انبار خالی و تهدید توخالی
گزارش رسانه هاو اندیشکده های آمریکایی از محدودیت ذخایر موشکی و مهمات سنگین واشنگتن حکایت دارد؛ محدودیتهایی که میتواند بر محاسبات دولت ترامپ برای دور تازه رویارویی نظامی با ایران تأثیر بگذاردنویسنده: عماد سلیمانی
مترجم:
گزارش تازه مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) ، منتشرشده در ۲۳ مهر، بار دیگر محدودیت ذخایر تسلیحاتی واشنگتن را در کانون توجه قرار داده است. محدودیتهایی که این اندیشکده در ارزیابیهای پیشین خود نیز درباره آنها هشدار داده بود. این مرکز در گزارشی به تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۵، شش عامل این وضعیت را بررسی کرده بود؛ از مصرف گسترده موشکها در جنگ با ایران تا مشکلات ساختاری صنعت دفاعی آمریکا. طبق این گزارش، پس از جنگ سرد، کاهش سفارشهای نظامی به ادغام شرکتهای تسلیحاتی آمریکا انجامید و شمار پیمانکاران اصلی هوافضا و دفاعی از ۵۱ شرکت به پنج شرکت رسیده است. همزمان، خطوط تولید برای نیازهای محدود دوران صلح تنظیم شدند، نه تأمین مهمات در یک جنگ طولانی. مهم تر از همه، اولویت یافتن خرید تجهیزات بزرگ بر ذخیرهسازی موشک و مصرف تسلیحات در درگیریهای سالهای اخیر نیز این مشکل را تشدید کرده است.
این اندیشکده در ارزیابی دیگری در ۵ مرداد اعلام کرده بود ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا به کمتر از هزار فروند و رهگیرهای تاد به حدود ۲۵۰ فروند کاهش یافته است. جایگزینی این تسلیحات در کوتاهمدت آسان نیست؛ مسئلهای که با تداوم حملات پهپادی و موشکی ایران میتواند هزینه دفاع از پایگاهها و نیروهای آمریکایی را افزایش دهد.
اکنون گزارش تازه همین اندیشکده در ۲۳ مهر، بُعد دیگری از تنگنای تسلیحاتی واشنگتن را آشکار میکند. در این گزارش آمده است که گرچه آمریکا همچنان ذخایر قابل توجهی از بمبهای نفوذگر دوهزار پوندی دارد، ولی مهمات سنگینتر پنجهزار پوندی با فشار جدی بر موجودی روبه روست. نویسندگان گزارش اعتراف میکنند اغلب انبارهای زیرزمینی موشک و پهپاد ایران از حملات قبلی مصون مانده باشند و اذعان کردهاند که نابودی شماری از تأسیسات بسیار عمیق حتی با مهمات متعارف موجود نیز تضمینشده نیست.
کنار هم قرار دادن این ارزیابیها یک نکته را برجسته میکند. آمریکا برای ورود دوباره به جنگی فرسایشی از جنس نبرد ۴۰روزه یا حتی جنگ ۱۲روزه، با محدودیتهای مهمی روبهروست. چنین جنگی بهویژه در صورت استمرار پاسخهای موشکی ایران، مصرف پیوسته رهگیرها را تحمیل میکند؛ درحالیکه جبران ذخایر به سالها زمان نیاز دارد. البته کاهش مهمات به معنای ناتوانی کامل ارتش آمریکا نیست، اما نشان میدهد واشنگتن نه انگیزه زیادی برای پرداخت هزینه یک درگیری طولانی دارد و نه میتواند محدودیت توان تداوم آن را نادیده بگیرد.
بر این اساس، یک فرض قابل بررسی آن است که واشنگتن در دور تازه درگیری به جای جنگ فرسایشی، حملاتی شدید اما کوتاهمدت را در نظر بگیرد و بکوشد مانع تداوم جنگ شود. تحقق چنین محاسبهای از دو مسیر قابل تصور است.
1 امید بستن به تسلیم فوری ایران یا فروپاشی ساختار سیاسی کشور بر اثر ضربه اولیه است. فرضی که با تجربه درگیریهای گذشته و پیچیدگیهای داخلی ایران و فرهنگ مردم سازگاری ندارد. گرچه ممکن است بنیامین نتانیاهو بار دیگر با ترسیم تصویری غیرواقعبینانه از نتایج حمله، ترامپ را به چنین سناریویی امیدوار کند. بااینحال، اگر واشنگتن از تجربههای پیشین درس گرفته باشد، باید بداند که تسلیم ایران با اتکا به حملات نظامی، ممکن نیست.
2 انجام چند حمله سنگین به برخی تأسیسات هستهای و نظامی و سپس اعلام فوری توقف عملیات از سوی آمریکاست؛ با این امید که ایران نیز از گسترش پاسخ خود صرفنظر کند. اما اعلام یکجانبه پایان عملیات، بهخودیخود پایان جنگ را تضمین نمیکند و اختیار تعیین دامنه و زمان پاسخ ایران را از بین نمیبرد.از همین رو، یکی از مؤلفههای کلیدی بازدارندگی برای ایران، روشن کردن پیامدهای چنین محاسبهای است. ترامپ نباید تصور کند میتواند جنگی را آغاز کند، ضرباتی وارد آورد و سپس بهتنهایی پایان آن را تعیین کند. پیام صریح ایران این است که هر حمله جدید، خطر تشدید درگیری و گسترش جنگ را به همراه خواهد داشت و آغاز دوباره آن، بنبست دیگری برای تحقق اهداف آمریکا خواهد بود. در همین راستا محسن رضایی اعلام کرده بود که نیروهای مسلح برای مقابله با ماجراجویی جدید، طرحی ویرانگرتر از جنگهای ۱۲ و ۴۰روزه آماده کردهاند و تأکید کرد: «طرح عملیاتی جدید ایران، با قواعدی که آن ها میشناسند، پیش نخواهد رفت.» این موضع برای بخشِ خارج شدن جنگ از محاسبات اولیه آمریکا مناسب است. همچنین مهرداد اخلاقی، وزیر جدید دفاع
هشدار داده بود که در صورت تکرار خطای محاسباتی آمریکا و اسرائیل، پاسخ ایران «غافلگیرانه و گسترده» خواهد بود و مسئولیت تبعات منطقهای و بینالمللی آن بر عهده آمریکا و همپیمانانش است.
