ترمز سیاست بازی بر توسعه مشهد
در گفت و گو با علی حامدمقدم سخنگوی شهرداری مشهد در دوره سید محمد پژمان، به واکاوی اهمیت اقناع افکار عمومی در مدیریت شهری، راز محبوبیت شهرداران بین مردم، اختلافات فعلی شورا و برخی انتقادات به دوره سوم مدیریت شهری پرداختیمنویسنده: وحید تفریحی
مترجم:
مدیریت شهری فقط با ساختن پل و خیابان و بوستان سنجیده نمیشود؛ بخشی از کارنامه مدیران در ذهن مردم شکل میگیرد، جایی که پاسخگویی، صداقت و توان اقناع افکار عمومی تعیین میکند یک دوره مدیریتی چگونه در ذهن شهروندان آن شهر ماندگار شده است. علی حامدمقدم، سخنگوی شهرداری مشهد در دوره سیدمحمد پژمان، معتقد است فاصله گرفتن مدیریت شهری از مردم و رسانهها، به کاهش رضایت عمومی منجر شده و اختلافات و سیاستبازی نیز بیش از گذشته بر روند اداره شهر سایه انداخته است. او در گفتوگو با «خراسان» از راز محبوبیت شکلگرفته در دوره پژمان، ضرورت پاسخگویی مدیران، ریشه اختلافات شورای ششم و البته نقدهایی که به دوره مدیریت شهری خودشان وارد میشود، سخن گفته است که در ادامه مشروح این گفت و گو را می خوانید.
خراسان: گفت و گو را با اتکا به تجارب شما در حوزه مدیریت شهری آغاز کنیم؛ به نظر شما در مقطع کنونی، حال شهر مشهد در مقایسه با گذشته چگونه است؟
حامد مقدم: پاسخ اصلی به این پرسش را طبیعتاً باید از خود شهروندان دریافت کرد؛ یعنی این موضوع نیازمند نظرسنجی دقیق و پایش دیدگاه آحاد مردم است. با این حال، بنده بهعنوان یک شهروند از جامعه مشهد که با اقشار مختلف مردم و اصحاب رسانه ارتباط دارم، ارزیابیام این است که رضایتمندی عمومی از عملکرد مدیریت شهری در مقایسه با ادوار گذشته با افتی محسوس و قابلتوجه روبهرو شده است. البته این افت رضایت به معنای نادیده گرفتن زحمات دوستان یا فقدان کامل عملکرد قابلقبول نیست؛ اما در ساحت مدیریت شهری و در حوزه ارتباط با مردم، افکار عمومی و رسانهها، بایستی بسیار جدیتر، منسجمتر و دقیقتر عمل کرد. همانگونه که برای توسعه کالبدی و عمرانی شهر برنامهریزی میکنیم، باید برای توسعه ارتباط با مالکان واقعی شهر که همان مردم و شهروندان هستند نیز برنامهریزی مشخصی داشته باشیم. جلوه بارز این امر، پاسخگویی به رسانههاست؛ چراکه رسانهها نمایندگان افکار عمومی به شمار میروند. مدیران شهری، باید در قبال رسانهها پاسخگو باشند، نگاهی یکسویه به فضای رسانهای نداشته باشند و تعامل خود را تنها به رسانههای همسو محدود نکنند. سنجش میزان رضایت رسانهها از تعامل با مدیران شهری، خود محکی روشن برای ارزیابی حال امروز شهر است.
