اعترافات پشت آنتن
درباره مستند «رئیس سازمان» که روایت 100 چهره اثرگذار تاریخ صداوسیما را از فراز و فرودهای این سازمان پس از انقلاب گرد هم آورده استنویسنده: مصطفی قاسمیان
مترجم:
اهمیت سازمان صداوسیما بر هیچ کس پوشیده نیست. این سازمان که در اواسط دهه 30 خورشیدی برای نخستین بار پا به عرصه وجود گذاشت، در تاریخ حدود 70 ساله خود فرازونشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته و هماکنون به عنوان یکی از نقشآفرینان اصلی صحنه سیاست و اجتماع ایران امروز شناخته میشود. با این حال تاریخ صداوسیمای پس از انقلاب، با وجود نقش مهم این سازمان در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران، کمتر به شکل مستند و مفصل روایت شده. در این میان، مجموعه مستند 8 قسمتی «رئیس سازمان» محصول تازهای از سازمان هنری-رسانهای اوج، به تازگی به نمایش درآمده که یکی از تولیدات معدود در این زمینه به شمار میآید. این اثر به تهیهکنندگی سیدمحمدعلی صدرینیا و کارگردانی سجاد بلوکات، به صورت هفتگی، پنج شنبهها از طریق پلتفرم فیلیمو منتشر میشود و آخر هفته گذشته با قسمت اول خود به نمایش خانگی آمد.

طیف وسیع گفت وگوشوندگان
یکی از امتیازهای «رئیس سازمان»، گستردگی طیف افرادی است که در آن به گفتوگو نشستهاند. از چهرههایی مانند محمد عطریانفر و محمدعلی ابطحی تا غلامعلی حداد عادل و شهید علی لاریجانی، نامهای متفاوتی در میان مشارکتکنندگان این پروژه دیده میشود. همین تنوع، در کنار شمار قابلتوجه مصاحبهشوندگان، میتواند به شکلگیری روایتی چندوجهی از تاریخ سازمان کمک کند؛ بهویژه آنکه اداره صداوسیما در چهار دهه گذشته، با دولتها، جریانهای سیاسی و رویکردهای فرهنگی متفاوتی گره خورده است. فهرست پایانی قسمت اول نیز از پروژهای گستردهتر از آنچه در یک قسمت دیده میشود، خبر میدهد. در کنار چهرههایی مانند محمد سرافراز، علی جنتی و بهروز افخمی که در قسمت نخست حضور دارند، نام مدیران و مسئولان دیگری همچون محمد هاشمی رفسنجانی، عزتا... ضرغامی، عبدالعلی علیعسکری، پیمان جبلی، حسین انتظامی و مهدی فرجی نیز در تیتراژ دیده میشود. نام برخی چهرههای دیگر، از جمله سیدمحسن مهاجرانی و حسن روحانی هم در این فهرست به چشم میخورد که احتمالاً ناگفتههای جالبی درباره تلویزیون دارند. اهمیت چنین فهرستی، به حضور بسیاری از مدیران ارشد رسانهای است که به ندرت در گفتوگوهایی تفصیلی به بازخوانی تجربه مدیریتی خود و تحولات درونی سازمان پرداختهاند. اگر «رئیس سازمان» بتواند از این فرصت برای ثبت خاطرات، اختلافنظرها، تصمیمهای سرنوشتساز و تجربههای کمتر گفتهشده استفاده کند، حاصل آن میتواند فراتر از یک مجموعه تلویزیونی، به منبعی برای پژوهشهای آینده در حوزه رسانه تبدیل شود.
یک کتاب هم میآید
نکته دیگر، استفاده از تصاویر و گفتوگوهای آرشیوی است. در قسمت نخست، علاوه بر مصاحبههای تازه، نمونههایی از گفتوگوهای آرشیوی چهرههایی چون احترام برومند، محمد بهشتی و پوران درخشنده نیز به کار گرفته شده. این بخشها میتوانند به روایت تاریخ سازمان از زاویهای متفاوت کمک کنند؛ چراکه تاریخ صداوسیما صرفاً تاریخ رؤسا و مدیران آن نیست و تجربه کارکنان، برنامهسازان، هنرمندان و کسانی که در مقاطع مختلف با این رسانه همکاری کردهاند نیز بخشی از این تاریخ را شکل میدهد. در کنار مجموعه مستند، انتشار کتابی شامل مصاحبههای حدود ۱۰۰ نفر از نقشآفرینان تاریخ صداوسیما نیز پیشبینی شده. این کتاب، در صورت انتشار با متنهای کامل و مستند مصاحبهها، میتواند مکمل مهمی برای مجموعه تصویری باشد. مستند ناگزیر است در زمان محدود هر قسمت، بخشهایی از گفتوگوها را انتخاب کند، اما کتاب امکان دسترسی به جزئیات بیشتر، مقایسه روایتها و استفاده پژوهشگران از گفتههای مصاحبهشوندگان را فراهم میآورد. از این منظر، ثبت مکتوب این گفتوگوها شاید به اندازه خود مجموعه اهمیت داشته باشد.
