هزینه جنگ ایران روی میز انتخابات ترامپ
بنزین ۳۴ درصد گران شدنویسنده:
مترجم:
جهش کمسابقه قیمت بنزین و سوخت گرمایشی در ایالات متحده، در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، به چالشی جدی برای دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است. تازهترین دادههای تورمی آمریکا نشان میدهد که طی یک سال گذشته، قیمت بنزین ۳۴.۲ درصد و سوخت گرمایشی ۷۴.۲ درصد جهش کرده است؛ افزایشی که بهمراتب بالاتر از تورم عمومی ۳.۷ درصدی این کشور قرار دارد و فشار سنگینی بر بودجه خانوارها وارد میکند.
ریشه اصلی این بحران را باید در اختلال ایجادشده در تجارت جهانی نفت و گاز در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران جستوجو کرد. بررسیهای انجمن خودروی آمریکا (AAA) حاکی از آن است که میانگین قیمت بنزین در پایان اکتبر، حتی از سقف ثبتشده در دوران ریاستجمهوری جو بایدن نیز عبور کرده است. این مسئله از آن جهت برای ترامپ گران تمام میشود که شعار محوری کارزار اقتصادی او، کاهش هزینههای زندگی و بهبود معیشت بود. اکنون گرانی بنزین و سوخت گرمایشی - که بهویژه در فصل سرما خانوارها را تحت فشار قرار میدهد -قدرت خرید مصرفکنندگان را فرسوده کرده و دستاوردهای اقتصادی دولت را زیر سوال برده است.
این پدیده بار دیگر مفهوم «تورم فسیلی» را که اقتصاددانانی چون ایزابل اشنابل مطرح کردهاند، به رخ میکشد. تجربه نشان میدهد وابستگی ساختاری اقتصاد به سوختهای فسیلی چنان است که حتی بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان نیز از شوکهای عرضه و تقاضای بینالمللی مصون نمیمانند؛ بنابراین، افزایش تولید داخلی نفت نتوانسته مانع از انتقال شوکهای ژئوپلیتیکی به بازار مصرف آمریکا شود.
در کنار این فشار تورمی، شورای آتلانتیک در گزارشی نسبت به «بیثباتی سیاستگذاری انرژی» در آمریکا هشدار داده است. تغییر مکرر دولتها و جابه جایی میان حمایت از سوختهای فسیلی و انرژیهای پاک، ریسک سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت انرژی را بالا برده و خود به یک هزینه پنهان تبدیل شده است. سرمایهگذاران برای ثبات بازار به چارچوبهای پایدار نیاز دارند، نه چرخشهای ناشی از ترجیحات سیاسی.
برای رأیدهنده آمریکایی، هزینه سوخت و گرمایش خانه ملاکی ملموستر از شاخصهای کلان اقتصادی است. انتخابات میاندورهای پیشرو، فراتر از یک آزمون سیاسی داخلی، عیار آسیبپذیری اقتصاد آمریکا در برابر تنشهای منطقهای و هزینههای سنگین سیاست خارجی دولت ترامپ را به نمایش خواهد گذاشت.
ریشه اصلی این بحران را باید در اختلال ایجادشده در تجارت جهانی نفت و گاز در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران جستوجو کرد. بررسیهای انجمن خودروی آمریکا (AAA) حاکی از آن است که میانگین قیمت بنزین در پایان اکتبر، حتی از سقف ثبتشده در دوران ریاستجمهوری جو بایدن نیز عبور کرده است. این مسئله از آن جهت برای ترامپ گران تمام میشود که شعار محوری کارزار اقتصادی او، کاهش هزینههای زندگی و بهبود معیشت بود. اکنون گرانی بنزین و سوخت گرمایشی - که بهویژه در فصل سرما خانوارها را تحت فشار قرار میدهد -قدرت خرید مصرفکنندگان را فرسوده کرده و دستاوردهای اقتصادی دولت را زیر سوال برده است.
این پدیده بار دیگر مفهوم «تورم فسیلی» را که اقتصاددانانی چون ایزابل اشنابل مطرح کردهاند، به رخ میکشد. تجربه نشان میدهد وابستگی ساختاری اقتصاد به سوختهای فسیلی چنان است که حتی بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان نیز از شوکهای عرضه و تقاضای بینالمللی مصون نمیمانند؛ بنابراین، افزایش تولید داخلی نفت نتوانسته مانع از انتقال شوکهای ژئوپلیتیکی به بازار مصرف آمریکا شود.
در کنار این فشار تورمی، شورای آتلانتیک در گزارشی نسبت به «بیثباتی سیاستگذاری انرژی» در آمریکا هشدار داده است. تغییر مکرر دولتها و جابه جایی میان حمایت از سوختهای فسیلی و انرژیهای پاک، ریسک سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت انرژی را بالا برده و خود به یک هزینه پنهان تبدیل شده است. سرمایهگذاران برای ثبات بازار به چارچوبهای پایدار نیاز دارند، نه چرخشهای ناشی از ترجیحات سیاسی.
برای رأیدهنده آمریکایی، هزینه سوخت و گرمایش خانه ملاکی ملموستر از شاخصهای کلان اقتصادی است. انتخابات میاندورهای پیشرو، فراتر از یک آزمون سیاسی داخلی، عیار آسیبپذیری اقتصاد آمریکا در برابر تنشهای منطقهای و هزینههای سنگین سیاست خارجی دولت ترامپ را به نمایش خواهد گذاشت.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


