از آن که فصل تغییر طبیعت باشد، فصل تغییر حالوهوای آدمهاست. فصلی که شهر را کمی آرامتر، خانه را گرمتر و خاطرات را نزدیکتر میکند. هرچند برای بعضیها پاییز آغاز فصل سرماخوردگی، خشکی پوست، آلرژی و حتی افسردگی و برای پاکبانها فصل جارو زدنهای چندبار در روز و چندبرابر شدن کار باشد، اما همانها هم منکر زیبایی و حال و هوای خاص پاییز نمیشوند. در این پرونده سراغ همین لذتهای ساده رفتهایم، کارهایی که هزینه زیادی ندارند اما وقتی پاییز از راه میرسد بیشتر از همیشه میچسبند.

پاییز | فصل لذتهای کوچک
شاید اگر بخواهیم دلیل علاقه خیلیها به پاییز را پیدا کنیم، لازم نباشد دنبال اتفاق بزرگی بگردیم. پاییز مجموعهای از اتفاقهای کوچک است. قدم زدن در خیابان، گوش دادن به یک آهنگ قدیمی، شنیدن یک پادکست در مسیر، نوشیدن چای کنار پنجره، نشستن در کافه، باز کردن یک کتاب، خوردن غذای گرم، چرت زدن در عصر بارانی، تماشای یک فیلم قدیمی، خریدن یک دفتر یادداشت نو، عکس گرفتن از برگهای زرد، فرستادن یک پیام به دوستی که مدتهاست ندیدهایم و شاید مهمتر از همه، چند دقیقه خلوت با خودمان. در روزگاری که بیشتر وقتها دنبال اتفاقهای بزرگ هستیم، پاییز یادمان میدهد حال خوب میتواند از چیزهای بسیار کوچک شروع شود. لازم نیست سفر برویم، هزینه زیادی کنیم یا برنامهای پیچیده داشته باشیم. گاهی کافی است مسیرمان را کمی طولانیتر کنیم، گوشی را چند دقیقه کنار بگذاریم و به صدای شهر گوش بدهیم. پاییز فرصت کوتاهی است برای دیدن چیزهایی که در روزهای دیگر سال از کنارشان رد میشویم. برگی که روی زمین افتاده، بخاری که از استکان چای بلند میشود، چراغ یک مغازه در عصر تاریک، صدای باران روی شیشه، موسیقی که سالهاست نشنیدهایم، کتابی که نیمهکاره رها کردهایم و آدمی که مدتهاست به او پیام ندادهایم. پاییز همین چیزهای ساده است، چیزهایی که اگر حواسمان نباشد، قبل از این که بفهمیم تمام میشوند.
مهر | رها کردن و شروع دوباره
مهر که میآید حس شروع دوباره هم با خودش میآورد. حتی برای بزرگسالانی که سالهاست از مدرسه فاصله گرفتهاند، پاییز هنوز بوی شروع درس و مشق میدهد. دفتر نو، کتابهای تازه، مدرسه و دانشگاه... همه بخشی از حافظه جمعی ما هستند. به همین دلیل ممکن است با شروع پاییز بدون دلیل مشخصی تصمیم بگیریم میز کارمان را مرتب کنیم، برنامه تازهای بنویسیم یا کاری را که مدتها عقب انداختهایم، شروع کنیم. پاییز فقط فصل ریختن برگها نیست، فصل شروع دوباره بعضی عادتها هم هست. برای شروع یک عادت تازه لازم نیست فهرست بلندبالایی بنویسیم. یک دفتر باز کنید و فقط یک هدف کوچک برای این فصل بنویسید، چیزی که انجام دادنش واقعا ممکن باشد. برگهای زرد، درس طبیعت درباره رها کردن است. برگهایی که ماهها سبز بودهاند، تغییر رنگ میدهند و سرانجام جدا میشوند. شاید همین تصویر یکی از دلایلی باشد که پاییز تا این اندازه با مفاهیمی مثل خاطره، گذر زمان و دلتنگی پیوند خورده است. اما پاییز فقط درباره از دست دادن نیست. برگریزان بخشی از چرخه طبیعت است، مرحلهای برای عبور از یک فصل و آماده شدن برای فصل بعد. برای آدمها هم شاید چنین باشد. بعضی چیزها قرار نیست همیشه همراه ما بمانند.