خراسان: 6 سال در دوران مدیریت آقای پژمان، سخنگو و بهنوعی نفر دوم حوزه مدیریت شهری در بخش افکار عمومی بودید. یکی از ویژگیهای بارز آن مقطع، پیوند نزدیک شهروندان با مدیریت شهری بود، بهطوریکه هنوز پس از گذشت ادوار مختلف، وقتی با مردم سخن گفته میشود، از این دوره شهرداری بهعنوان دورهای موفق یاد میکنند. راز این محبوبیت در چه بود؟
حامدمقدم: در آن دوره، اقدامات صورتگرفته تماماً بر مبنای نیازهای واقعی مردم پایهریزی میشد. در مجموعه شهرداری سازوکار مستمری برای نیازسنجی وجود داشت و هر طرح و برنامهای اعم از عمرانی، خدماتی یا فرهنگی، متناسب با نیازهای عینی، ذائقه و مطالبات شهروندان تدوین و پیگیری میشد. علاوه بر این، در آن مقطع ارتباطی دقیق، ساختارمند و مستمر با اقشار گوناگون جامعه برقرار بود، هدف اصلی، پیوند مؤثر با گروههای مرجع اجتماعی بود تا خدمات و اقدامات انجامشده بهدرستی به اطلاع آنان برسد. وقتی این پیوند ارتباطی گسسته یا کمرنگ شود، فضا برای شکلگیری شایعات مهیا میشود؛ بهویژه در شرایط حساس کنونی کشور که رسانههای معاند بهصورت مستمر در حال تبلیغات منفی هستند تا کارآمدی مسئولان و نظام جمهوری اسلامی را زیر سؤال ببرند. معتقدم اگر مدیری در مسند مدیریت شهری امروز به پرسشهای رسانهها بهموقع پاسخ ندهد و ارتباطی شایسته با مردم برقرار نکند، ناخواسته به اهداف دشمن کمک کرده است. بیتردید کار باید برای رضای خدا باشد، اما همان خدمت باید بهصورت شفاف، صحیح، کامل و بهموقع به آگاهی مردم برسد؛ در غیر این صورت، ذهنیت منفی ایجاد خواهد شد. باید با مردم روراست بود، بگوییم چه کارهایی انجام شده، درآمدهای حاصل از عوارض در کجا هزینه شده و چه تغییری در بهبود کیفیت زندگی شهروندان پدید آورده است. اگر خطایی رخ داده، صادقانه عذرخواهی شود و اگر اقدام مؤثری شکل گرفته، مستند و روشن بازگو شود.
خراسان: اعتماد میان مردم و مدیریت شهری در دوره سوم مدیریت شهری تا چه اندازه عمیق بود و سازوکار شکلگیری این اعتماد چگونه طراحی شده بود؟
حامدمقدم: رکن بنیادین شکلگیری آن سرمایه اجتماعی و اعتماد، صداقت بود. زمانی که مدیر شهری وعده میداد پروژهای ظرف ۱۵ ماه به بهرهبرداری میرسد، رأس موعد ۱۵ماهه احداث و تحویل میشد. اگر هم پروژه ای به تاخیر می افتاد ، صراحتا شهردار عذرخواهی می کرد. مردم تحقق وعدهها را با تمام وجود حس و لمس میکردند؛ میدیدند که پلی احداث شده، فرهنگسرایی بنا گردیده یا فضای سبزی ایجاد شده است. وقتی شهروندان بهطور عینی و ملموس میبینند مدیری در تمامی حوزهها برای توسعه و ارتقای شهر در حال تلاش است، این ادراک ملموس مستقیماً به رضایتمندی و در نهایت به اعتماد عمومی بدل میشود.
