جامی که با سوتهای اشتباه بهیاد آورده میشود
نویسنده: صابری
مترجم:
ده روز مانده به شروع یک جام جهانی دیگر، ناخودآگاه ذهن آدم میرود سمت جامهایی که فقط «مسابقه» نبودند؛انگارتکهای اززندگی بودند. جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن ازهمان جنس است؛ جامی که صبحهایش بوی زود بیدارشدن میداد، بوی چای نیمهگرم ونوجوانی که هنوزکامل بیدارنشده بود اما تحلیل فوتبال ازهمه جلو زده بود، بهخصوص اگربازیها درژاپن بود و ساعت11برگزارمیشد.
آن جام را میشود با سقوط ناگهانی فرانسه به یاد آورد؛ مدافع قهرمانی، تیم پرطمطراق ۹۸ ویورو۲۰۰۰، که مثل یک امپراتوری خسته فروریخت. عجیبتر اینکه قهرمان سابق دراین جام حتی یک گل هم نزد. یک حذف خاموش، بیفریاد، وهمین بیفریادی دردناکترش میکرد. وبعدآرژانتین... همان آرژانتین دوستداشتنیِ همیشه پرستاره، با آن حس پرشور ورمانتیک آمریکای جنوبی، که درمرحله گروهی حذف شد؛ انگارتاریخ به ما یادآوری کرد درجام جهانی، «اسمها» همیشه از«لحظهها» قویترنیستند.درآن سوی قصه، اولیورکان ایستاده بود؛ دروازهبانی که بیشترشبیه دیواربود تا آدم. بعضی بازیها را آلمان با او برد، نه با تاکتیک. کان درآن تورنمنت کاری کرد که بفهمیم گاهی یک نفرمیتواند سرنوشت یک ملت را روی دستکشهایش نگه دارد. اما فلسفه فوتبال همین است: قهرمان میتواند دریک لحظه بلغزد و همان یک لحظه، تمام روایت را عوض کند، درست مثل کان که درفینال اشتباه بدی کرد تا رونالدوخندان شود.
جام ۲۰۰۲، جام «گلهای طلایی» هم بود؛ همان قانون بیرحم: یک گل، پایان ناگهانی و بدون جبران زندگی یک بازی. وقت اضافه دیگروقت اضافه نبود؛ وقتِ مرگ وزندگی بود. هرحمله، مثل قدم زدن روی لبه تیغ. و ما، پشت تلویزیون، با قلبی که از ترس وهیجان تندترمیزد، میفهمیدیم فوتبال چقدر شبیه خود زندگی است: فرصتهای کوتاه، تصمیمهای آنی، وحسرتهایی که تا سالها میمانند.
اما اگرقرارباشد۲۰۰۲ را با یک تصویربه خاطربیاورم، نه آن مدل موی عجیب رونالدوست، نه درخشش ریوالدو، نه آن گل پررمز و راز رونالدینیو به انگلیس. خاطره اصلی، خشم است؛ خشم ایتالیا واسپانیا ازداوریهایی که مثل سایه روی آن جام افتاد،ازمشت تراپاتونی مربی ایتالیا به جایگاه ناظرداوری، تا بهت اسپانیاییها ازمردود شدن دوگلشان. البته کره جنوبی تیمی دونده و پرانرژی بود وصعودش تا نیمهنهایی، روایتی جذاب؛ اما آن صعود، برای خیلیها مزهای تلخ داشت:حس اینکه میزبان باید برسد،حتی اگرعدالت جا بماند.ده روزمانده به جامی تازه،یاد ۲۰۰۲ به ما میگوید فوتبال فقط شادی نیست؛ گاهی هم درس است. اینکه تاریخ را همیشه برندهها نمینویسند؛ گاهی داور، گاهی سوت، وگاهی یک تصمیم کوچک، سرنوشت بزرگترین رؤیاها را جابهجا میکند.
10 صفحه اول