تاریکی | شبهای طولانی و خانه و خواب
یکی از نخستین تغییرات قابل مشاهده پاییز، زودتر تاریک شدن هواست. ساعتهایی که در تابستان هنوز روشنایی روز وجود داشت، حالا کمکم با نور چراغهای خیابان پر میشود. در این ساعت شهر چهره دیگری پیدا میکند. چراغ خودروها روی آسفالت خیس کشیده میشوند، ویترین مغازهها بیشتر به چشم میآیند و آدمها با لباسهای گرم از محل کار یا تحصیل به خانه برمیگردند. این تغییر، ریتم زندگی را هم کمی جابهجا میکند. آدم زودتر به خانه میرود، زودتر چراغی روشن میکند و شاید شب را زودتر آغاز کند. یک بار در ساعتهای ابتدایی عصر، بدون مقصد مشخص در شهر قدم بزنید. همان خیابانی که هر روز میبینید، با تاریکی زودهنگام، چراغها و هوای خنک تصویر متفاوتی خواهد داشت. از طرف دیگر خواب عصرگاهی وسوسهای است که مقاومت در برابرش سخت است. پاییز برای خواب هم فصل خطرناکی است! یک عصر خنک، صدای باران و پتوی سبک کافی است تا تصمیم بگیریم لحظاتی چشمهایمان را ببندیم. اما گاهی چند دقیقه تبدیل به چند ساعت میشود. خواب عصرگاهی برای بسیاری از آدمها بخشی از لذت فصل سرد است. هرچند اگر طولانی شود، ممکن است خواب شب را هم به هم بزند. با این حال یکی از لذتهای ساده پاییزی همین فرصت کوتاه برای استراحت است، مخصوصا برای کسانی که روزشان با کار و رفتوآمد و شلوغی گذشته است.
بوی باران | خاطرهای که دیده نمیشود
پاییز را میتوان با چشم دید، اما فقط چشم نیست که این فصل را میشناسد. بوی خاک خیس بعد از باران، بوی برگهای مرطوب، بوی لباسهای گرم و حتی بوی خانهای که دوباره فصل استفاده از وسایل گرمایشی در آن شروع شده، برای خیلیها بخشی از خاطرات پاییزی است. بعضی بوها قدرت عجیبی در زنده کردن خاطرات دارند. ممکن است بوی باران آدم را به حیاط خانه دوران کودکی ببرد یا بوی دفتر و کتاب نو، تصویر مدرسه را به ذهن برگرداند. این خاطرات معمولا ناگهانی ظاهر میشوند، بدون این که تصمیم گرفته باشیم به گذشته فکر کنیم. یک بو گاهی بیشتر از یک عکس قدرت بازگرداندن گذشته را دارد. شاید به همین دلیل است که اولین باران پاییزی برای بسیاری از مردم فقط یک اتفاق جوی نیست، یک خاطره مشترک است که هر سال دوباره تکرار میشود. همین جا آرزو میکنیم که پاییز امسال، پاییزی پربارش و پربرکت برای سرزمینمان باشد.

پیادهروی | دیدن شهر از روی زمین
روز پاییزی با تابستانی فرق دارد. هوا خنک است و نور خورشید دیگر آن تندی ماههای گرم را ندارد. آدمهایی که از خانه بیرون میآیند لباس بیشتری پوشیدهاند و بعضیها دستهایشان را در جیب فرو بردهاند. پیادهروها با برگهای زرد و نارنجی پوشیده شدهاند که چند روز قبل هنوز زنده بودهاند. در چنین روزهایی پیادهروی دیگر فقط وسیلهای برای رسیدن از اینجا به آنجا نیست. خیلیها بعد از ساعت کاری مسیر کوتاهتری را که میتوان با خودرو طی کرد، پیاده میروند. بعضیها هدفون در گوش دارند، بعضی تلفن همراهشان را در دست گرفتهاند و عدهای هم با یک همراه قدم میزنند. پاییز برای قدم زدن فصل مناسبی است. نه مانند گرمای تابستان آدم را کلافه میکند و نه مثل سرمای زمستان از بیرون ماندن فراریمان میدهد. اگر باران ببارد هم که داستان کامل میشود. خیابان خیس، انعکاس نورهای شهر روی آسفالت و صدای قدمها و لاستیک ماشینهایی که از روی برگهای خیس عبور میکنند، منظرهای میسازد که با هیچ فیلتری ساختنی نیست. قرار نیست هر پیادهروی هدف ورزشی داشته باشد. گاهی کافی است بعد از کار دو یا سه خیابان بیشتر راه برویم. همین تغییر کوچک میتواند فرصتی باشد برای فاصله گرفتن از حساب و کتاب، میز کار، تلفن همراه و شلوغی روز.
