استثنائاً 4 سریال خوب!
موج تازه سریالهای خوب به نمایش خانگی رسیدنویسنده: مصطفی قاسمیان
مترجم:
مدتها بود که بازار نمایش خانگی از کمبود سریالهای باکیفیت رنج میبرد و در ماههای گذشته، آثار متعددی به پلتفرمها آمدند، اما تعداد مجموعههایی که هم از نظر کیفیت ساخت رضایتبخش باشند و هم بتوانند طیف گستردهای از مخاطبان را جذب کنند، چندان زیاد نبود. «بدنام» به رغم مخاطب قابل توجه، اثر ضعیف و قابل نقدی از آب درآمد، «بامداد خمار» از معدود آثار پربیننده و قابل توجه تابستان بود، «کنکل» هم با وجود کیفیت قابل قبول، به دلیل انتشار قبلی، نمیتوانست در شمار محصولات تازه این دوره قرار بگیرد. «نیمرخ» نتوانست به استانداردهای کیفی مطلوب برسد، «کوری» از نیمه راه افت کرد و «اعتراف میکنم» نیز با وجود ارزشهایش، توجه گستردهای برنینگیخت. «کلاغ» هم با وجود برخورداری از گروهی از طرفداران، بیشتر با انتقاد روبهرو شد و نتوانست به اثری فراگیر و رضایتبخش برای عموم مخاطبان تبدیل شود. در چنین شرایطی، رسیدن چند مجموعه تازه با ویژگیهای متفاوت، میتواند نشانهای از تغییر وضعیت نمایش خانگی باشد و همزمانی انتشار این مجموعهها، پس از دورهای که انتخابهای محدودتری پیش روی مخاطبان قرار داشت، اتفاقی قابل توجه است.
«یل» در ادامه «پوست شیر»
«یل» از آن دسته مجموعههایی است که از همان ابتدا میتوان شباهتهایی میان آن و یکی از موفقترین تجربههای نمایش خانگی در سالهای اخیر، یعنی «پوست شیر» پیدا کرد. از جنس داستان و انتخاب بازیگران گرفته تا شیوه تصویربرداری و حتی هویت تبلیغاتی، به نظر میرسد سازندگان این سریال به دنبال نزدیک شدن به الگویی هستند که پیشتر توانسته بود مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند. «یل» از نظر کیفیت ساخت، مجموعهای خوشساخت به نظر میرسد. حضور بازیگران مشهور و محبوب، بازیهای قابل قبول و طرح مسئلهای که از همان قسمتهای ابتدایی مخاطب را درگیر میکند، از جمله عواملی هستند که به استقبال از این سریال کمک کردهاند. داستان از یک طرف با سرنوشت دختربچهای شیرین و آسیبپذیر سروکار دارد که قربانی تعرض و جنایتی هولناک شده و جانش در خطر است و از طرف دیگر، مردی درستکار را مقابل مخاطب قرار میدهد که به دلیل همین ماجرا بازداشت شده و ممکن است بابت جرمی که مرتکب نشده، مجازات شود. این موقعیت داستانی، ظرفیت زیادی برای ایجاد تعلیق و برانگیختن احساسات مخاطب دارد. تماشاگر از یک سو نگران سرنوشت کودک است و از سوی دیگر، با بیعدالتی احتمالی در حق مردی روبهرو میشود که در معرض اتهامی سنگین قرار گرفته است. به این ترتیب، قصه همزمان دو مسیر احساسی را دنبال میکند و میتواند مخاطب را برای پیگیری قسمتهای بعدی مشتاق نگه دارد. با این حال، همین انتخاب داستانی ممکن است برای بخشی از تماشاگران به مانعی جدی تبدیل شود؛ چراکه پرداختن به تعرض به یک کودک و قرار دادن او در موقعیتی تا این اندازه تلخ، به مخاطبان فشار روانی میدهد. «یل» جمعهها ظهر از پلتفرم فیلمنت منتشر میشود و تاکنون 3 قسمت از آن در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.
