تولد در هیاهو، سکوت در جنگ
با نگاهی به وزنِ «صفرِ» سیاستمداران مجازی ،3میدانِ سیاستمدارِ واقعی در زمان جنگ را ترسیم کردیمنویسنده: مهدی نجفی
مترجم:
جنگها و ابربحرانها، فارغ از ابعاد نظامی، بزرگترین و بیرحمترین ترازوی سنجش هستند. در روزهای عادی و ثبات، میتوان با پولپاشی، رپورتاژهای سفارشی، ارتش سایبری و غوغاسالاری رسانهای، از یک «بلاگر یا مجری» تصویر یک «سیاستمدار شجاع» را به افکار عمومی قالب کرد. اما تاریخ ثابت کرده است که در پهنه گیتی، وزن واقعی آدمها در زمان صلح مشخص نمیشود؛ عیار یک مرد جنگی در میدان و وزن یک سیاستمدار در نقطه اوج بحران عیان میگردد.
تولد در هیاهو، سکوت در شیپور جنگ
کنشگری برخی مدعیان سیاست را در سالهای اخیر بررسی کنید؛ همانهایی که تا پیش از جنگ، حیات خود را منحصراً در داد و قالهای مجازی و دوقطبیسازیهای اجتماعی میدیدند.در همین ایام، میشد بهروشنی دید که برخی چهرهها که در روزهای عادی با برگزاری نشستهای پرزرقوبرق در پی تثبیت جایگاه تشکیلاتی خود بودند، یا آنهایی که با تریبونهای رسمی و غیررسمی سالها در نقش مجری-سیاستمدار ظاهر شده و از هر موضوعی سکوی پرش سیاسی ساخته بودند، یا حتی آنهایی که تمام سرمایه سیاسیشان را بر موجسواری روی تنشهای مقطعی و تخریب رقبای حاکمیتی بنا کرده بودند، در لحظه آزمون بزرگ جنگ، عملاً در حاشیه مطلق قرار گرفتند.اما جنگ اخیر و روزهای ملتهب کشور، یک فرصت تاریخی بود تا مردم ببینند این مدعیان چند مرده حلاجاند و چقدر میارزند. برای فهم وزن این افراد، ابتدا باید بپرسیم یک سیاستمدار واقعی در دوران جنگ چه خدمتی به کشورش میکند؟
3 میدانِ سیاستمدارِ واقعی در زمان بحران
یک سیاستمدار با مبانی در شرایط جنگی، حداقل در یکی از این سه جبهه اثرگذار است: میدان رزم و مسئولیتپذیری:جایی که سیاستمدار کتوشلوار اتوکشیده را درمیآورد، لباس رزم به تن میکند و دوشادوش نیروهای مسلح در خط مقدم یا اتاق جنگ میایستد؛ کما این که در بحرانهای اخیر، این حضور شجاعانه را حتی در سطح سران قوا و دیپلماتهای ارشد کشور دیدیم. میدان معیشت و تابآوری: جایی که سیاستمدار از ظرفیت علمی و اجرایی خود برای مدیریت بحرانهای داخلی استفاده میکند؛ به زنجیره تأمین و تولید کالاهای اساسی کمک میکند و برای دور زدن تحریمها و محاصرهها، راهکارهای واقعی و عملیاتی روی میز میگذارد.میدان روایت و دیپلماسی رسانهای: جایی که سیاستمدار با کنشگری بینالمللی، فریاد مظلومیت و اقتدار ایران میشود. چه در عرصه رسمی (مانند ابتکار منوچهر متکی با به همراه داشتن کیف کودکان میناب در نشست APA که رسانههای جهان را تکان داد) و چه در عرصه مجازی (مانند چالشهای توئیتری ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی، با مشاور ترامپ بر سر قدرت موشکی ایران). حتی در سطحی دیگر، کنشگریهای هوشمندانه چهرههایی چون شهید علی لاریجانی یا محمدباقر قالیباف نشان داد که گاهی با یک موضعگیری موثر، یک توئیت یا پاسخ بهموقع، میتوان میلیونها بازدیدکننده جهانی را متوجه مواضع مقتدرانه ایران عزیز کرد.
کارنامه فیکها: عددِ مطلقِ صفر!
اما کارنامه آن دکانداران سیاسی و لیدرهای جریانات مجازی در این سه میدان چه بود؟ «صفر» به معنای واقعی کلمه! اما بشنوید از پرده دوم این تراژدی؛ به محض اینکه غبار جنگ خوابید، دوباره سر و کله این مدعیان پیدا شد! اما اینبار نه برای کمک به بازسازی و یاری رساندن به مسئولان، بلکه برای «سهمخواهی» و «تقسیم غنایم»!
آنها تریبونهای خیابانی و رسانهای را قبضه کردند و با حرفهای خوشآبورنگ اما به غایت پوچ، شروع به تاختن به مسئولان و فرماندهان میدان کردند. این رفتار، مصداق بارز و مشمئزکننده «مردهخواری سیاسی» است. کسانی که در زمان خطر روزه سکوت میگیرند و در زمان آرامش، برای بافتن کلاهی از نمد دستاوردهای ملی، دوقطبیسازی میکنند.این مردهخواران سیاسی درست در نقطه مقابل تأکیدات و نصایح صریح ولیفقیه حرکت میکنند که انسجام، وحدت و همدلی را ضرورت عبور از گردنههای سخت پس از جنگ میدانند. کار این جریان، ناامید کردن مردم و خنجر زدن از پشت به کسانی است که سینه خود را جلوی گلوله دشمن سپر کردند.
جنگها آینه تمامنمای حقیقتاند. در این آینه، غبارِ رپورتاژها و ارتشهای سایبری کنار میرود و وزن واقعی افراد مشخص میشود؛ وزنی که برای کاسبان و مردهخواران سیاسی، همیشه «صفر» است، حتی اگر گوش آسمان را با شعارهای خود کر کرده باشند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