هدفون | همقدم روزهای پاییزی
خیابانهای پاییزی یک همراه خوب میخواهند و برای خیلیها این همراه، هدفون است. یک موسیقی قدیمی، یک قطعه بیکلام یا حتی یک پادکست میتواند مسیر معمولی خانه تا محل کار را به تجربهای متفاوت تبدیل کند. موسیقی در پاییز یک ویژگی عجیب دارد: بعضی آهنگها که در فصلهای دیگر عادی به نظر میرسند، در هوای ابری و خنک ناگهان معنای دیگری پیدا میکنند. ترانههای قدیمی هم جایگاه ویژهای دارند. شاید چون پاییز خودش فصل خاطره است. یک آهنگ میتواند آدم را چند سال عقب ببرد، به یک خانه قدیمی، یک سفر، یک دوست، یک خاطره یا حتی دورهای از زندگی که مدتهاست تمام شده است. برای همین یکی از سرگرمیهای پاییزی میتواند سرزدن دوباره به فهرست موسیقیهای قدیمی باشد، همان آهنگهایی که مدتهاست نشنیدهایم. گروهی هم کتاب صوتی یا یک پادکست شنیدنی را ترجیح می دهند. مهم این است چیزی پیدا کنیم که با ریتم قدمها و حس و حالمان جور باشد. مزیت پادکست این است که برخلاف بسیاری از سرگرمیهای تصویری، چشم را درگیر نمیکند. میتوان به یک روایت گوش داد و همزمان راه رفت، رانندگی کرد یا کارهای ساده روزمره را انجام داد. اگر یک اپیزود خوب پیدا کردهاید، لازم نیست حتما آن را در خانه گوش کنید. یک پیادهروی طولانیتر انتخاب کنید و بگذارید پادکست بخشی از مسیر شود. گاهی چیزی که به یک روز معمولی تنوع میدهد، خودِ مسیر است.
چای و کافه | پناهگاهی برای عصرهای سرد
اگر قرار باشد یک نوشیدنی را به عنوان سفیر غیررسمی پاییز انتخاب کنیم، چای یکی از گزینههای جدی است. فصل سرد که نزدیک میشود، کتریها بیشتر به کار میافتند. فنجان یا استکان چای روی میز، بخار بالای آن و گرمایی که از میان دستها منتقل میشود، بخشی از تجربه پاییزی خانه است. چای کنار پنجره یک مرحله جلوتر است. بیرون ممکن است باران ببارد، خودروها در خیابان حرکت کنند و مردم با عجله از کنار هم بگذرند، اما داخل خانه آرامش وجود دارد. شاید جذابیت چای فقط به طعم آن نباشد. چای یک «ایستگاه» است؛ فرصتی برای این که آدم چند دقیقه کاری انجام ندهد. گاهی ارزش یک فنجان چای به این است که برای خوردنش عجله نکنیم. گوشی را کنار بگذاریم، کنار پنجره بنشینیم و اجازه بدهیم چند دقیقه از روز بدون هیچ کار مفیدی بگذرد. با آمدن پاییز کافهها برای خیلیها جذابتر میشوند. هرچند این روزها قیمت خوراکیهای کافیشاپی برای خیلیها زیاد است، اما یک بار که هزار بار نمیشود! کافه فقط محل نوشیدن قهوه نیست. میتواند دفتر کار، محل قرار، کتابخانه موقت یا حتی پناهگاهی چندساعته برای کسی باشد که میخواهد از شلوغی فاصله بگیرد. کسی کنار پنجره نشسته و لپتاپش را باز کرده است. میز کناری دو نفر در حال گفتوگو هستند. فرد دیگری کتابی در دست دارد و گاهی نگاهش را از صفحه به خیابان میدوزد. کافه در پاییز، ترکیبی از زندگی آدمهای مختلف است. لازم نیست برای رفتن به کافیشاپ همیشه منتظر دوست یا قرار کاری باشید. یک بار تنها بروید، یک میز انتخاب کنید، نوشیدنی ارزانی سفارش دهید و کاری را انجام دهید که مدتهاست برایش وقت ندارید؛ کتاب بخوانید، بنویسید یا فقط بیرون را نگاه کنید.