ساخت رسانه از نقطه صفر
قسمت نخست این مجموعه با عنوان «قطبزاده در سرزمین عجایب» که پنج شنبهشب گذشته منتشر شد، به روزهای آغازین انقلاب و دوران ریاست صادق قطبزاده بر سازمان اختصاص دارد. روایت این قسمت از انقلاب آغاز میشود و تا پایان دوره مدیریت قطبزاده پیش میرود که اداره رادیو و تلویزیون، در شرایطی پرآشوب و با تغییرات بنیادین سیاسی و فرهنگی، با چالشهای فراوانی همراه بود. یکی از بخشهای قابلتوجه قسمت نخست «رئیس سازمان»، تصویری است که از دشواری اداره رادیو و تلویزیون در سالهای ابتدایی پس از انقلاب ارائه میدهد. تغییر ساختار برنامهها، دگرگونی سیاستهای محتوایی و تلاش برای ایجاد تناسب میان رسانه و ارزشهای نظام سیاسی جدید، در شرایطی اتفاق میافتاد که نیروهای مذهبی و انقلابی، عموماً تجربه چندانی در اداره یک رسانه فراگیر نداشتند و نه تنها مدیران، بلکه بسیاری از سازوکارها و تجربههای لازم برای اداره چنین سازمانی نیز باید از نو شکل میگرفت. از این منظر، مستند به مسئله مهم و کمترگفتهشده ایجاد تغییرات بنیادین در سازمانی میراثدار دوران پیش از انقلاب میپردازد. در چنین شرایطی، خطاهای مدیریتی و محتوایی چندان دور از انتظار نبودند و تغییر رویکرد یک سازمان بزرگ نیز نمیتوانست در مدت کوتاهی به نتیجه برسد. جالب آن که گفتوگوشوندگان در این زمینه از اعتراف به نابلدی ابایی ندارند.
ماجرای اولین هک سیمای پس از انقلاب
روایت این دوره، هنگامی جذابتر میشود که از کلیگویی فاصله میگیرد و به سراغ اتفاقهای مشخص میرود. یکی از نمونههای جالب مطرحشده در قسمت نخست، ماجرای آن چیزی است که پس از پخش مستند در فضای شبکههای اجتماعی به عنوان نخستین هک صداوسیما یاد شد؛ قطع سخنرانی یک روحانی در میانه و پخش ناگهانی اجرای گوگوش! این ماجرا، فارغ از جنبه غافلگیرکنندهاش، یادآور آن است که کنترل یک رسانه سراسری در شرایط در حال تحول ابتدای انقلاب، چه چالشهای فنی و مدیریتی داشته. موضوع چالشی دیگر، پخش تصاویر اعتراضات زنان بدون حجاب اجباری در ماههای نخست انقلاب است که خصوصاً با توجه به حساسیتهای سیاسی و فرهنگی آن دوره، میتوانست به یکی از چالشهای مهم رسانه تبدیل شود. پرداختن به چنین نمونههایی کمک میکند تا مخاطب بهجای مواجهه با یک روایت کلی از تغییرات پس از انقلاب، با موقعیتهای مشخصی روبهرو شود که مدیران و برنامهسازان وقت ناچار بودند درباره آن تصمیم بگیرند.
فرصتی برای بازخوانی تاریخ رسانه ملی
«رئیس سازمان» از این جهت نیز اهمیت دارد که به سراغ موضوعی رفته که هم برای علاقه مندان تاریخ معاصر و هم برای فعالان حوزه رسانه اهمیت دارد. صداوسیما در دهههای گذشته، علاوه بر نقش خبری و سرگرمی، در شکلدهی به سیاستهای فرهنگی و بازتاب تحولات اجتماعی نیز سهم داشته و شناخت تاریخ این سازمان، فرصتی برای بررسی چگونگی تغییر رابطه رسانه، جامعه و قدرت در ایران به شمار میآید. با انتشار تنها قسمت نخست، برای قضاوت نهایی درباره کیفیت مجموعه زود است، اما «رئیس سازمان» حداقل از ظرفیت مهمی برای فراهم کردن فرصت شنیدن روایت کسانی برخوردار است که در مقاطع مختلف، از نزدیک درگیر اداره یکی از مهمترین نهادهای رسانهای کشور بودهاند. اگر این فرصت با مستندسازی دقیق، تنوع دیدگاهها و انتشار مکتوب مصاحبهها همراه شود، مجموعه میتواند به یکی از منابع قابل توجه برای شناخت تاریخ صداوسیما پس از انقلاب تبدیل شود؛ تاریخی که هنوز بخش زیادی از آن، در خاطرات مدیران، تجربه کارکنان و آرشیوهای کمتر دیدهشده باقی مانده است.