این اندیشکده در ارزیابی دیگری در ۵ مرداد اعلام کرده بود ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا به کمتر از هزار فروند و رهگیرهای تاد به حدود ۲۵۰ فروند کاهش یافته است. جایگزینی این تسلیحات در کوتاهمدت آسان نیست؛ مسئلهای که با تداوم حملات پهپادی و موشکی ایران میتواند هزینه دفاع از پایگاهها و نیروهای آمریکایی را افزایش دهد.
اکنون گزارش تازه همین اندیشکده در ۲۳ مهر، بُعد دیگری از تنگنای تسلیحاتی واشنگتن را آشکار میکند. در این گزارش آمده است که گرچه آمریکا همچنان ذخایر قابل توجهی از بمبهای نفوذگر دوهزار پوندی دارد، ولی مهمات سنگینتر پنجهزار پوندی با فشار جدی بر موجودی روبه روست. نویسندگان گزارش اعتراف میکنند اغلب انبارهای زیرزمینی موشک و پهپاد ایران از حملات قبلی مصون مانده باشند و اذعان کردهاند که نابودی شماری از تأسیسات بسیار عمیق حتی با مهمات متعارف موجود نیز تضمینشده نیست.
کنار هم قرار دادن این ارزیابیها یک نکته را برجسته میکند. آمریکا برای ورود دوباره به جنگی فرسایشی از جنس نبرد ۴۰روزه یا حتی جنگ ۱۲روزه، با محدودیتهای مهمی روبهروست. چنین جنگی بهویژه در صورت استمرار پاسخهای موشکی ایران، مصرف پیوسته رهگیرها را تحمیل میکند؛ درحالیکه جبران ذخایر به سالها زمان نیاز دارد. البته کاهش مهمات به معنای ناتوانی کامل ارتش آمریکا نیست، اما نشان میدهد واشنگتن نه انگیزه زیادی برای پرداخت هزینه یک درگیری طولانی دارد و نه میتواند محدودیت توان تداوم آن را نادیده بگیرد.
بر این اساس، یک فرض قابل بررسی آن است که واشنگتن در دور تازه درگیری به جای جنگ فرسایشی، حملاتی شدید اما کوتاهمدت را در نظر بگیرد و بکوشد مانع تداوم جنگ شود. تحقق چنین محاسبهای از دو مسیر قابل تصور است.
1 امید بستن به تسلیم فوری ایران یا فروپاشی ساختار سیاسی کشور بر اثر ضربه اولیه است. فرضی که با تجربه درگیریهای گذشته و پیچیدگیهای داخلی ایران و فرهنگ مردم سازگاری ندارد. گرچه ممکن است بنیامین نتانیاهو بار دیگر با ترسیم تصویری غیرواقعبینانه از نتایج حمله، ترامپ را به چنین سناریویی امیدوار کند. بااینحال، اگر واشنگتن از تجربههای پیشین درس گرفته باشد، باید بداند که تسلیم ایران با اتکا به حملات نظامی، ممکن نیست.
2 انجام چند حمله سنگین به برخی تأسیسات هستهای و نظامی و سپس اعلام فوری توقف عملیات از سوی آمریکاست؛ با این امید که ایران نیز از گسترش پاسخ خود صرفنظر کند. اما اعلام یکجانبه پایان عملیات، بهخودیخود پایان جنگ را تضمین نمیکند و اختیار تعیین دامنه و زمان پاسخ ایران را از بین نمیبرد.از همین رو، یکی از مؤلفههای کلیدی بازدارندگی برای ایران، روشن کردن پیامدهای چنین محاسبهای است. ترامپ نباید تصور کند میتواند جنگی را آغاز کند، ضرباتی وارد آورد و سپس بهتنهایی پایان آن را تعیین کند. پیام صریح ایران این است که هر حمله جدید، خطر تشدید درگیری و گسترش جنگ را به همراه خواهد داشت و آغاز دوباره آن، بنبست دیگری برای تحقق اهداف آمریکا خواهد بود. در همین راستا محسن رضایی اعلام کرده بود که نیروهای مسلح برای مقابله با ماجراجویی جدید، طرحی ویرانگرتر از جنگهای ۱۲ و ۴۰روزه آماده کردهاند و تأکید کرد: «طرح عملیاتی جدید ایران، با قواعدی که آن ها میشناسند، پیش نخواهد رفت.» این موضع برای بخشِ خارج شدن جنگ از محاسبات اولیه آمریکا مناسب است. همچنین مهرداد اخلاقی، وزیر جدید دفاع
هشدار داده بود که در صورت تکرار خطای محاسباتی آمریکا و اسرائیل، پاسخ ایران «غافلگیرانه و گسترده» خواهد بود و مسئولیت تبعات منطقهای و بینالمللی آن بر عهده آمریکا و همپیمانانش است.
10 صفحه اول