کتاب | فرار کمهزینه از شلوغی
پاییز برای کتاب خواندن هم فصل مناسبی است. شبها زودتر میرسند، هوا خنکتر است و ماندن در خانه جذابتر میشود. در چنین شرایطی یک کتاب میتواند جای بخشی از سرگرمیهای دیجیتال را بگیرد. کتاب خواندن پاییزی حتما به معنی نشستن چندساعته و تمام کردن یک رمان نیست. چند صفحه پیش از خواب هم میتواند شروع خوبی باشد. از طرف دیگر، پاییز فرصت مناسبی است برای برگشتن به کتابهایی که نیمهکاره رها شدهاند. شاید در قفسه کتابی داشته باشیم که چند سال است منتظر برگشتن ماست. قرار نیست هر کتابی که شروع میکنیم تمام شود. اما اگر کتابی را واقعا دوست داشتهایم و فقط به دلیل شلوغی رهایش کردهایم، پاییز میتواند فرصت خوبی برای باز کردن دوباره همان صفحه باشد. دیدن فیلم و سریال هم در شبهای طولانی فصل سرد، حال دیگری دارد. مخصوصا آنهایی که حس رمانتیک دارند در پاییز بیشتر میچسبند.
خوراکی | هم لذت و هم خاصیت
پاییز که میرسد ذائقه هم تغییر میکند. سوپ، آش، عدسی، دمنوش و غذاهای گرم خانگی دوباره جای خودشان را در برنامه غذایی پیدا میکنند. حتی غذاهایی که در تمام طول سال قابل خوردن هستند، در هوای سرد جذابیت بیشتری دارند. بوی غذا در آشپزخانه، بخار روی ظرف و گرمایی که بعد از خوردن آن احساس میشود، مجموعهای از حسهایی است که در تابستان کمتر سراغشان میرویم. در تابستان بیشتر سراغ غذاهای سبک و خنک میرویم، پاییز اما فصل غذاهایی است که بخارشان از ظرف بلند میشود. شاید یکی از دلایل علاقه آدمها به غذاهای سنتی و خانگی همین پیوند آنها با فصلها باشد. مصرف عسل و مرباهای عسلی میوهجات مخصوصا در وعده صبحانه پاییزی توصیه میشود. همچنین استفاده روغن زیتون در غذاها، آشهای ساده و سبک، سوپ جو، انواع حلواهای طبیعی، شیر عسل برای کودکان، خورش کدو، بامیه، بهآلو به اضافه میوههایی مانند انار، انجیر، سیب، به و گلابی، در این فصل از سوی کارشناسان بیشتر پیشنهاد میشوند.
پوشاک | پایان انتظار برای
سر در گریبانی
شروع فصل سرد، برای خیلیها به پایان رسیدن یک انتظار طولانی هم هست. رسیدن به لذت پوشیدن چیزهایی که چند ماه منتظرشان بودهایم. لباسهای پاییزی علاوه بر خاصیت گرم کردنشان، تیپ را هم خوشتر میکنند! هرچه در تابستان لباسها کمتر و سبکتر است، در پاییز لایههای بیشتر و ضخیمتر این قدرت را به ما میدهند تا بهتر سِت کنیم! سویشرت، هودی، کت، شال، بارانی، لباسهای بافت، نیم بوت، چکمه و حتی چتر، به طرز قابل توجهی شکل و شمایل ما را بهتر میکنند. برای همین است که عدهای پاییز را برای همین «هودی پوشیدن» دوست دارند. کلاهش را تا چشمها پایین بیاورند، دستها را در جیب کنند و به قول معروف سر در گریبان، با یک استایل پاییزی در افق نارنجی محو شوند.