خراسان: در ادوار مختلف مدیریت شهری و شوراهای اسلامی شهر، کمتر شاهد بروز اختلافات شدید درونشورایی و تسری تنشها به سطح جامعه بودیم. با این حال، در شورای ششم این اختلافات تشدید شده و پیامدهای آن در جامعه کاملاً محسوس و مشهود است؛ رخدادی که متأسفانه سبب شده بسیاری از اقدامات مثبت این دوره نیز زیر سایه این تنشها گم شود. چه تحلیلی از ریشههای این وضعیت دارید؟
حامدمقدم: ریشه این آسیب و در واقع این گره کور را باید در افتادن به ورطه سیاستبازی جستوجو کرد. در آسیبشناسی مدیریت اجرایی کشور، متأسفانه مسئله سیاستبازی و سهمخواهیِ باندی، بسیار پررنگ شده است؛ بهگونهای که افراد، دفاع از منافعِ باند، جناح و طیف خودشان را بر مصلحتِ واقعیِ شهر و مصالح کلان ترجیح میدهند. وقتی که اولویت یک عضو شورا یا یک مدیر، حفظ جایگاه طیف خودش یا غلبه بر طیف رقیب باشد، طبیعی است که شهر و مردم به حاشیه میرود. وحدت شعار نیست؛ وحدت در عمل یعنی وقتی میبینی اختلافی بین همکارانت ایجاد شده، برای حفظ مصلحت مردم کوتاه بیایی. وقتی میبینی دامن زدن به یک تنش، باعث ناامیدی شهروندان میشود، باید جلوی این تنش را بگیری. متأسفانه در شورای ششم، این نگاه کلان شهری جای خودش را به اصطکاکهای درونگروهی داد. مردم هم که هوشمندند؛ مردم وقتی میبینند بهجای این که وقت شورا صرف گرهگشایی از پروژههای عمرانی یا تسهیل امور شهری شود، صرف درگیریهای لفظی و حاشیههای سیاسی شده، طبیعی است که اعتمادشان خدشهدار میشود. بزرگترین هزینه این اختلافات، گم شدن خدمات است. شهرداری و مدیریت شهری، اقدامات خوبی هم انجام داده که متأسفانه زیر سایه همین اخبار منفی و حاشیههایی که خود اعضا ایجاد میکنند، دفن شده است.
خراسان: یکی از انتقادات جدی به دوره مدیریت آقای پژمان، اتفاقاتی بود که در بافت اطراف حرم رقم خورد. طرح وقت نوسازی و بهسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی در این دوره شتاب و جنبه عملیاتی گستردهای به خود گرفت، از دیدگاه منتقدان، این طرح آسیبهای جدی به بافت فرهنگی، اجتماعی و هویتی پیرامون حرم وارد کرد و تبعات حقوقی آن در حوزه حقوق مکتسبه هنوز پابرجاست. پاسخ شما به این نقدها چیست؟
حامد مقدم: نگاه به این موضوع مانند ماجرای نیمهپر و نیمهخالی لیوان است. بیتردید در دوره مدیریت شهری مورد بحث نیز نقدهایی مطرح است که برخی از آنها وارد و برخی دیگر غیرمنصفانه است. ما نیز میپذیریم که پارهای از انتقادات بهجاست. در فعالیتهای اجرایی گسترده، بروز خطاهای سهوی یا مواجهه با پیامدهای پیشبینینشدهای که در مقام اجرا ناگزیر تحمیل میشود، تا یک حد معین طبیعی است و تنها از یک درصدی به بالا غیرطبیعی قلمداد میشود. تصور بنده این است که ایرادات موجود، در همان چارچوب خطای طبیعی اقدامات اجرایی بزرگ میگنجد. اما درباره مصداق بافت پیرامون حرم مطهر، پرسش همیشگی ما از منتقدان این است که طرح جایگزین شما چیست؟ اگر میفرمایید این طرح اشتباه، آسیبزا و ناکارآمد بوده، بفرمایید آلترناتیو و برنامه جایگزین روی زمین چه بود؟ ما که نمیتوانستیم در خلأ تصمیم بگیریم و عمل کنیم. طرح بافت پیرامون حرم مطهر بر این فرض استوار بود که نوسازی و تملک بافتهای فرسوده از طریق مدل اقتصادی خوداتکا و فروش کاربریهای تجاری و اقامتی پیش برود. منتقدان میگویند این مدل تجاریسازی به هویت بافت آسیب زده است؛ بسیار خب، اما آیا دولت حاضر شد بودجهای اختصاص دهد؟ در بسیاری از کشورهای جهان، بازآفرینی بافتهای فرسوده از محل بودجههای عمومی کشور تأمین مالی میشود و نیازی نیست پروژه بار مالی خود را با تراکمفروشی و ساخت مجتمعهای تجاری تأمین کند. نکته مهمتر این که سیاستگذار این طرح، شهرداری نبود، طرح مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری کشور بود و شهرداری در مقام مجری انجام وظیفه میکرد. شهرداری بارها پیشنهاد داد که اعتبارات لازم برای تملکهای سنگین بافت اطراف حرم از محل درآمدهای ملی، نفت و مالیات عمومی تأمین شود، اما چه میزان از این بودجهها توسط دولت پرداخت شد؟ وقتی دولت اعتباری اختصاص نمیدهد، آیا راهکاری جز تأمین مالی از طریق ایجاد کاربریهای اقتصادی باقی میماند؟ در شرایطی که امکان تأمین بودجه از منابع ملی وجود نداشت، مدیریت شهری در مقام تصمیمگیری اجرایی ناچار بود میان گزینههای موجود دست به انتخاب بزند. نشستن در بیرون گود آسان است، اما در میدان عمل باید پاسخ داد که راهکار عملی چه بود؟
