خراسان همزمان با سالروز میلاد حضرت زینب(س) و روز پرستار، پای صحبت 3 پرستار باسابقه نشسته است

روایتِ عشق و رنج در ناگفته‌های سپیدپوشان

نویسنده:

مترجم:

 بیمارستان‌ها مکانی برای گذراندن سخت‌ترین روزهای زندگی بیماران است و در این میان، پرستاران فراتر از مسئولیت‌های پزشکی، مرهمی بر اضطراب بیماران و خانواده‌هایشان هستند. همزمان با روز پرستار، روزنامه خراسان پای صحبت سه پرستار باسابقه بیمارستان امام رضا(ع) مشهد نشست تا روایتگر سال‌ها خدمت، از جمله دوران بحرانی کرونا و چالش‌های کاری‎شان باشند. به گزارش خراسان رضوی، این پرستاران با وجود خاطرات تلخ و شیرین فراوان، از عشق عمیق به حرفه خود سخن می‌گویند که انگیزه ماندگاری‌شان در این مسیر بوده است. 
​​​​​​​
 فقط می خواهم دستت را ببوسم
خدیجه بنیانی، پرستاری با ۲۷ سال سابقه کار در بخش‌های مختلف بیمارستان، از اتاق عمل تا اورژانس قلب و سی‌سی‌یو، کنار بیماران بوده است. وقتی از او می‌پرسم آیا حاضر است در هنگام بیماری، پرستاری مثل خودش داشته باشد می گوید: بله چون مهم‌تر از مراقبت پرستاری این است که بتوانی با بیمار خودت ارتباط خوبی برقرار کنی تا احساس امنیت کند.  از او می‎خواهیم برایمان خاطره‎ای تعریف کند؛ می‎گوید:  در روزهای سخت کرونا، پیرزنی که از او پرستاری می‎کردم پس از خارج شدن لوله تنفسی‌اش متوجه شدم تلاش می‌کند خودش را به من نزدیک کند. وقتی پرسیدم چه می‌خواهی، پیرزن گفت: فقط می‌خواهم دستت را ببوسم. بنیانی می افزاید: با وجود تمام سختی‌ها هرگز به استعفا فکر نکرده‌ام، دروغ نمی‌گویم؛ وقتی فرزندم می‌خواست وارد این حرفه شود تشویقش نمی‌کردم، چون سختی‌هایش را دیده‌ بودم. اما پسرم خودش پرستاری را انتخاب کرد.
 سیستم درمان آسیب می‌بیند
محبوبه هاشمی، کارشناس پرستاری با حدود ۲۰ سال سابقه، بخش عمده دوران کاری خود را در آی‌سی‌یو داخلی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد گذرانده و سه سال نیز به‌عنوان کارشناس کنترل عفونت فعالیت کرده است. می‌گوید: هنگام احیای قلبی‌ریوی یکی از بیماران، پایم به تخت برخورد کرد و استخوان کشکک زانویم شکست. بعد از آن مجبور شدم از کار مستقیم بر بالین بیماران فاصله بگیرم. هاشمی ادامه می‎دهد: روزهایی که همکارانمان به دلیل فشار کاری و مشکلات معیشتی دست به اعتراض زده بودند، در بخش آی‌سی‌یو با ۱۸ بیمار بدحال، فقط سه نفر حضور داشتیم. از طرفی حق اعتراض با همکاران بود و از طرف دیگر نمی‌توانستیم بیماران را رها کنیم. با وجود شرایط جسمی نامساعدم، دو روز پشت سر هم شیفت‌های ۱۲ساعته دادم؛ پسرم از دیرآمدنم به خانه گلایه می‌کرد، اما دلم نمی‌آمد بیماران بدون پرستار بمانند. با خودم می‌گفتم همکاران معترض حق داشتند، ما که ماندیم هم حق داشتیم و آن بیمار نیز محق بود. وی ادامه می‎دهد: من و همسرم هر دو پرستاریم. بچه‌هایمان از نزدیک خستگی‌ها، غیبت در دورهمی‌ها و ... را دیده‌اند؛ نیازی به منع کردنشان نبود، خودشان هرگز به این رشته علاقه‌مند نشدند. اما آنچه بیش از خستگی‌ها آزارم می‌دهد، مهاجرت همکاران باتجربه‌ام است؛ ماه گذشته یکی از بهترین دوستانم رفت و هنوز نتوانسته‌ام با آن کنار بیایم. پرستاران دوست دارند در وطن خود خدمت کنند، اما فشار کاری و نبود حمایت، آن‌ها را به این راه وامی‌دارد؛ با رفتن نیروهای باتجربه، سیستم درمان آسیب می‌بیند.

پرستار ربات نیست
مریم صفری بیدختی، سرپرستار بیمارستان امام رضا(ع) مشهد که حدود ۲۲ تا ۲۳ سال سابقه کاری دارد، معتقد است: وقتی علم و هنر و گشاده‌رویی کنار هم قرار بگیرند، بیمار احساس دلگرمی می‌کند؛ احساس می‌کند کسی او را می‌فهمد و برای حل مشکلش تلاش می‌کند. در محیط درمان، کارکنان می‌آموزند احساسات خود را مدیریت کنند تا بتوانند در شرایط حساس، تصمیم‌های درست بگیرند. اما مدیریت احساسات با بی‌احساسی تفاوت دارد. صفری در پاسخ به این سوال که آیا تا به حال به خاطر بیماری گریه کرده یا نه، از لحظات وداع خانواده‌ها با بیماران مرگ مغزی یاد می‌کند و می‌گوید: در چنین موقعیت‌هایی، نه فقط پرستاران، بلکه پزشکان و دیگر اعضای تیم درمان نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. گاهی اشک می‌ریزند و گاهی اندوه در چهره‌شان پیداست. دیدن خانواده‌ای که باید با عزیزش وداع کند، حتی برای کسی که سال‌ها در بیمارستان کار کرده، ساده نیست. صفری درباره تصویری که برخی مردم از پرستاران دارند نیز به نکته‌ای مهم اشاره می‌کند: بعضی افراد گاهی فراموش می‌کنند که ما هم انسان هستیم؛ انگار با رباتی سروکار دارند که نباید حتی یک چای بخورد، و حتی یک لحظه استراحت از نگاه همراه بیمار به معنای کم‌کاری تلقی می‌شود؛ بی‌آنکه ساعت‌ها مراقبت پیش از آن دیده شود. وقتی از مهم‌ترین مطالبه پرستاران از او می‌پرسم، بدون مکث می‌گوید: ما انتظار داریم پرداخت‌ها منصفانه باشد و زحمتی که می‌کشیم، به‌درستی دیده شود. ما چیز زیادی نمی‌خواهیم؛ فقط پرداخت عادلانه می‌خواهیم.
10 صفحه اول