درشعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی واکاوی شد
ماجرای قتل بانوی قهرمان مچ اندازی !
نویسنده: سید خلیل سجادپور
مترجم:

عامل قتل بانوی قهرمان مچ اندازی صبح بیست وهشتم مهردرحالی پای میز محاکمه ایستاد که به صراحت ارتکاب جنایت ودیگر اتهامات را پذیرفت.
به گزارش اختصاصی خبرنگار ارشد روزنامه خراسان،دراین جلسه محاکمه که به ریاست قاضی حجت الاسلام والمسلمین محمدشجاع پور فدکی ومستشاری قاضی امید عابدینی درشعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی درمشهد برگزارشد. ابتدا رئیس دادگاه با اشاره به احادیثی ازبزرگان دین وآیاتی ازکلام ا ...مجید راستگویی وصداقت را از نشانه های بارزمومن دانست و با تاکید براین که «صداقت»تنها راه نجات است،به حاضران درجلسه دادگاه گفت:وظیفه قضات دادگاه در مقام بی طرفی،بررسی همه دلایل واسناد پرونده وهمچنین واکاوی دقیق ماجرااست تا به اقناع وجدانی برسند. بنابراین همه افراد دخیل درپرونده را به راستگویی توصیه می کنم. قاضی شجاع پورفدکی به آثارمخرب و بهره مندی نادرست از فضاهای مجازی هم اشاره کرد و افزود:متاسفانه برخی از شبکه های اجتماعی و ماهواره ای که در زمینه فروپاشی و تزلزل خانواده ها فعالیت می کنند با ترفندهای خاص و به منظورترویج بی بندوباری برای قطع ریشه های فرهنگ اصیل ایرانی و گسترش فرهنگ غربی همه تلاش خود را به کار می برند تا زمینه های بدگمانی را فراهم آورند واعتماد واطمینان درخانواده ها را متزلزل کنند.
این مقام با تجربه قضایی که به پرونده های جنایی زیادی با انگیزه های گوناگون رسیدگی کرده است،همچنین توصیه کرد:با آن که صداقت در گفتار و رفتار از صفات بسیار پسندیده است اما وقتی بیان یک موضوع به جنجال،اختلاف و یا خدای ناکرده درگیری و سوءظن می انجامد نباید آن ماجرا ویاموضوع را بازگو کرد حتی اگرآن سخن یا ماجرا حقیقت داشته باشد ...
پس از ارشاد و نصایح مقام قضایی، جلسه دادگاه رسمیت یافت و رئیس دادگاه با اشاره به محتویات کیفرخواست پرونده وطبق اعترافات متهم به قتل درمرحله بازپرسی وبازسازی صحنه جنایت گفت:متهم «اسماعیل-ج»درنزدبازپرس پرونده اظهارداشته است:من دردوران نامزدی به همسرم سوءظن داشتم و احتمال می دادم با کسی رابطه نامتعارف دارد ولی این موضوع را پیگیری نکردم تا این که با هم ازدواج کردیم وحاصل این ازدواج دختری 4ساله به نام ... است اما این بدگمانی وقتی شدت گرفت که همسرم(حانیه)به مسافرت رفت .وقتی از سفر به خانه بازگشت درصفحه اینستاگرام(اکسپلور)تصویری بدون روسری را از او دیدم وتصمیم عجولانه ای گرفتم.فرزندم را به خانه یکی از نزدیکانم بردم و به خانه ام بازگشتم.سپس به مشاجره لفظی با همسرم پرداختم و درهمان حالت عصبانیت او را روی زمین انداختم و گلویش را آن قدرفشاردادم که تمام کرد. بعد هم کارد قصابی را از روی یخچال برداشتم و مچ هردو دستش را بریدم و بعدهم به روستای رباط سمنگان گریختم تا این که با راهنمایی پدرم خود را تسلیم قانون کردم ...
گزارش اختصاصی خبرنگار ارشد روزنامه خراسان حاکی است:در همین حال وبا دستور مقام قضایی،وکیل صاحبان خون،با اشاره به اعترافات صریح متهم درمراحل بازپرسی و تحقیقات مقدماتی و همچنین نظریه پزشکی قانونی تقاضای صدور قصاص نفس را خواستارشد.
