ما و جام تهی از کلام مولانا
امروز هشتم مهر، روز بزرگداشت مولانا جلالالدین بلخی است؛ میزان شناخت جامعه و نسل جوان از او چقدر است؟ با دکتر یامان حکمت، استاد زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر ادبی در باره این دغدغه همسخن شدیمنویسنده: محمد بهبودی نیا
مترجم:
هشتم مهرماه در تقویم رسمی کشور، روز بزرگداشت مولوی نامگذاری شده است. این شاعر بزرگ، قرنهاست موردتوجه فارسی زبانان قرار گرفته و در دهه های اخیر، آثار او از مرز شعرهایی که در قالب کتاب منتشر می شود و یا اشعاری که سینه به سینه نقل می شود، عبور کرده و به سوژهای برای سینماگران و داستان نویسان برخی کشورها تبدیل شده است؛ از رمان «ملت عشق» الیف شافاک که روایت زندگی مولانا و شمس را در کنار داستانی معاصر بازسازی میکند، تا فیلم هایی که بن مایه هایی از مثنوی را از زوایای مختلف مورد استفاده قرار داده اند. پس از گذشت قرن ها، مولانا جلال الدین بلخی برای جهان امروز همچنان حامل پیامهایی درباره عشق، دگرگونی انسان، رهایی از خود ، صلح و... است. به مناسبت روز بزرگداشت مولانا جلال الدین بلخی، با دکتر یامان حکمت تقی آبادی، استاد زبان و ادبیات فارسی و پژوهشگر ادبی درباره جایگاه مولانا، نسبت مولانا با سینما، داستان ، نسل Z و... گفت و گو کرده ایم.

جناب حکمت به عنوان اولین سوال برایمان بگویید که به نظر شما ادبیات، سینما و دیگر هنرهای جهان چقدر از آثار مولانا بهره بردهاند؟
به نظرم مولانا در این حوزه تاثیر زیادی به صورت مستقیم و غیرمستقیم داشته است اما هنرمندان جهان از مولانا روایت خودشان را دارند و ترجمههایی که از آثار او انجام میشود، الزاماً مولانای واقعی را به مخاطب نشان نمیدهد؛ آنها برداشتی از مولانا ارائه میکنند که متناسب با نگاه خودشان و از یک بعد مشخص است، نه همه ماجرا.
اما پرسش مهم تر این است که ما در ایران چند فیلم و سریال ساختهایم که بتواند نسل جوان جامعه را با مولانا و آثارش همراه کند؟
من افسوس می خورم وقتی می بینم ترکیه، کره ، هند و ... از ظرفیتهای محدود خود ، همواره تولیدات گستردهای دارند و آنها را به جریان فرهنگی و رسانهای تبدیل میکنند و ما همچنان نشسته ایم.
درباره مولانا و نسل جوان صحبت کردید،
به نظر شما این شاعر بزرگ فارسی زبان
چه نسبتی با نسل Z دارد ؟
به نظر من، نسل جوان امروز در یک فضای جهانی زندگی میکند و به شدت به دنبال این است که بداند از نظر فرهنگی در کجای این جهان قرار دارد. وقتی ما درباره مولانا و دیگر شاعران بزرگ، اقدام چندان مهمی که همراستا با سلیقه این نسل باشد انجام نداده ایم، طبیعی است که ارتباط نسلی که به نام نسل Z شناخته می شود، با این شاعران هر روز کمرنگ و کمرنگتر شود.
امروز جوان ایرانی در شبکههای اجتماعی و رسانههای جدید با جذابیتهای فراوانی روبهروست. شخصیتهای فیلمها، سریالها و بازیهای جهانی را میشناسد و درباره آنها صحبت میکند، اما وقتی از شخصیتهای شاهنامه یا مولانا صحبت میکنیم، وضعیت متفاوت است و این نسل شناخت چندانی از آنها ندارد. در کشور ما، مولانا گاهی فقط از دریچه یک شخصیت اخلاقی یا متکلم وحده معرفی میشود و ظرفیتهای روایی، انسانی و هویتی او کمتر دیده میشود. در روز بزرگداشت این شاعر، شما چه تعداد از مردم و جوانان این سرزمین را می بینید که در یک مراسم حضور داشته باشند؟ بیشتر صندلی های چنین مراسمی را استادان دانشگاه و اهالی ادبیات پر کرده اند و برنامه ها خارج از این محدوده، جذابیت چندانی ایجاد نمی کند.
وقتی مولانا فقط به نام چند خیابان، چند برنامه و چند همایش علمی محدود شود، فاصله نسل جوان با او بیشتر و بیشتر میشود.