پاییز | فصل لذتهای کوچک
شاید اگر بخواهیم دلیل علاقه خیلیها به پاییز را پیدا کنیم، لازم نباشد دنبال اتفاق بزرگی بگردیم. پاییز مجموعهای از اتفاقهای کوچک است. قدم زدن در خیابان، گوش دادن به یک آهنگ قدیمی، شنیدن یک پادکست در مسیر، نوشیدن چای کنار پنجره، نشستن در کافه، باز کردن یک کتاب، خوردن غذای گرم، چرت زدن در عصر بارانی، تماشای یک فیلم قدیمی، خریدن یک دفتر یادداشت نو، عکس گرفتن از برگهای زرد، فرستادن یک پیام به دوستی که مدتهاست ندیدهایم و شاید مهمتر از همه، چند دقیقه خلوت با خودمان. در روزگاری که بیشتر وقتها دنبال اتفاقهای بزرگ هستیم، پاییز یادمان میدهد حال خوب میتواند از چیزهای بسیار کوچک شروع شود. لازم نیست سفر برویم، هزینه زیادی کنیم یا برنامهای پیچیده داشته باشیم. گاهی کافی است مسیرمان را کمی طولانیتر کنیم، گوشی را چند دقیقه کنار بگذاریم و به صدای شهر گوش بدهیم. پاییز فرصت کوتاهی است برای دیدن چیزهایی که در روزهای دیگر سال از کنارشان رد میشویم. برگی که روی زمین افتاده، بخاری که از استکان چای بلند میشود، چراغ یک مغازه در عصر تاریک، صدای باران روی شیشه، موسیقی که سالهاست نشنیدهایم، کتابی که نیمهکاره رها کردهایم و آدمی که مدتهاست به او پیام ندادهایم. پاییز همین چیزهای ساده است، چیزهایی که اگر حواسمان نباشد، قبل از این که بفهمیم تمام میشوند.
مهر | رها کردن و شروع دوباره
مهر که میآید حس شروع دوباره هم با خودش میآورد. حتی برای بزرگسالانی که سالهاست از مدرسه فاصله گرفتهاند، پاییز هنوز بوی شروع درس و مشق میدهد. دفتر نو، کتابهای تازه، مدرسه و دانشگاه... همه بخشی از حافظه جمعی ما هستند. به همین دلیل ممکن است با شروع پاییز بدون دلیل مشخصی تصمیم بگیریم میز کارمان را مرتب کنیم، برنامه تازهای بنویسیم یا کاری را که مدتها عقب انداختهایم، شروع کنیم. پاییز فقط فصل ریختن برگها نیست، فصل شروع دوباره بعضی عادتها هم هست. برای شروع یک عادت تازه لازم نیست فهرست بلندبالایی بنویسیم. یک دفتر باز کنید و فقط یک هدف کوچک برای این فصل بنویسید، چیزی که انجام دادنش واقعا ممکن باشد. برگهای زرد، درس طبیعت درباره رها کردن است. برگهایی که ماهها سبز بودهاند، تغییر رنگ میدهند و سرانجام جدا میشوند. شاید همین تصویر یکی از دلایلی باشد که پاییز تا این اندازه با مفاهیمی مثل خاطره، گذر زمان و دلتنگی پیوند خورده است. اما پاییز فقط درباره از دست دادن نیست. برگریزان بخشی از چرخه طبیعت است، مرحلهای برای عبور از یک فصل و آماده شدن برای فصل بعد. برای آدمها هم شاید چنین باشد. بعضی چیزها قرار نیست همیشه همراه ما بمانند.

