روایت یک حسادت چالشبرانگیز
نقد و بررسی نمایش «قضاوت گذرا» که این روزها روی صحنه تئاتر مشهد استنویسنده: احمد صبریان
مترجم:
این روزها تماشاخانه فردوس مشهد، میزبان نمایش «قضاوت گذرا یا اعترافات آقای کی نه» است که پس از یک سال تلاش کارگردان و تمرین بازیگران، به روی صحنه رفته است. این نمایش به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا امیری، برداشتی آزاد از کتاب «هابیل و چند داستان دیگر» اثر «میگوئل د اونا مونو»، نویسنده اسپانیایی است که خاطرات «دکتر کی نه» را در واپسین دم زندگی و در مرز میان خواب و بیداری مرور میکند.
حسادت؛ آغاز یک فاجعه
«قضاوت گذرا» داستان دو دوست را روایت میکند که اصالت، هوش و مهربانی یکی از آنها، حسادت دیگری را برمیانگیزد و این حسادت، بهتدریج بحران، کشمکش و درنهایت فاجعهای را رقم میزند. نمایش پرسشهایی جدی و چالشبرانگیز درباره انسان و زندگی مطرح میکند: آیا انسانها باید معمولی باشند تا سبب کینه و حسادت دیگران نشوند؟ یا چرا فرصتها برای شادیهای عمیق در زندگی پایدار نمیماند؟
خردهروایتهایی که عمیق نمیشوند
یکی از دیالوگهای قابل تأمل نمایش، صحنهای است که بازیگر نقش روزنامهنگار خطاب به شخصیت اصلی (کی نه) میگوید: «شما داستانی از خودتون و از زندگی ندارین؟ مردم عاشق داستانهای خوبن.» این دیالوگ را میتوان کلیدواژهای برای ورود به لایههای پنهان نمایش دانست؛ خردهروایتهایی که میتوانند پنجرهای به جهان فکری اثر باشند، ولی متأسفانه در سطح باقی میمانند و در خدمت کلیت اثر قرار نمیگیرند و فقط به شکلی نمادین در حد تکگویی بازیگران، پاکت به سر، آواز نوازنده دورهگرد، حرکات مردی با شنل قرمز و... به روایت سنجاق میشوند.
رفت و آمد میان خاطرات
محمدرضا امیری، اجرایی سنجیده و هوشمندانه ارائه کرده و مخاطب را به یک برداشت مشخص محدود نمیکند؛ بلکه برای متن و اجرا وجهی شاعرانه در نظر گرفته است. وی با توجه به ساختار اثر و رفتوآمد میان خاطرات، خواب و بیداری، بدون ایجاد آشفتگی، مرز این جهانها را درهم میآمیزد. میزانسن مناسب، طراحی صحنه و لباس چشمنواز، موسیقی همخوان با فضای نمایش و طراحی نور و صدای هماهنگ، جهانی متفاوت و شاعرانه میآفرینند.
پرهیز از بازیهای جزیرهای
نقشآفرینی درخشان بازیگران از امتیازات انکارناپذیر نمایش «قضاوت گذرا» است. امیر نخاولی در نقش پدربزرگ، حمید غلامپور در نقش کی نه، احسان رضوی در نقش مرد بارانیپوش، حمید جندقی در نقش هاها و نازنین حسینی در نقش روزنامهنگار، بازیهایی تأثیرگذار ارائه و در کنار دیگر بازیگران، به انسجام اجرا کمک کردهاند. هماهنگی میان بازیگران باعث شده است نمایش در دام بازیهای جدا از هم و جزیرهای گرفتار نشود و شخصیتها در خدمت جهان کلی اثر قرار گیرند.
تعادل میان لذت تماشا و اندیشیدن
«قضاوت گذرا» اگرچه درباره موضوعاتی چون حسادت، بحران، کشمکش و فاجعه سخن میگوید، اما دستاورد نهایی آن تلخ نیست و به سبب فضای متفاوت و نگاه شاعرانه حاکم بر اثر، تماشاچی را با احساس خوشایندی از سالن بدرقه میکند؛ هر چند نمایش همچنان در ذهنش ادامه مییابد و او را به چالش میکشد. در تئاتر امروز این اتفاق کوچکی نیست که نمایشی هم بتواند مخاطب را سرگرم کند، هم او را به فکر وادارد و میان «لذت تماشا» و «اندیشیدن» تعادل ایجاد کند.
امکانات همیشه حرف نخست نیست
برای اجرای نمایش «قضاوت گذرا»، سالنی با ظرفیت ۶۰ تماشاچی ساخته شد. هر چند فضای صمیمی سالن فاصله میان بازیگر و تماشاچی را کاهش داده و مخاطب را در جهان نمایش شریک میکند. نمایش «قضاوت گذرا» را میتوان تجربهای اخلاقمدار و متفاوت در فضای تئاتر مشهد دانست؛ اجرایی که نشان میدهد برای خلق یک جهان تازه، همیشه به امکانات بسیار نیاز نیست؛ گاهی یک متن متفاوت، یک گروه مصمم و یک سالن کوچک کافی است تا تئاتر دوباره با مخاطبش صمیمی شود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