خراسان: گفت و گو را با اتکا به تجارب شما در حوزه مدیریت شهری آغاز کنیم؛ به نظر شما در مقطع کنونی، حال شهر مشهد در مقایسه با گذشته چگونه است؟
حامد مقدم: پاسخ اصلی به این پرسش را طبیعتاً باید از خود شهروندان دریافت کرد؛ یعنی این موضوع نیازمند نظرسنجی دقیق و پایش دیدگاه آحاد مردم است. با این حال، بنده بهعنوان یک شهروند از جامعه مشهد که با اقشار مختلف مردم و اصحاب رسانه ارتباط دارم، ارزیابیام این است که رضایتمندی عمومی از عملکرد مدیریت شهری در مقایسه با ادوار گذشته با افتی محسوس و قابلتوجه روبهرو شده است. البته این افت رضایت به معنای نادیده گرفتن زحمات دوستان یا فقدان کامل عملکرد قابلقبول نیست؛ اما در ساحت مدیریت شهری و در حوزه ارتباط با مردم، افکار عمومی و رسانهها، بایستی بسیار جدیتر، منسجمتر و دقیقتر عمل کرد. همانگونه که برای توسعه کالبدی و عمرانی شهر برنامهریزی میکنیم، باید برای توسعه ارتباط با مالکان واقعی شهر که همان مردم و شهروندان هستند نیز برنامهریزی مشخصی داشته باشیم. جلوه بارز این امر، پاسخگویی به رسانههاست؛ چراکه رسانهها نمایندگان افکار عمومی به شمار میروند. مدیران شهری، باید در قبال رسانهها پاسخگو باشند، نگاهی یکسویه به فضای رسانهای نداشته باشند و تعامل خود را تنها به رسانههای همسو محدود نکنند. سنجش میزان رضایت رسانهها از تعامل با مدیران شهری، خود محکی روشن برای ارزیابی حال امروز شهر است.
خراسان: 6 سال در دوران مدیریت آقای پژمان، سخنگو و بهنوعی نفر دوم حوزه مدیریت شهری در بخش افکار عمومی بودید. یکی از ویژگیهای بارز آن مقطع، پیوند نزدیک شهروندان با مدیریت شهری بود، بهطوریکه هنوز پس از گذشت ادوار مختلف، وقتی با مردم سخن گفته میشود، از این دوره شهرداری بهعنوان دورهای موفق یاد میکنند. راز این محبوبیت در چه بود؟
حامدمقدم: در آن دوره، اقدامات صورتگرفته تماماً بر مبنای نیازهای واقعی مردم پایهریزی میشد. در مجموعه شهرداری سازوکار مستمری برای نیازسنجی وجود داشت و هر طرح و برنامهای اعم از عمرانی، خدماتی یا فرهنگی، متناسب با نیازهای عینی، ذائقه و مطالبات شهروندان تدوین و پیگیری میشد. علاوه بر این، در آن مقطع ارتباطی دقیق، ساختارمند و مستمر با اقشار گوناگون جامعه برقرار بود، هدف اصلی، پیوند مؤثر با گروههای مرجع اجتماعی بود تا خدمات و اقدامات انجامشده بهدرستی به اطلاع آنان برسد. وقتی این پیوند ارتباطی گسسته یا کمرنگ شود، فضا برای شکلگیری شایعات مهیا میشود؛ بهویژه در شرایط حساس کنونی کشور که رسانههای معاند بهصورت مستمر در حال تبلیغات منفی هستند تا کارآمدی مسئولان و نظام جمهوری اسلامی را زیر سؤال ببرند. معتقدم اگر مدیری در مسند مدیریت شهری امروز به پرسشهای رسانهها بهموقع پاسخ ندهد و ارتباطی شایسته با مردم برقرار نکند، ناخواسته به اهداف دشمن کمک کرده است. بیتردید کار باید برای رضای خدا باشد، اما همان خدمت باید بهصورت شفاف، صحیح، کامل و بهموقع به آگاهی مردم برسد؛ در غیر این صورت، ذهنیت منفی ایجاد خواهد شد. باید با مردم روراست بود، بگوییم چه کارهایی انجام شده، درآمدهای حاصل از عوارض در کجا هزینه شده و چه تغییری در بهبود کیفیت زندگی شهروندان پدید آورده است. اگر خطایی رخ داده، صادقانه عذرخواهی شود و اگر اقدام مؤثری شکل گرفته، مستند و روشن بازگو شود.