طیف وسیع گفت وگوشوندگان
یکی از امتیازهای «رئیس سازمان»، گستردگی طیف افرادی است که در آن به گفتوگو نشستهاند. از چهرههایی مانند محمد عطریانفر و محمدعلی ابطحی تا غلامعلی حداد عادل و شهید علی لاریجانی، نامهای متفاوتی در میان مشارکتکنندگان این پروژه دیده میشود. همین تنوع، در کنار شمار قابلتوجه مصاحبهشوندگان، میتواند به شکلگیری روایتی چندوجهی از تاریخ سازمان کمک کند؛ بهویژه آنکه اداره صداوسیما در چهار دهه گذشته، با دولتها، جریانهای سیاسی و رویکردهای فرهنگی متفاوتی گره خورده است. فهرست پایانی قسمت اول نیز از پروژهای گستردهتر از آنچه در یک قسمت دیده میشود، خبر میدهد. در کنار چهرههایی مانند محمد سرافراز، علی جنتی و بهروز افخمی که در قسمت نخست حضور دارند، نام مدیران و مسئولان دیگری همچون محمد هاشمی رفسنجانی، عزتا... ضرغامی، عبدالعلی علیعسکری، پیمان جبلی، حسین انتظامی و مهدی فرجی نیز در تیتراژ دیده میشود. نام برخی چهرههای دیگر، از جمله سیدمحسن مهاجرانی و حسن روحانی هم در این فهرست به چشم میخورد که احتمالاً ناگفتههای جالبی درباره تلویزیون دارند. اهمیت چنین فهرستی، به حضور بسیاری از مدیران ارشد رسانهای است که به ندرت در گفتوگوهایی تفصیلی به بازخوانی تجربه مدیریتی خود و تحولات درونی سازمان پرداختهاند. اگر «رئیس سازمان» بتواند از این فرصت برای ثبت خاطرات، اختلافنظرها، تصمیمهای سرنوشتساز و تجربههای کمتر گفتهشده استفاده کند، حاصل آن میتواند فراتر از یک مجموعه تلویزیونی، به منبعی برای پژوهشهای آینده در حوزه رسانه تبدیل شود.
یک کتاب هم میآید
نکته دیگر، استفاده از تصاویر و گفتوگوهای آرشیوی است. در قسمت نخست، علاوه بر مصاحبههای تازه، نمونههایی از گفتوگوهای آرشیوی چهرههایی چون احترام برومند، محمد بهشتی و پوران درخشنده نیز به کار گرفته شده. این بخشها میتوانند به روایت تاریخ سازمان از زاویهای متفاوت کمک کنند؛ چراکه تاریخ صداوسیما صرفاً تاریخ رؤسا و مدیران آن نیست و تجربه کارکنان، برنامهسازان، هنرمندان و کسانی که در مقاطع مختلف با این رسانه همکاری کردهاند نیز بخشی از این تاریخ را شکل میدهد. در کنار مجموعه مستند، انتشار کتابی شامل مصاحبههای حدود ۱۰۰ نفر از نقشآفرینان تاریخ صداوسیما نیز پیشبینی شده. این کتاب، در صورت انتشار با متنهای کامل و مستند مصاحبهها، میتواند مکمل مهمی برای مجموعه تصویری باشد. مستند ناگزیر است در زمان محدود هر قسمت، بخشهایی از گفتوگوها را انتخاب کند، اما کتاب امکان دسترسی به جزئیات بیشتر، مقایسه روایتها و استفاده پژوهشگران از گفتههای مصاحبهشوندگان را فراهم میآورد. از این منظر، ثبت مکتوب این گفتوگوها شاید به اندازه خود مجموعه اهمیت داشته باشد.
