«دورت بگردم»؛ از طرقبه تا تهران
گفتوگو با کمال صداقت، آهنگ ساز طرقبه ای که همکاری با حجت اشرفزاده و سالار عقیلی و... را در کارنامه دارد. او از سختی های مسیر حرفه ای تا کسب موفقیت می گویدنویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:
سالهاست که تهران به مقصد ناگزیر بسیاری از هنرمندان شهرستان ها تبدیل شده است؛ آن ها برای ادامه فعالیت حرفهای و دستیابی به فرصتهای بهتر، چمدانهایشان را بسته و راهی پایتخت شدهاند. کمال صداقت، آهنگ ساز و تنظیمکننده موسیقی پاپ ، متولد شهر طرقبه، یکی از همین هنرمندان است. او موسیقی را از کودکی و زیر نظر پدرش آغاز کرد، سالها در مشهد فعالیت حرفهای داشت، اما در نهایت سال ۱۳۹۵ تصمیم گرفت به تهران مهاجرت کند؛ تصمیمی که با تعطیلی سه استودیوی شخصی، شروع دوباره از یک استودیوی کوچک در زیرزمین و پشت سر گذاشتن سالهایی دشوار همراه شد. امروز اما نام او در کنار خوانندگانی چون حجت اشرفزاده، محسن ابراهیمزاده، سالار عقیلی و آرون افشار و... به عنوان آهنگ ساز و تنظیمکننده آثارشان دیده میشود. در این گفتوگو با این آهنگ ساز درباره دلایل مهاجرت هنرمندان از شهرستان ها به تهران و سختی های مسیر به گفتوگو نشسته ایم.
شما ازجمله هنرمندانی هستید که تصمیم گرفتید 10 سال قبل برای همیشه مشهد را به مقصد تهران ترک کنید. چه عواملی باعث شد به این نتیجه برسید که دیگر امکان ادامه فعالیت در شهر خودتان وجود ندارد؟
تا زمانی که مشهد بودم، سه استودیو داشتم و فعالیتهای مختلفی در زمینه موسیقی انجام داده بودم. حدود یک دهه پیش به دلیل برخی کج سلیقگی ها در نهادهایی که مسئولیت خدمت به هنرمندان را داشتند تصمیم به مهاجرت به تهران گرفتم. نگاه این نهادها نه تنها حمایتی نبود، بلکه به قول امروزیها چوب لای چرخ ما میگذاشتند. بین سالهای ۹۰ تا ۹۵ بارها برای دریافت مجوز اجرا در خراسان پلههای اداره ارشاد را بالا و پایین رفتم، اما نتیجهای حاصل نشد.
البته نکته دیگری که باعث کوچ هنرمندان به تهران میشود، جذابیت، ظرفیت دیده شدن و گستردگی ارتباطات حرفهای در تهران است. ما استعدادهای بسیار زیادی در خراسان داریم، اما تهران خوانندهها، نوازندگان، تهیهکنندگان و فضای تبلیغاتی گستردهتری دارد.
سال ۹۵ وارد تهران شدید، اما هنوز هیچ خواننده مشهوری آن چنان که باید شما را نمیشناخت. آن روزها چطور گذشت؟
اولین استودیوی من در تهران در واقع، یک زیرزمین بسیار کوچک ،جایی که هم خانه ام بود و هم محل کارم. روزها همان جا پشت میزم آهنگ می ساختم و شبها صندلی را روی پله های زیرزمین می گذاشتم تا کمی جا باز شود و همانجا پشت میز کارم رختخواب را روی زمین پهن میکردم و میخوابیدم. سال اول، تقریباً هیچکس درِ استودیوی من را نزد. بعد از مدتی ماشینم را فروختم، در یک تصمیم پرریسک،خانهای اجاره کردم و همسر و پسرم را به تهران آوردم. چند سال این سختیها ادامه داشت تا این که بالاخره چند قطعه موسیقی که ساخته بودم دیده شد. همسرم در تمام آن سالها شرایط بسیار سختی را تحمل کرد و اگر همراهی او نبود، ادامه دادن این مسیر به هیچ وجه امکان نداشت. بگذریم...