«سرخ و سیاه» مدعی جدی پاییز
اگر قرار باشد از میان مجموعههای تازه نمایش خانگی، عنوانی را بهعنوان یکی از جدیترین مدعیان موفقیت در پاییز امسال معرفی کنیم، «سرخ و سیاه» یکی از گزینههای اصلی خواهد بود. این مجموعه عاشقانه که داستانش در بستر تاریخ روایت میشود، از همان قسمتهای ابتدایی نشان داده است که در بخشهای مختلف تولید، از داستانپردازی و طراحی صحنه و لباس گرفته تا انتخاب بازیگران و اجرای نقشها، به کیفیت توجه داشته است. از جمله امتیازهای سریال، برخورداری از گروه بازیگری مناسب و فضاسازی متناسب با قصه است. سابقه سازندگان مجموعه هم در جلب اعتماد مخاطب بیتأثیر نیست. گروهی که پیشتر سریال «در انتهای شب» را ساخته بودند، با تجربه موفق آن اثر، بخشی از اعتماد مخاطبانی را با خود همراه دارند که برای انتخاب سریال تازه به سابقه تولیدکنندگان توجه میکنند. «سرخ و سیاه» که اثری تلخ و واقعگرا محسوب میشود، جمعهها صبح از پلتفرم فیلیمو به انتشار میرسد. تاکنون 2 قسمت از این مجموعه به نمایش درآمده و این سریال نیز مانند اثر قبلی سازندگانش، در قالب یک مینیسریال 11 قسمتی عرضه میشود.

قصههای ساده «تاکسی» از دل زندگی
«تاکسی» در میان مجموعههای تازه نمایش خانگی، مسیر متفاوتی را دنبال میکند. داستان سریال حول یک تاکسی قدیمی میگذرد که علی مصفا رانندگی آن را بر عهده دارد و در هر قسمت، مسافر تازهای با ماجرایی متفاوت وارد آن میشود. این مجموعه بهعنوان پروژه تازهای از سروش صحت شناخته میشود، هرچند کارگردانی آن را حسن نوری بر عهده دارد؛ فیلمسازی که سابقه دستیاری صحت را در آثار قبلی او داشته. از سوی دیگر، نگارش سریال به ایمان صفایی سپرده شده؛ همکار همیشگی صحت در نویسندگی.
همین ترکیب باعث میشود که با وجود تفاوت در جایگاه کارگردان، بتوان «تاکسی» را از نظر جهان داستانی و جنس شوخیها، به آثار سروش صحت نزدیک دانست. قسمت نخست سریال نیز نشانههایی از همین حالوهوا را داشت. برخلاف مجموعههایی که برای جذب مخاطب، از همان ابتدا به سراغ گرههای پیچیده، رازهای بزرگ یا اتفاقات غیرمنتظره میروند، «تاکسی» قصهای ساده و آشنا را روایت میکند؛ موقعیتی که بیشتر از آن که به یک ماجرای استثنایی شباهت داشته باشد، یادآور اتفاقات روزمره زندگی است. همین سادگی میتواند برای مخاطبی که از داستانهای پرتنش و ملودرامهای تلخ فاصله میگیرد، جذاب باشد. ساختار اپیزودیک سریال در کنار زمان حدود 30 دقیقهای هر قسمت، «تاکسی» را به گزینهای متفاوت در میان سریالهای بلندتر نمایش خانگی تبدیل میکند. در روزهای گذشته، برخی از احتمال ارتباط ایده سریال با نوشتهها و تجربههای تاکسینویسی سروش صحت صحبت کردهاند که البته به صورت رسمی اعلام نشده. «تاکسی» دوشنبهشبها و چهارشنبهشبها از پلتفرم شیدا منتشر میشود و قسمت دوم آن قرار بود دیشب به نمایش درآید.

بازگشت یک قهرمان انیمیشنی
در میان مجموعههای تازه، «بچه زرنگ: گروه نجات جنگل» جایگاه متفاوتی دارد؛ چراکه با یک اثر مستقل روبهرو نیستیم، بلکه این سریال ادامه جهان داستانی انیمیشن سینمایی موفق «بچه زرنگ» است. این اسپینآف در 52 قسمت تولید شده و ساخت آن نیز از مدتها پیش در جریان بوده است. در داستان این مجموعه، «محسن» همراه خانوادهاش برای سه ماه به محلی در نزدیکی جنگل ابر و محل زندگی «ببری» نقل مکان میکند. این موقعیت، امکان ادامه ماجراجوییهای شخصیتهای آشنا را فراهم میآورد و در عین حال، جهان داستانی اثر را به محیطی تازه گسترش میدهد. با این حال، قسمت نخست نشان میدهد که انتقال یک انیمیشن سینمایی به قالب سریال، لزوماً به حفظ تمام ویژگیهای نسخه اصلی منجر نمیشود. غیبت بعضی از صداپیشگان، بهویژه هومن حاجیعبداللهی که صداپیشگی یکی از دو شخصیت اصلی را بر عهده داشت، در کنار نبود هدایت هاشمی، از جمله تغییراتی است که میتواند بر جذابیت اثر تأثیر بگذارد. صداپیشگی در انیمیشن، بهخصوص هنگامی که مخاطب با شخصیتها خاطره دارد، بخشی مهم از هویت آنهاست و تغییر در این بخش ممکن است بر ارتباط تماشاگر با نسخه تازه اثر بگذارد.