درادامه جلسه رسیدگی به این پرونده جنایی که پانزدهم خرداد سال گذشته در فریمان رخ داد،متهم به قتل33ساله مقابل میزعدالت ایستاد و با معرفی کامل خود به سوالات قضات برجسته دادگاه پاسخ داد.
آیا قبل ازاین عکس ،اختلاف دیگری نیز با هم داشتید؟
بله! چندماه قبل ازآن هم یک شب پیامکی به اشتباه ازگوشی همسرم به گوشی من ارسال شد که قصد داشت برای فرد دیگری بفرستد .به او گفتم:این فرد دیگر کیست؟ولی همسرم درپاسخ من گفت : من حوصله جر وبحث با شما را ندارم!
متن پیامک چه بود؟
درآن پیامک نوشته بود«رفتم جای تکتم گریه کردم،زندگی ام مشکل دارد!»البته تکتم یکی ازدوستان همسرم بود که با هم به سالن مچ اندازی وباشگاه پرورش اندام می رفتند.
آیا به جز این موارد ،موضوع نامتعارفی را هم ازهمسرتان دیده بودید؟
نه! ولی پیامک فرستاده ،حتما چیزی بوده است.
چرا مچ دستانش راآن گونه بریدید؟
چون خیلی عصبانی بودم!
دراین هنگام قاضی عابدینی (مستشاردادگاه)پرسید:
آیا هیچ توجیه عقلانی وجود دارد که شما با وضع رقت بار واین گونه عمیق مچ دستان همسرتان را ببرید؟
درحالت عصبانیت این کار را انجام دادم.
ولی شما نقاطی ازپیکرهمسرتان را بریده اید که موجب شهرت او بود؟
عصبانی بودم!
بنابرگزارش اختصاصی خبرنگارارشد روزنامه خراسان، درادامه جلسه محاکمه،همچنین رئیس دادگاه ازمتهم پرسید:
بعد ازقتل کجا رفتید؟
به منزل مادرم رفتم و به اوگفتم زنم را کشته ام!ولی پدرم درخانه نبود.
دخترخردسالت را چه کردی؟
قبل از وقوع حادثه او را به خانه خاله ام بردم.
چه زمانی؟
سرشب بود! همسرم یا دانشگاه بود یا اوقاتش را درباشگاه می گذراند . درواقع فرزندم را مادرم بزرگ کرد.
پس چرا او را به خانه خاله ات بردی؟
دیگه بردم!
چاقو را ازکجا برداشتی؟
همیشه 4-5 چاقو برای قصابی گوسفند روی یخچال می گذاشتیم. آن روزهم کارد قصابی را ازروی یخچال برداشتم.
اول کدام مچ همسرت را بریدی؟
یادم نیست.
پس قتل و صدمات وهمچنین بریدن مچ دستان همسرت را قبول داری؟
بله !
سرش را هم محکم به زمین کوبیدی؟
بله! دوباردرهمان حال عصبانیت سرش را به زمین کوبیدم .
درادامه جلسه رسیدگی به پرونده قتل بانوی قهرمان مچ اندازی ،وکیل مدافع متهم نیز با بیان این که تا به حال موکلش ابرازندامت و پشیمانی نکرده است،تلاش کرد تااین جنایت هولناک رابه «اعتقاد مهدو رالدم» ارتباط دهد اما قضات دادگاه با طرح سوالاتی حقوقی وقضایی این ادعا را به چالش کشیدند. درهمین حال قاضی شجاع پورفدکی توضیح داد:صحنه سازی با ادعای خودکشی،فرارازصحنه جنایت،محوآثارجرم،تصمیم قبلی برای ارتکاب قتل،بردن کودک به مکان دیگر،بریدن مچ دستان مقتوله،تسلیم شدن وی بعد ازنصیحت وراهنمایی های پدر،تماس نگرفتن با پلیس110 و ... با آنچه که «اعتقاد به مهدورالدم»بیان می شود کاملا درتضاد وتقابل است .
بنابراین گزارش ،پس از واکاوی های قضایی وتخصصی دراین پرونده جنایی ،قضات برجسته دادگاه وارد شورشدند تا رای خود را درمهلت قانونی صادرکنند.
در خور یادآوری است تصاویر واقعی ازصحنه جنایت و بانوی قهرمان مچ اندازی درپیج اینستاگرامی«حادثهجو»منتشر شده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