همه این سال ها مرتضی ساعتچی که ترانه و شعرهای آثارم را می نویسد و کارگردانی کلیپ های تصویری مان با اوست پا به پای من در این مسیر سخت آمده و موفقیت امروز من و مرتضی که هر دو از مشهد به تهران آمدیم حاصل همین دوام آوردن ها و رفاقت هاست.
یکی از نخستین همکاریهای شما با آرون افشار در مشهد شکل گرفت؛ خیلیها از چگونگی آن اطلاع ندارند. این آشنایی چگونه آغاز شد و چرا با او ادامه ندادید ؟
همان سالهایی که در مشهد بودم، امیرحسینزاده که امروز نوازنده درامز گروه آرون افشار است و او هم طرقبه ای است، ویدئویی از آرون را برای من پخش کرد و همان لحظه اول جذب صدای آرون شدم. بعد آرون به استودیوی من در مشهد آمد و اولین قطعه را با نام « ترکم کردی» با هم ساختیم که بازخورد بسیار خوبی گرفت.
چند قطعه دیگر هم ساختیم، اما حامی آلبوم به دلیل مشغله کاری ادامه مسیر انتشار را پیگیری نکرد و در نهایت آن آثار منتشر نشد. بعد هم آرون در تهران با معین راهبر آثار موفقی تولید کرد. از موفقیت های امروزش واقعاً خوشحالم . آرون افشار خواننده بسیار باهوشی است.
در سالهای اخیر حاشیههایی درباره اجرای پلیبک آرون افشار مطرح شده است. شما که از نزدیک با تواناییهای او آشنا هستید، این حواشی را چطور ارزیابی میکنید؟
گاهی یک خواننده به دلایلی مانند سرماخوردگی یا استاندارد نبودن امکانات سالن، ممکن است ناچار شود بخشی از اجرا را به شکل پلیبک ادامه دهد که این طبیعی است. اما در کل من معتقدم آرون افشار هیچ نیازی به پلیبک خوانی ندارد چون خواننده ای مسلط است. او در آینده خیلی بیشتر دوستداران موسیقی را شگفت زده خواهد کرد.
همکاریهای شما با حجت اشرفزاده که او هم خراسانی است نیز به صورت گسترده مورد توجه قرار گرفته است. از این همکاریها برایمان بگویید.
با حجت اشرفزاده چندین قطعه تا امروز تولید کردهایم که بخشی از آنها منتشر شده و تعدادی دیگر نیز بهزودی منتشر خواهد شد. از جمله آثار منتشرشده میتوان به «دورت بگردم»،«اما چشمات»،«صدای تو» و... اشاره کرد. برخی از ملودیها را خود حجت میسازد و قریحه او در ساخت موسیقی برای من بسیار دوستداشتنی است. حجت، انسانی مثبت، خوشانرژی و از خوانندگانی است که اجرای زندهاش را بسیار دوست دارم. بیشتر شعرهای آثار حجت حاصل ذوق مرتضی ساعتچی، احمد امیر خلیلی، امید صباغ نو و ... است.
برای اولین بار این جا می گویم که با محسن ابراهیمزاده که اوهم اصالتا خراسانی است چند قطعه متفاوت تولید کردهایم که هنوز منتشر نشده است .این آثار از نظر فضای موسیقایی با آثار شناختهشده او تفاوت دارد. معتقدم مخاطبان پس از انتشار این آثار غافلگیر خواهند شد.
شما به جز همکاری با خوانندگان خراسانی، با خواننده های مطرح دیگری هم همکاری داشتهاید. درباره این تجربهها هم بگویید.
برای سالارعقیلی نیز چند قطعه ساختهام که بخشی از آنها منتشر شده و تعدادی دیگر در آینده منتشر می شود. همچنین قطعه «ازم نپرس» با صدای قاسم افشار، ملودی امیرعباس حسنزاده و ترانه بابک صحرایی از دیگر همکاریهای من است. همکاری با قاسم افشار و سالار عقیلی تجربه بسیار ارزشمندی بود و تسلط این استادان عرصه آواز و خوانندگی همیشه برایم جذاب بوده است. البته تعداد خواننده ها به قدری زیاد است که نام بردن از تک تک آن ها در این مجال نمی گنجد.