از نظر کارگردانی، فیلم نامه و متحرکسازی نیز قسمت نخست، دستکم در مقایسه با انیمیشن سینمایی «بچه زرنگ»، کیفیت پایینتری دارد. به نظر میرسد اثر در قالبی تلویزیونیتر تولید شده و آن استاندارد کیفی که نسخه سینمایی را به تجربهای قابل توجه در انیمیشن ایران تبدیل کرده بود، در این جا به همان اندازه دیده نمیشود. با وجود این، «بچهزرنگ: گروه نجات جنگل» همچنان میتواند برای مخاطبان کودک جذاب باشد. این سریال از پنج شنبه هفته گذشته در پلتفرم فیلمنت منتشر شده و هر هفته دو قسمت از آن در دسترس مخاطبان قرار میگیرد.
«یل» در ادامه «پوست شیر»
«یل» از آن دسته مجموعههایی است که از همان ابتدا میتوان شباهتهایی میان آن و یکی از موفقترین تجربههای نمایش خانگی در سالهای اخیر، یعنی «پوست شیر» پیدا کرد. از جنس داستان و انتخاب بازیگران گرفته تا شیوه تصویربرداری و حتی هویت تبلیغاتی، به نظر میرسد سازندگان این سریال به دنبال نزدیک شدن به الگویی هستند که پیشتر توانسته بود مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند. «یل» از نظر کیفیت ساخت، مجموعهای خوشساخت به نظر میرسد. حضور بازیگران مشهور و محبوب، بازیهای قابل قبول و طرح مسئلهای که از همان قسمتهای ابتدایی مخاطب را درگیر میکند، از جمله عواملی هستند که به استقبال از این سریال کمک کردهاند. داستان از یک طرف با سرنوشت دختربچهای شیرین و آسیبپذیر سروکار دارد که قربانی تعرض و جنایتی هولناک شده و جانش در خطر است و از طرف دیگر، مردی درستکار را مقابل مخاطب قرار میدهد که به دلیل همین ماجرا بازداشت شده و ممکن است بابت جرمی که مرتکب نشده، مجازات شود. این موقعیت داستانی، ظرفیت زیادی برای ایجاد تعلیق و برانگیختن احساسات مخاطب دارد. تماشاگر از یک سو نگران سرنوشت کودک است و از سوی دیگر، با بیعدالتی احتمالی در حق مردی روبهرو میشود که در معرض اتهامی سنگین قرار گرفته است. به این ترتیب، قصه همزمان دو مسیر احساسی را دنبال میکند و میتواند مخاطب را برای پیگیری قسمتهای بعدی مشتاق نگه دارد. با این حال، همین انتخاب داستانی ممکن است برای بخشی از تماشاگران به مانعی جدی تبدیل شود؛ چراکه پرداختن به تعرض به یک کودک و قرار دادن او در موقعیتی تا این اندازه تلخ، به مخاطبان فشار روانی میدهد. «یل» جمعهها ظهر از پلتفرم فیلمنت منتشر میشود و تاکنون 3 قسمت از آن در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.
«سرخ و سیاه» مدعی جدی پاییز
اگر قرار باشد از میان مجموعههای تازه نمایش خانگی، عنوانی را بهعنوان یکی از جدیترین مدعیان موفقیت در پاییز امسال معرفی کنیم، «سرخ و سیاه» یکی از گزینههای اصلی خواهد بود. این مجموعه عاشقانه که داستانش در بستر تاریخ روایت میشود، از همان قسمتهای ابتدایی نشان داده است که در بخشهای مختلف تولید، از داستانپردازی و طراحی صحنه و لباس گرفته تا انتخاب بازیگران و اجرای نقشها، به کیفیت توجه داشته است. از جمله امتیازهای سریال، برخورداری از گروه بازیگری مناسب و فضاسازی متناسب با قصه است. سابقه سازندگان مجموعه هم در جلب اعتماد مخاطب بیتأثیر نیست. گروهی که پیشتر سریال «در انتهای شب» را ساخته بودند، با تجربه موفق آن اثر، بخشی از اعتماد مخاطبانی را با خود همراه دارند که برای انتخاب سریال تازه به سابقه تولیدکنندگان توجه میکنند. «سرخ و سیاه» که اثری تلخ و واقعگرا محسوب میشود، جمعهها صبح از پلتفرم فیلیمو به انتشار میرسد. تاکنون 2 قسمت از این مجموعه به نمایش درآمده و این سریال نیز مانند اثر قبلی سازندگانش، در قالب یک مینیسریال 11 قسمتی عرضه میشود.