تاریکی | شبهای طولانی و خانه و خواب
یکی از نخستین تغییرات قابل مشاهده پاییز، زودتر تاریک شدن هواست. ساعتهایی که در تابستان هنوز روشنایی روز وجود داشت، حالا کمکم با نور چراغهای خیابان پر میشود. در این ساعت شهر چهره دیگری پیدا میکند. چراغ خودروها روی آسفالت خیس کشیده میشوند، ویترین مغازهها بیشتر به چشم میآیند و آدمها با لباسهای گرم از محل کار یا تحصیل به خانه برمیگردند. این تغییر، ریتم زندگی را هم کمی جابهجا میکند. آدم زودتر به خانه میرود، زودتر چراغی روشن میکند و شاید شب را زودتر آغاز کند. یک بار در ساعتهای ابتدایی عصر، بدون مقصد مشخص در شهر قدم بزنید. همان خیابانی که هر روز میبینید، با تاریکی زودهنگام، چراغها و هوای خنک تصویر متفاوتی خواهد داشت. از طرف دیگر خواب عصرگاهی وسوسهای است که مقاومت در برابرش سخت است. پاییز برای خواب هم فصل خطرناکی است! یک عصر خنک، صدای باران و پتوی سبک کافی است تا تصمیم بگیریم لحظاتی چشمهایمان را ببندیم. اما گاهی چند دقیقه تبدیل به چند ساعت میشود. خواب عصرگاهی برای بسیاری از آدمها بخشی از لذت فصل سرد است. هرچند اگر طولانی شود، ممکن است خواب شب را هم به هم بزند. با این حال یکی از لذتهای ساده پاییزی همین فرصت کوتاه برای استراحت است، مخصوصا برای کسانی که روزشان با کار و رفتوآمد و شلوغی گذشته است.
بوی باران | خاطرهای که دیده نمیشود
پاییز را میتوان با چشم دید، اما فقط چشم نیست که این فصل را میشناسد. بوی خاک خیس بعد از باران، بوی برگهای مرطوب، بوی لباسهای گرم و حتی بوی خانهای که دوباره فصل استفاده از وسایل گرمایشی در آن شروع شده، برای خیلیها بخشی از خاطرات پاییزی است. بعضی بوها قدرت عجیبی در زنده کردن خاطرات دارند. ممکن است بوی باران آدم را به حیاط خانه دوران کودکی ببرد یا بوی دفتر و کتاب نو، تصویر مدرسه را به ذهن برگرداند. این خاطرات معمولا ناگهانی ظاهر میشوند، بدون این که تصمیم گرفته باشیم به گذشته فکر کنیم. یک بو گاهی بیشتر از یک عکس قدرت بازگرداندن گذشته را دارد. شاید به همین دلیل است که اولین باران پاییزی برای بسیاری از مردم فقط یک اتفاق جوی نیست، یک خاطره مشترک است که هر سال دوباره تکرار میشود. همین جا آرزو میکنیم که پاییز امسال، پاییزی پربارش و پربرکت برای سرزمینمان باشد.

پیادهروی | دیدن شهر از روی زمین
روز پاییزی با تابستانی فرق دارد. هوا خنک است و نور خورشید دیگر آن تندی ماههای گرم را ندارد. آدمهایی که از خانه بیرون میآیند لباس بیشتری پوشیدهاند و بعضیها دستهایشان را در جیب فرو بردهاند. پیادهروها با برگهای زرد و نارنجی پوشیده شدهاند که چند روز قبل هنوز زنده بودهاند. در چنین روزهایی پیادهروی دیگر فقط وسیلهای برای رسیدن از اینجا به آنجا نیست. خیلیها بعد از ساعت کاری مسیر کوتاهتری را که میتوان با خودرو طی کرد، پیاده میروند. بعضیها هدفون در گوش دارند، بعضی تلفن همراهشان را در دست گرفتهاند و عدهای هم با یک همراه قدم میزنند. پاییز برای قدم زدن فصل مناسبی است. نه مانند گرمای تابستان آدم را کلافه میکند و نه مثل سرمای زمستان از بیرون ماندن فراریمان میدهد. اگر باران ببارد هم که داستان کامل میشود. خیابان خیس، انعکاس نورهای شهر روی آسفالت و صدای قدمها و لاستیک ماشینهایی که از روی برگهای خیس عبور میکنند، منظرهای میسازد که با هیچ فیلتری ساختنی نیست. قرار نیست هر پیادهروی هدف ورزشی داشته باشد. گاهی کافی است بعد از کار دو یا سه خیابان بیشتر راه برویم. همین تغییر کوچک میتواند فرصتی باشد برای فاصله گرفتن از حساب و کتاب، میز کار، تلفن همراه و شلوغی روز.