سخن پایانی تان برای نسل جدید موسیقی که در شهرستان های مختلف کشور زندگی می کنند، چیست؟
هر هنرمندی که به تهران، نقل مکان کرده سال های ابتدایی بی نهایت سختی کشیده تا به جایگاه امروزش رسیده است، از بیدار خوابی ها و وضعیت اقتصادی بد در سال های اولیه بگیرید تا شکست های ویران کننده اما همه آن هایی که موفق شده اند یک راز مهم داشته اند،آن هم نترسیدن و ادامه دادن بوده است.
شما ازجمله هنرمندانی هستید که تصمیم گرفتید 10 سال قبل برای همیشه مشهد را به مقصد تهران ترک کنید. چه عواملی باعث شد به این نتیجه برسید که دیگر امکان ادامه فعالیت در شهر خودتان وجود ندارد؟
تا زمانی که مشهد بودم، سه استودیو داشتم و فعالیتهای مختلفی در زمینه موسیقی انجام داده بودم. حدود یک دهه پیش به دلیل برخی کج سلیقگی ها در نهادهایی که مسئولیت خدمت به هنرمندان را داشتند تصمیم به مهاجرت به تهران گرفتم. نگاه این نهادها نه تنها حمایتی نبود، بلکه به قول امروزیها چوب لای چرخ ما میگذاشتند. بین سالهای ۹۰ تا ۹۵ بارها برای دریافت مجوز اجرا در خراسان پلههای اداره ارشاد را بالا و پایین رفتم، اما نتیجهای حاصل نشد.
البته نکته دیگری که باعث کوچ هنرمندان به تهران میشود، جذابیت، ظرفیت دیده شدن و گستردگی ارتباطات حرفهای در تهران است. ما استعدادهای بسیار زیادی در خراسان داریم، اما تهران خوانندهها، نوازندگان، تهیهکنندگان و فضای تبلیغاتی گستردهتری دارد.
سال ۹۵ وارد تهران شدید، اما هنوز هیچ خواننده مشهوری آن چنان که باید شما را نمیشناخت. آن روزها چطور گذشت؟
اولین استودیوی من در تهران در واقع، یک زیرزمین بسیار کوچک ،جایی که هم خانه ام بود و هم محل کارم. روزها همان جا پشت میزم آهنگ می ساختم و شبها صندلی را روی پله های زیرزمین می گذاشتم تا کمی جا باز شود و همانجا پشت میز کارم رختخواب را روی زمین پهن میکردم و میخوابیدم. سال اول، تقریباً هیچکس درِ استودیوی من را نزد. بعد از مدتی ماشینم را فروختم، در یک تصمیم پرریسک،خانهای اجاره کردم و همسر و پسرم را به تهران آوردم. چند سال این سختیها ادامه داشت تا این که بالاخره چند قطعه موسیقی که ساخته بودم دیده شد. همسرم در تمام آن سالها شرایط بسیار سختی را تحمل کرد و اگر همراهی او نبود، ادامه دادن این مسیر به هیچ وجه امکان نداشت. بگذریم...
همه این سال ها مرتضی ساعتچی که ترانه و شعرهای آثارم را می نویسد و کارگردانی کلیپ های تصویری مان با اوست پا به پای من در این مسیر سخت آمده و موفقیت امروز من و مرتضی که هر دو از مشهد به تهران آمدیم حاصل همین دوام آوردن ها و رفاقت هاست.
یکی از نخستین همکاریهای شما با آرون افشار در مشهد شکل گرفت؛ خیلیها از چگونگی آن اطلاع ندارند. این آشنایی چگونه آغاز شد و چرا با او ادامه ندادید ؟
همان سالهایی که در مشهد بودم، امیرحسینزاده که امروز نوازنده درامز گروه آرون افشار است و او هم طرقبه ای است، ویدئویی از آرون را برای من پخش کرد و همان لحظه اول جذب صدای آرون شدم. بعد آرون به استودیوی من در مشهد آمد و اولین قطعه را با نام « ترکم کردی» با هم ساختیم که بازخورد بسیار خوبی گرفت.