خراسان: اعتماد میان مردم و مدیریت شهری در دوره سوم مدیریت شهری تا چه اندازه عمیق بود و سازوکار شکلگیری این اعتماد چگونه طراحی شده بود؟
حامدمقدم: رکن بنیادین شکلگیری آن سرمایه اجتماعی و اعتماد، صداقت بود. زمانی که مدیر شهری وعده میداد پروژهای ظرف ۱۵ ماه به بهرهبرداری میرسد، رأس موعد ۱۵ماهه احداث و تحویل میشد. اگر هم پروژه ای به تاخیر می افتاد ، صراحتا شهردار عذرخواهی می کرد. مردم تحقق وعدهها را با تمام وجود حس و لمس میکردند؛ میدیدند که پلی احداث شده، فرهنگسرایی بنا گردیده یا فضای سبزی ایجاد شده است. وقتی شهروندان بهطور عینی و ملموس میبینند مدیری در تمامی حوزهها برای توسعه و ارتقای شهر در حال تلاش است، این ادراک ملموس مستقیماً به رضایتمندی و در نهایت به اعتماد عمومی بدل میشود.
خراسان: در ادوار مختلف مدیریت شهری و شوراهای اسلامی شهر، کمتر شاهد بروز اختلافات شدید درونشورایی و تسری تنشها به سطح جامعه بودیم. با این حال، در شورای ششم این اختلافات تشدید شده و پیامدهای آن در جامعه کاملاً محسوس و مشهود است؛ رخدادی که متأسفانه سبب شده بسیاری از اقدامات مثبت این دوره نیز زیر سایه این تنشها گم شود. چه تحلیلی از ریشههای این وضعیت دارید؟
حامدمقدم: ریشه این آسیب و در واقع این گره کور را باید در افتادن به ورطه سیاستبازی جستوجو کرد. در آسیبشناسی مدیریت اجرایی کشور، متأسفانه مسئله سیاستبازی و سهمخواهیِ باندی، بسیار پررنگ شده است؛ بهگونهای که افراد، دفاع از منافعِ باند، جناح و طیف خودشان را بر مصلحتِ واقعیِ شهر و مصالح کلان ترجیح میدهند. وقتی که اولویت یک عضو شورا یا یک مدیر، حفظ جایگاه طیف خودش یا غلبه بر طیف رقیب باشد، طبیعی است که شهر و مردم به حاشیه میرود. وحدت شعار نیست؛ وحدت در عمل یعنی وقتی میبینی اختلافی بین همکارانت ایجاد شده، برای حفظ مصلحت مردم کوتاه بیایی. وقتی میبینی دامن زدن به یک تنش، باعث ناامیدی شهروندان میشود، باید جلوی این تنش را بگیری. متأسفانه در شورای ششم، این نگاه کلان شهری جای خودش را به اصطکاکهای درونگروهی داد. مردم هم که هوشمندند؛ مردم وقتی میبینند بهجای این که وقت شورا صرف گرهگشایی از پروژههای عمرانی یا تسهیل امور شهری شود، صرف درگیریهای لفظی و حاشیههای سیاسی شده، طبیعی است که اعتمادشان خدشهدار میشود. بزرگترین هزینه این اختلافات، گم شدن خدمات است. شهرداری و مدیریت شهری، اقدامات خوبی هم انجام داده که متأسفانه زیر سایه همین اخبار منفی و حاشیههایی که خود اعضا ایجاد میکنند، دفن شده است.