ساخت رسانه از نقطه صفر
قسمت نخست این مجموعه با عنوان «قطبزاده در سرزمین عجایب» که پنج شنبهشب گذشته منتشر شد، به روزهای آغازین انقلاب و دوران ریاست صادق قطبزاده بر سازمان اختصاص دارد. روایت این قسمت از انقلاب آغاز میشود و تا پایان دوره مدیریت قطبزاده پیش میرود که اداره رادیو و تلویزیون، در شرایطی پرآشوب و با تغییرات بنیادین سیاسی و فرهنگی، با چالشهای فراوانی همراه بود. یکی از بخشهای قابلتوجه قسمت نخست «رئیس سازمان»، تصویری است که از دشواری اداره رادیو و تلویزیون در سالهای ابتدایی پس از انقلاب ارائه میدهد. تغییر ساختار برنامهها، دگرگونی سیاستهای محتوایی و تلاش برای ایجاد تناسب میان رسانه و ارزشهای نظام سیاسی جدید، در شرایطی اتفاق میافتاد که نیروهای مذهبی و انقلابی، عموماً تجربه چندانی در اداره یک رسانه فراگیر نداشتند و نه تنها مدیران، بلکه بسیاری از سازوکارها و تجربههای لازم برای اداره چنین سازمانی نیز باید از نو شکل میگرفت. از این منظر، مستند به مسئله مهم و کمترگفتهشده ایجاد تغییرات بنیادین در سازمانی میراثدار دوران پیش از انقلاب میپردازد. در چنین شرایطی، خطاهای مدیریتی و محتوایی چندان دور از انتظار نبودند و تغییر رویکرد یک سازمان بزرگ نیز نمیتوانست در مدت کوتاهی به نتیجه برسد. جالب آن که گفتوگوشوندگان در این زمینه از اعتراف به نابلدی ابایی ندارند.
ماجرای اولین هک سیمای پس از انقلاب
روایت این دوره، هنگامی جذابتر میشود که از کلیگویی فاصله میگیرد و به سراغ اتفاقهای مشخص میرود. یکی از نمونههای جالب مطرحشده در قسمت نخست، ماجرای آن چیزی است که پس از پخش مستند در فضای شبکههای اجتماعی به عنوان نخستین هک صداوسیما یاد شد؛ قطع سخنرانی یک روحانی در میانه و پخش ناگهانی اجرای گوگوش! این ماجرا، فارغ از جنبه غافلگیرکنندهاش، یادآور آن است که کنترل یک رسانه سراسری در شرایط در حال تحول ابتدای انقلاب، چه چالشهای فنی و مدیریتی داشته. موضوع چالشی دیگر، پخش تصاویر اعتراضات زنان بدون حجاب اجباری در ماههای نخست انقلاب است که خصوصاً با توجه به حساسیتهای سیاسی و فرهنگی آن دوره، میتوانست به یکی از چالشهای مهم رسانه تبدیل شود. پرداختن به چنین نمونههایی کمک میکند تا مخاطب بهجای مواجهه با یک روایت کلی از تغییرات پس از انقلاب، با موقعیتهای مشخصی روبهرو شود که مدیران و برنامهسازان وقت ناچار بودند درباره آن تصمیم بگیرند.
فرصتی برای بازخوانی تاریخ رسانه ملی
«رئیس سازمان» از این جهت نیز اهمیت دارد که به سراغ موضوعی رفته که هم برای علاقه مندان تاریخ معاصر و هم برای فعالان حوزه رسانه اهمیت دارد. صداوسیما در دهههای گذشته، علاوه بر نقش خبری و سرگرمی، در شکلدهی به سیاستهای فرهنگی و بازتاب تحولات اجتماعی نیز سهم داشته و شناخت تاریخ این سازمان، فرصتی برای بررسی چگونگی تغییر رابطه رسانه، جامعه و قدرت در ایران به شمار میآید. با انتشار تنها قسمت نخست، برای قضاوت نهایی درباره کیفیت مجموعه زود است، اما «رئیس سازمان» حداقل از ظرفیت مهمی برای فراهم کردن فرصت شنیدن روایت کسانی برخوردار است که در مقاطع مختلف، از نزدیک درگیر اداره یکی از مهمترین نهادهای رسانهای کشور بودهاند. اگر این فرصت با مستندسازی دقیق، تنوع دیدگاهها و انتشار مکتوب مصاحبهها همراه شود، مجموعه میتواند به یکی از منابع قابل توجه برای شناخت تاریخ صداوسیما پس از انقلاب تبدیل شود؛ تاریخی که هنوز بخش زیادی از آن، در خاطرات مدیران، تجربه کارکنان و آرشیوهای کمتر دیدهشده باقی مانده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