چند قطعه دیگر هم ساختیم، اما حامی آلبوم به دلیل مشغله کاری ادامه مسیر انتشار را پیگیری نکرد و در نهایت آن آثار منتشر نشد. بعد هم آرون در تهران با معین راهبر آثار موفقی تولید کرد. از موفقیت های امروزش واقعاً خوشحالم . آرون افشار خواننده بسیار باهوشی است.
در سالهای اخیر حاشیههایی درباره اجرای پلیبک آرون افشار مطرح شده است. شما که از نزدیک با تواناییهای او آشنا هستید، این حواشی را چطور ارزیابی میکنید؟
گاهی یک خواننده به دلایلی مانند سرماخوردگی یا استاندارد نبودن امکانات سالن، ممکن است ناچار شود بخشی از اجرا را به شکل پلیبک ادامه دهد که این طبیعی است. اما در کل من معتقدم آرون افشار هیچ نیازی به پلیبک خوانی ندارد چون خواننده ای مسلط است. او در آینده خیلی بیشتر دوستداران موسیقی را شگفت زده خواهد کرد.
همکاریهای شما با حجت اشرفزاده که او هم خراسانی است نیز به صورت گسترده مورد توجه قرار گرفته است. از این همکاریها برایمان بگویید.
با حجت اشرفزاده چندین قطعه تا امروز تولید کردهایم که بخشی از آنها منتشر شده و تعدادی دیگر نیز بهزودی منتشر خواهد شد. از جمله آثار منتشرشده میتوان به «دورت بگردم»،«اما چشمات»،«صدای تو» و... اشاره کرد. برخی از ملودیها را خود حجت میسازد و قریحه او در ساخت موسیقی برای من بسیار دوستداشتنی است. حجت، انسانی مثبت، خوشانرژی و از خوانندگانی است که اجرای زندهاش را بسیار دوست دارم. بیشتر شعرهای آثار حجت حاصل ذوق مرتضی ساعتچی، احمد امیر خلیلی، امید صباغ نو و ... است.
برای اولین بار این جا می گویم که با محسن ابراهیمزاده که اوهم اصالتا خراسانی است چند قطعه متفاوت تولید کردهایم که هنوز منتشر نشده است .این آثار از نظر فضای موسیقایی با آثار شناختهشده او تفاوت دارد. معتقدم مخاطبان پس از انتشار این آثار غافلگیر خواهند شد.
شما به جز همکاری با خوانندگان خراسانی، با خواننده های مطرح دیگری هم همکاری داشتهاید. درباره این تجربهها هم بگویید.
برای سالارعقیلی نیز چند قطعه ساختهام که بخشی از آنها منتشر شده و تعدادی دیگر در آینده منتشر می شود. همچنین قطعه «ازم نپرس» با صدای قاسم افشار، ملودی امیرعباس حسنزاده و ترانه بابک صحرایی از دیگر همکاریهای من است. همکاری با قاسم افشار و سالار عقیلی تجربه بسیار ارزشمندی بود و تسلط این استادان عرصه آواز و خوانندگی همیشه برایم جذاب بوده است. البته تعداد خواننده ها به قدری زیاد است که نام بردن از تک تک آن ها در این مجال نمی گنجد.
سخن پایانی تان برای نسل جدید موسیقی که در شهرستان های مختلف کشور زندگی می کنند، چیست؟
هر هنرمندی که به تهران، نقل مکان کرده سال های ابتدایی بی نهایت سختی کشیده تا به جایگاه امروزش رسیده است، از بیدار خوابی ها و وضعیت اقتصادی بد در سال های اولیه بگیرید تا شکست های ویران کننده اما همه آن هایی که موفق شده اند یک راز مهم داشته اند،آن هم نترسیدن و ادامه دادن بوده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