قصههای ساده «تاکسی» از دل زندگی
«تاکسی» در میان مجموعههای تازه نمایش خانگی، مسیر متفاوتی را دنبال میکند. داستان سریال حول یک تاکسی قدیمی میگذرد که علی مصفا رانندگی آن را بر عهده دارد و در هر قسمت، مسافر تازهای با ماجرایی متفاوت وارد آن میشود. این مجموعه بهعنوان پروژه تازهای از سروش صحت شناخته میشود، هرچند کارگردانی آن را حسن نوری بر عهده دارد؛ فیلمسازی که سابقه دستیاری صحت را در آثار قبلی او داشته. از سوی دیگر، نگارش سریال به ایمان صفایی سپرده شده؛ همکار همیشگی صحت در نویسندگی.
همین ترکیب باعث میشود که با وجود تفاوت در جایگاه کارگردان، بتوان «تاکسی» را از نظر جهان داستانی و جنس شوخیها، به آثار سروش صحت نزدیک دانست. قسمت نخست سریال نیز نشانههایی از همین حالوهوا را داشت. برخلاف مجموعههایی که برای جذب مخاطب، از همان ابتدا به سراغ گرههای پیچیده، رازهای بزرگ یا اتفاقات غیرمنتظره میروند، «تاکسی» قصهای ساده و آشنا را روایت میکند؛ موقعیتی که بیشتر از آن که به یک ماجرای استثنایی شباهت داشته باشد، یادآور اتفاقات روزمره زندگی است. همین سادگی میتواند برای مخاطبی که از داستانهای پرتنش و ملودرامهای تلخ فاصله میگیرد، جذاب باشد. ساختار اپیزودیک سریال در کنار زمان حدود 30 دقیقهای هر قسمت، «تاکسی» را به گزینهای متفاوت در میان سریالهای بلندتر نمایش خانگی تبدیل میکند. در روزهای گذشته، برخی از احتمال ارتباط ایده سریال با نوشتهها و تجربههای تاکسینویسی سروش صحت صحبت کردهاند که البته به صورت رسمی اعلام نشده. «تاکسی» دوشنبهشبها و چهارشنبهشبها از پلتفرم شیدا منتشر میشود و قسمت دوم آن قرار بود دیشب به نمایش درآید.

بازگشت یک قهرمان انیمیشنی
در میان مجموعههای تازه، «بچه زرنگ: گروه نجات جنگل» جایگاه متفاوتی دارد؛ چراکه با یک اثر مستقل روبهرو نیستیم، بلکه این سریال ادامه جهان داستانی انیمیشن سینمایی موفق «بچه زرنگ» است. این اسپینآف در 52 قسمت تولید شده و ساخت آن نیز از مدتها پیش در جریان بوده است. در داستان این مجموعه، «محسن» همراه خانوادهاش برای سه ماه به محلی در نزدیکی جنگل ابر و محل زندگی «ببری» نقل مکان میکند. این موقعیت، امکان ادامه ماجراجوییهای شخصیتهای آشنا را فراهم میآورد و در عین حال، جهان داستانی اثر را به محیطی تازه گسترش میدهد. با این حال، قسمت نخست نشان میدهد که انتقال یک انیمیشن سینمایی به قالب سریال، لزوماً به حفظ تمام ویژگیهای نسخه اصلی منجر نمیشود. غیبت بعضی از صداپیشگان، بهویژه هومن حاجیعبداللهی که صداپیشگی یکی از دو شخصیت اصلی را بر عهده داشت، در کنار نبود هدایت هاشمی، از جمله تغییراتی است که میتواند بر جذابیت اثر تأثیر بگذارد. صداپیشگی در انیمیشن، بهخصوص هنگامی که مخاطب با شخصیتها خاطره دارد، بخشی مهم از هویت آنهاست و تغییر در این بخش ممکن است بر ارتباط تماشاگر با نسخه تازه اثر بگذارد.
از نظر کارگردانی، فیلم نامه و متحرکسازی نیز قسمت نخست، دستکم در مقایسه با انیمیشن سینمایی «بچه زرنگ»، کیفیت پایینتری دارد. به نظر میرسد اثر در قالبی تلویزیونیتر تولید شده و آن استاندارد کیفی که نسخه سینمایی را به تجربهای قابل توجه در انیمیشن ایران تبدیل کرده بود، در این جا به همان اندازه دیده نمیشود. با وجود این، «بچهزرنگ: گروه نجات جنگل» همچنان میتواند برای مخاطبان کودک جذاب باشد. این سریال از پنج شنبه هفته گذشته در پلتفرم فیلمنت منتشر شده و هر هفته دو قسمت از آن در دسترس مخاطبان قرار میگیرد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