به نظر شما مهمترین چالش امروز در مسیر شناخت مولانا جلال الدین بلخی چیست؟
به نظر من، یکی از مهمترین آسیبها در این زمینه این است که ما هر سال فقط یک یا دو بار در سالروز بزرگداشت یا درگذشت مولانا به یاد او میافتیم و ساده ترین کار را انتخاب می کنیم که برگزاری برنامه و همایش است. خود این مسئله قابل نقد است. آیا باید فقط در هشتم مهر به ظرفیتهای مثنوی و دیگر آثار مولانا توجه کنیم یا باید اسناد و نقشه راهی تدوین شود که بر اساس آن، مولانا را در طول سال و سالیان، به شکل مستمر معرفی و آثارش را بررسی کنیم؟
آسیب مهمتر این است که در فضای اداری، رسانهای و حتی دانشگاهی، مسئله به سمت «مالکیت میراث» رفته، در حالی که باید به سمت «مسئولیت میراث» برویم. به این معنی که ما مدام به دنبال این هستیم که مولانا را متعلق به زبان فارسی یا یک جغرافیای خاص بدانیم و تلاش کنیم مالکیت او را به نام خودمان ثبت کنیم، در حالی که مسئله اصلی، مسئولیت معنوی ما در قبال این میراث است.
از نظر شما مهم ترین پیام مولانا برای مردم جهان چیست؟
این شاعر بزرگ پارسی گوی، پیام های فراوانی را در طول قرن ها تا امروز به مردم جهان مخابره کرده است. اما به نظر من یکی از مهمترین پیامهای مولانا، مسئله تغییر، رشد و تحول انسان است. رابطه شمس و مولانا یک کهنالگوی روایی بسیار قدرتمند است؛ انسانی با درجات بالای علمی و جایگاه اجتماعی که تحت تأثیر یک عامل بیرونی قرار میگیرد و مسیر زندگیاش تغییر میکند.
این مسئله برای جامعه جهانی اهمیت فراوانی دارد. در بسیاری از نشستهای بینالمللی که شرکت کردهام، دیدهام که توجه نویسندگان و پژوهشگران به همین رابطه و مکانیسم تغییر، جلب شده است.
ما این ظرفیت را در فیلم، سریال، کتاب، داستان و حتی حوزه روانشناسی در اختیار داریم. در مثنوی و غزلیات شمس نیز ظرفیتهای فراوانی وجود دارد که میتوان آنها را برای زندگی امروز بازخوانی کرد. حتی در حوزه روانشناسی و اتاق درمان، بسیاری از مسائل مطرحشده در آثار مولانا کاربرد دارند و میتوان از آنها برای تأثیرگذاری بر مراجع بهره برد.
بنابراین، الگوی تغییر و سفر از یک وضعیت به وضعیت دیگر، یکی از بزرگترین ظرفیتها و از مهمترین پیام های جهانی مولاناست.

جناب حکمت به عنوان اولین سوال برایمان بگویید که به نظر شما ادبیات، سینما و دیگر هنرهای جهان چقدر از آثار مولانا بهره بردهاند؟
به نظرم مولانا در این حوزه تاثیر زیادی به صورت مستقیم و غیرمستقیم داشته است اما هنرمندان جهان از مولانا روایت خودشان را دارند و ترجمههایی که از آثار او انجام میشود، الزاماً مولانای واقعی را به مخاطب نشان نمیدهد؛ آنها برداشتی از مولانا ارائه میکنند که متناسب با نگاه خودشان و از یک بعد مشخص است، نه همه ماجرا.
اما پرسش مهم تر این است که ما در ایران چند فیلم و سریال ساختهایم که بتواند نسل جوان جامعه را با مولانا و آثارش همراه کند؟
من افسوس می خورم وقتی می بینم ترکیه، کره ، هند و ... از ظرفیتهای محدود خود ، همواره تولیدات گستردهای دارند و آنها را به جریان فرهنگی و رسانهای تبدیل میکنند و ما همچنان نشسته ایم.
درباره مولانا و نسل جوان صحبت کردید،
به نظر شما این شاعر بزرگ فارسی زبان
چه نسبتی با نسل Z دارد ؟
به نظر من، نسل جوان امروز در یک فضای جهانی زندگی میکند و به شدت به دنبال این است که بداند از نظر فرهنگی در کجای این جهان قرار دارد. وقتی ما درباره مولانا و دیگر شاعران بزرگ، اقدام چندان مهمی که همراستا با سلیقه این نسل باشد انجام نداده ایم، طبیعی است که ارتباط نسلی که به نام نسل Z شناخته می شود، با این شاعران هر روز کمرنگ و کمرنگتر شود.