هدفون | همقدم روزهای پاییزی
خیابانهای پاییزی یک همراه خوب میخواهند و برای خیلیها این همراه، هدفون است. یک موسیقی قدیمی، یک قطعه بیکلام یا حتی یک پادکست میتواند مسیر معمولی خانه تا محل کار را به تجربهای متفاوت تبدیل کند. موسیقی در پاییز یک ویژگی عجیب دارد: بعضی آهنگها که در فصلهای دیگر عادی به نظر میرسند، در هوای ابری و خنک ناگهان معنای دیگری پیدا میکنند. ترانههای قدیمی هم جایگاه ویژهای دارند. شاید چون پاییز خودش فصل خاطره است. یک آهنگ میتواند آدم را چند سال عقب ببرد، به یک خانه قدیمی، یک سفر، یک دوست، یک خاطره یا حتی دورهای از زندگی که مدتهاست تمام شده است. برای همین یکی از سرگرمیهای پاییزی میتواند سرزدن دوباره به فهرست موسیقیهای قدیمی باشد، همان آهنگهایی که مدتهاست نشنیدهایم. گروهی هم کتاب صوتی یا یک پادکست شنیدنی را ترجیح می دهند. مهم این است چیزی پیدا کنیم که با ریتم قدمها و حس و حالمان جور باشد. مزیت پادکست این است که برخلاف بسیاری از سرگرمیهای تصویری، چشم را درگیر نمیکند. میتوان به یک روایت گوش داد و همزمان راه رفت، رانندگی کرد یا کارهای ساده روزمره را انجام داد. اگر یک اپیزود خوب پیدا کردهاید، لازم نیست حتما آن را در خانه گوش کنید. یک پیادهروی طولانیتر انتخاب کنید و بگذارید پادکست بخشی از مسیر شود. گاهی چیزی که به یک روز معمولی تنوع میدهد، خودِ مسیر است.
چای و کافه | پناهگاهی برای عصرهای سرد
اگر قرار باشد یک نوشیدنی را به عنوان سفیر غیررسمی پاییز انتخاب کنیم، چای یکی از گزینههای جدی است. فصل سرد که نزدیک میشود، کتریها بیشتر به کار میافتند. فنجان یا استکان چای روی میز، بخار بالای آن و گرمایی که از میان دستها منتقل میشود، بخشی از تجربه پاییزی خانه است. چای کنار پنجره یک مرحله جلوتر است. بیرون ممکن است باران ببارد، خودروها در خیابان حرکت کنند و مردم با عجله از کنار هم بگذرند، اما داخل خانه آرامش وجود دارد. شاید جذابیت چای فقط به طعم آن نباشد. چای یک «ایستگاه» است؛ فرصتی برای این که آدم چند دقیقه کاری انجام ندهد. گاهی ارزش یک فنجان چای به این است که برای خوردنش عجله نکنیم. گوشی را کنار بگذاریم، کنار پنجره بنشینیم و اجازه بدهیم چند دقیقه از روز بدون هیچ کار مفیدی بگذرد. با آمدن پاییز کافهها برای خیلیها جذابتر میشوند. هرچند این روزها قیمت خوراکیهای کافیشاپی برای خیلیها زیاد است، اما یک بار که هزار بار نمیشود! کافه فقط محل نوشیدن قهوه نیست. میتواند دفتر کار، محل قرار، کتابخانه موقت یا حتی پناهگاهی چندساعته برای کسی باشد که میخواهد از شلوغی فاصله بگیرد. کسی کنار پنجره نشسته و لپتاپش را باز کرده است. میز کناری دو نفر در حال گفتوگو هستند. فرد دیگری کتابی در دست دارد و گاهی نگاهش را از صفحه به خیابان میدوزد. کافه در پاییز، ترکیبی از زندگی آدمهای مختلف است. لازم نیست برای رفتن به کافیشاپ همیشه منتظر دوست یا قرار کاری باشید. یک بار تنها بروید، یک میز انتخاب کنید، نوشیدنی ارزانی سفارش دهید و کاری را انجام دهید که مدتهاست برایش وقت ندارید؛ کتاب بخوانید، بنویسید یا فقط بیرون را نگاه کنید.
