استیصال استراتژیک ! 

نویسنده: حسن مکاری

مترجم:


  در روزگاری که فضای رسانه‌ای جهان با واژه‌هایی چون «جنگ سراسری» و «خطاهای محاسباتی» اشباع شده است، برای تحلیلگری که با عینک علوم سیاسی به وقایع می‌نگرد، این هیاهو نه نشانه قدرت، بلکه نشانه‌ نوعی «تلاطم درونی» است. وقتی صدای تهدیدها بلند می‌شود، معمولاً برای پوشاندن صدای ترک‌های عمیقی است که در زیربنای قدرت دشمن رخنه کرده است. اما پرسش اساسی این است: در میان این غبارِ تهدید، چه فرصت‌هایی برای ما نهفته است و حقیقتِ توازن قدرت در منطقه امروز چیست؟
‌نگاهی به معادلات فعلی غرب آسیا، ما را با پارادوکس عجیبی روبه‎رو می‌کند؛ از یک سو، رژیم صهیونیستی با لحنی تهاجمی از «خط قرمزها» سخن می‌گوید و از سوی دیگر، در داخلی‌ترین لایه‌های سیاسی و امنیتی خود، با بحرانی بی‌سابقه در مشروعیت و انسجام دست‌ و پنجه نرم می‌کند. در ادبیات علوم سیاسی، زمانی که یک بازیگر استراتژیک، توازن میان «توان» و «ادراک» خود را از دست می‌دهد، دچار حالتی می‌شود که آن را «استیصال استراتژیک» می‌نامیم؛ حالتی که در آن، تصمیم‌گیرندگان برای فرار از سقوط داخلی، به دنبال «قمار در میدان نبرد» هستند تا با ایجاد یک وضعیت اضطراری، تلاطم‌های درونی را خاموش کنند.
‌در این میان متغیری چون انتخابات پیش‌روی ایالات متحده لایه‌ای از عدم قطعیت را بر فضای منطقه افکنده است. اما اگر دقیق‌تر بنگریم، همین عدم قطعیت فرصتی استراتژیک برای ماست. واشنگتن امروز دیگر آن قدرت تک‌قطبی بی‌چون و چرای دهه‌های پیش نیست. امروز با دنیایی روبه‎روییم که قطب‌های قدرت در حال جابه‎جایی هستند و آمریکا درگیر تضادهای عمیق داخلی است. بنابراین بسیاری از تهدیداتی که در آستانه‌ انتخابات شنیده می‌شود بیش از آنکه برنامه‌ عملیاتی باشد، نمایش‌های سیاسی برای جلب رضایت لابی‌ها یا ترساندن رقباست.
‌نکته‌ راهگشا برای ما در این است که بدانیم «ترس»، ابزار اصلی جنگ‌های مدرن است. دشمن می‌کوشد تا با به‌کارگیری سلاح‌های پیشرفته یا تهدید به استفاده از ابزارهای انبوه، اراده ما را فلج کند. اما حقیقت این است که بازدارندگی نه تنها با سخت‌افزارهای نظامی بلکه پیش از هر چیز با بصیرت و پایداری معنا می‌یابد. وقتی محور مقاومت نشان داد که نه از تهدیدهای توخالی می‌هراسد و نه در برابر فشارهای اقتصادی تسلیم می‌شود در واقع زبان قدرت دشمن را برایش بی‌اثر کرد.
‌امیدبخش‌ترین بخش این تحلیل آن است که بدانیم توازن قدرت در منطقه دیگر یک عدد ساده از تعداد موشک‌ها یا هواپیماها نیست؛ بلکه حاصل اتحاد منطقه‌ای و اراده‌ استوار است. امروز رژیم صهیونیستی در محاصره‌ای است که نه تنها نظامی، بلکه اخلاقی و مشروعیتی است. آن‌ها می‌بینند که کشورهای منطقه دیگر مانند گذشته سایه‌ آمریکا را تنها راه نجات نمی‌بینند و به تدریج در حال کشف این حقیقت هستند که امنیت پایدار در گرو تفاهم با همسایگان و نه تکیه به قدرت‌های بیگانه است.
‌بنابراین، واقعی‌ترین ارزیابی این است که تنش‌های فعلی را نه به عنوان پیش‌درآمدی بر یک نابودی بلکه به عنوان دردهای زایمان برای ظهور نظم جدیدی در منطقه ببینیم. مسیری که پیش رو داریم، بدون چالش نیست و نیاز به صبری استراتژیک و هوشیاری دارد اما تاریخ گواه است که هرگاه دشمن به اوج استیصال رسیده، یک گام به سقوط نزدیک‌تر شده است.
‌امروز در لبه‌ یک تغییر بزرگ ایستاده‌ایم؛ تغییری که در آن منطق وحشت جای خود را به منطق حق خواهد داد و تکیه بر بصیرت، ما را از هرگونه خطای محاسباتی مصون می‌دارد. پیروزی در این نبرد پیش از آنکه در میدان باشد، در ذهن‌ها رقم خورده است.
10 صفحه اول