امروز جوان ایرانی در شبکههای اجتماعی و رسانههای جدید با جذابیتهای فراوانی روبهروست. شخصیتهای فیلمها، سریالها و بازیهای جهانی را میشناسد و درباره آنها صحبت میکند، اما وقتی از شخصیتهای شاهنامه یا مولانا صحبت میکنیم، وضعیت متفاوت است و این نسل شناخت چندانی از آنها ندارد. در کشور ما، مولانا گاهی فقط از دریچه یک شخصیت اخلاقی یا متکلم وحده معرفی میشود و ظرفیتهای روایی، انسانی و هویتی او کمتر دیده میشود. در روز بزرگداشت این شاعر، شما چه تعداد از مردم و جوانان این سرزمین را می بینید که در یک مراسم حضور داشته باشند؟ بیشتر صندلی های چنین مراسمی را استادان دانشگاه و اهالی ادبیات پر کرده اند و برنامه ها خارج از این محدوده، جذابیت چندانی ایجاد نمی کند.
وقتی مولانا فقط به نام چند خیابان، چند برنامه و چند همایش علمی محدود شود، فاصله نسل جوان با او بیشتر و بیشتر میشود.
به نظر شما مهمترین چالش امروز در مسیر شناخت مولانا جلال الدین بلخی چیست؟
به نظر من، یکی از مهمترین آسیبها در این زمینه این است که ما هر سال فقط یک یا دو بار در سالروز بزرگداشت یا درگذشت مولانا به یاد او میافتیم و ساده ترین کار را انتخاب می کنیم که برگزاری برنامه و همایش است. خود این مسئله قابل نقد است. آیا باید فقط در هشتم مهر به ظرفیتهای مثنوی و دیگر آثار مولانا توجه کنیم یا باید اسناد و نقشه راهی تدوین شود که بر اساس آن، مولانا را در طول سال و سالیان، به شکل مستمر معرفی و آثارش را بررسی کنیم؟
آسیب مهمتر این است که در فضای اداری، رسانهای و حتی دانشگاهی، مسئله به سمت «مالکیت میراث» رفته، در حالی که باید به سمت «مسئولیت میراث» برویم. به این معنی که ما مدام به دنبال این هستیم که مولانا را متعلق به زبان فارسی یا یک جغرافیای خاص بدانیم و تلاش کنیم مالکیت او را به نام خودمان ثبت کنیم، در حالی که مسئله اصلی، مسئولیت معنوی ما در قبال این میراث است.
از نظر شما مهم ترین پیام مولانا برای مردم جهان چیست؟
این شاعر بزرگ پارسی گوی، پیام های فراوانی را در طول قرن ها تا امروز به مردم جهان مخابره کرده است. اما به نظر من یکی از مهمترین پیامهای مولانا، مسئله تغییر، رشد و تحول انسان است. رابطه شمس و مولانا یک کهنالگوی روایی بسیار قدرتمند است؛ انسانی با درجات بالای علمی و جایگاه اجتماعی که تحت تأثیر یک عامل بیرونی قرار میگیرد و مسیر زندگیاش تغییر میکند.
این مسئله برای جامعه جهانی اهمیت فراوانی دارد. در بسیاری از نشستهای بینالمللی که شرکت کردهام، دیدهام که توجه نویسندگان و پژوهشگران به همین رابطه و مکانیسم تغییر، جلب شده است.
ما این ظرفیت را در فیلم، سریال، کتاب، داستان و حتی حوزه روانشناسی در اختیار داریم. در مثنوی و غزلیات شمس نیز ظرفیتهای فراوانی وجود دارد که میتوان آنها را برای زندگی امروز بازخوانی کرد. حتی در حوزه روانشناسی و اتاق درمان، بسیاری از مسائل مطرحشده در آثار مولانا کاربرد دارند و میتوان از آنها برای تأثیرگذاری بر مراجع بهره برد.
بنابراین، الگوی تغییر و سفر از یک وضعیت به وضعیت دیگر، یکی از بزرگترین ظرفیتها و از مهمترین پیام های جهانی مولاناست.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
من توانستم، همه دختران ایران میتوانند
-
خطرسوء استفاده از خیابان
-
عراقیها همچنان علیه محاصره ایران
-
خوشبختانه فقط دوگل خوردیم
-
آزمون «تورم صفر» در پایتخت
-
ما و جام تهی از کلام مولانا
-
مولانا؛ قربانیِ بیخیالی
-
توهم جهان شمولی روان شناسی
-
شگرد عجیب باند کیف زنی برای محاصره اتوبوس های شهری!
-
رؤیای پرواز میان ابرها
-
راه تربیت«اسرائیل دوم»