کتاب | فرار کمهزینه از شلوغی
پاییز برای کتاب خواندن هم فصل مناسبی است. شبها زودتر میرسند، هوا خنکتر است و ماندن در خانه جذابتر میشود. در چنین شرایطی یک کتاب میتواند جای بخشی از سرگرمیهای دیجیتال را بگیرد. کتاب خواندن پاییزی حتما به معنی نشستن چندساعته و تمام کردن یک رمان نیست. چند صفحه پیش از خواب هم میتواند شروع خوبی باشد. از طرف دیگر، پاییز فرصت مناسبی است برای برگشتن به کتابهایی که نیمهکاره رها شدهاند. شاید در قفسه کتابی داشته باشیم که چند سال است منتظر برگشتن ماست. قرار نیست هر کتابی که شروع میکنیم تمام شود. اما اگر کتابی را واقعا دوست داشتهایم و فقط به دلیل شلوغی رهایش کردهایم، پاییز میتواند فرصت خوبی برای باز کردن دوباره همان صفحه باشد. دیدن فیلم و سریال هم در شبهای طولانی فصل سرد، حال دیگری دارد. مخصوصا آنهایی که حس رمانتیک دارند در پاییز بیشتر میچسبند.
خوراکی | هم لذت و هم خاصیت
پاییز که میرسد ذائقه هم تغییر میکند. سوپ، آش، عدسی، دمنوش و غذاهای گرم خانگی دوباره جای خودشان را در برنامه غذایی پیدا میکنند. حتی غذاهایی که در تمام طول سال قابل خوردن هستند، در هوای سرد جذابیت بیشتری دارند. بوی غذا در آشپزخانه، بخار روی ظرف و گرمایی که بعد از خوردن آن احساس میشود، مجموعهای از حسهایی است که در تابستان کمتر سراغشان میرویم. در تابستان بیشتر سراغ غذاهای سبک و خنک میرویم، پاییز اما فصل غذاهایی است که بخارشان از ظرف بلند میشود. شاید یکی از دلایل علاقه آدمها به غذاهای سنتی و خانگی همین پیوند آنها با فصلها باشد. مصرف عسل و مرباهای عسلی میوهجات مخصوصا در وعده صبحانه پاییزی توصیه میشود. همچنین استفاده روغن زیتون در غذاها، آشهای ساده و سبک، سوپ جو، انواع حلواهای طبیعی، شیر عسل برای کودکان، خورش کدو، بامیه، بهآلو به اضافه میوههایی مانند انار، انجیر، سیب، به و گلابی، در این فصل از سوی کارشناسان بیشتر پیشنهاد میشوند.
پوشاک | پایان انتظار برای
سر در گریبانی
شروع فصل سرد، برای خیلیها به پایان رسیدن یک انتظار طولانی هم هست. رسیدن به لذت پوشیدن چیزهایی که چند ماه منتظرشان بودهایم. لباسهای پاییزی علاوه بر خاصیت گرم کردنشان، تیپ را هم خوشتر میکنند! هرچه در تابستان لباسها کمتر و سبکتر است، در پاییز لایههای بیشتر و ضخیمتر این قدرت را به ما میدهند تا بهتر سِت کنیم! سویشرت، هودی، کت، شال، بارانی، لباسهای بافت، نیم بوت، چکمه و حتی چتر، به طرز قابل توجهی شکل و شمایل ما را بهتر میکنند. برای همین است که عدهای پاییز را برای همین «هودی پوشیدن» دوست دارند. کلاهش را تا چشمها پایین بیاورند، دستها را در جیب کنند و به قول معروف سر در گریبان، با یک استایل پاییزی در افق نارنجی محو شوند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