خراسان: یکی از انتقادات جدی به دوره مدیریت آقای پژمان، اتفاقاتی بود که در بافت اطراف حرم رقم خورد. طرح وقت نوسازی و بهسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی در این دوره شتاب و جنبه عملیاتی گستردهای به خود گرفت، از دیدگاه منتقدان، این طرح آسیبهای جدی به بافت فرهنگی، اجتماعی و هویتی پیرامون حرم وارد کرد و تبعات حقوقی آن در حوزه حقوق مکتسبه هنوز پابرجاست. پاسخ شما به این نقدها چیست؟
حامد مقدم: نگاه به این موضوع مانند ماجرای نیمهپر و نیمهخالی لیوان است. بیتردید در دوره مدیریت شهری مورد بحث نیز نقدهایی مطرح است که برخی از آنها وارد و برخی دیگر غیرمنصفانه است. ما نیز میپذیریم که پارهای از انتقادات بهجاست. در فعالیتهای اجرایی گسترده، بروز خطاهای سهوی یا مواجهه با پیامدهای پیشبینینشدهای که در مقام اجرا ناگزیر تحمیل میشود، تا یک حد معین طبیعی است و تنها از یک درصدی به بالا غیرطبیعی قلمداد میشود. تصور بنده این است که ایرادات موجود، در همان چارچوب خطای طبیعی اقدامات اجرایی بزرگ میگنجد. اما درباره مصداق بافت پیرامون حرم مطهر، پرسش همیشگی ما از منتقدان این است که طرح جایگزین شما چیست؟ اگر میفرمایید این طرح اشتباه، آسیبزا و ناکارآمد بوده، بفرمایید آلترناتیو و برنامه جایگزین روی زمین چه بود؟ ما که نمیتوانستیم در خلأ تصمیم بگیریم و عمل کنیم. طرح بافت پیرامون حرم مطهر بر این فرض استوار بود که نوسازی و تملک بافتهای فرسوده از طریق مدل اقتصادی خوداتکا و فروش کاربریهای تجاری و اقامتی پیش برود. منتقدان میگویند این مدل تجاریسازی به هویت بافت آسیب زده است؛ بسیار خب، اما آیا دولت حاضر شد بودجهای اختصاص دهد؟ در بسیاری از کشورهای جهان، بازآفرینی بافتهای فرسوده از محل بودجههای عمومی کشور تأمین مالی میشود و نیازی نیست پروژه بار مالی خود را با تراکمفروشی و ساخت مجتمعهای تجاری تأمین کند. نکته مهمتر این که سیاستگذار این طرح، شهرداری نبود، طرح مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری کشور بود و شهرداری در مقام مجری انجام وظیفه میکرد. شهرداری بارها پیشنهاد داد که اعتبارات لازم برای تملکهای سنگین بافت اطراف حرم از محل درآمدهای ملی، نفت و مالیات عمومی تأمین شود، اما چه میزان از این بودجهها توسط دولت پرداخت شد؟ وقتی دولت اعتباری اختصاص نمیدهد، آیا راهکاری جز تأمین مالی از طریق ایجاد کاربریهای اقتصادی باقی میماند؟ در شرایطی که امکان تأمین بودجه از منابع ملی وجود نداشت، مدیریت شهری در مقام تصمیمگیری اجرایی ناچار بود میان گزینههای موجود دست به انتخاب بزند. نشستن در بیرون گود آسان است، اما در میدان عمل باید پاسخ داد که راهکار عملی چه بود؟
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


