آرامش را به خطوط برگردانید!

نویسنده: محمد حقگو

مترجم:


تصور کنید پس از 8 تا 10 ساعت کار فرساینده در ترافیک و هیاهوی مشهد، وارد واگن قطارشهری می‌شوید تا نیم‌ساعت در سکوت یا با ریتم یکنواخت ریل‌ها به خانه برسید. اما به محض بسته شدن درها، سمفونی نخراشیده‌ای از صداهای نامتجانس به پرده گوش‌تان هجوم می‌آورد:
از یک صندلی، صدای خنده‌های جیغ‌مانند یک کلیپ طنز اینستاگرامی با حداکثر ولوم پخش می‌شود؛ دو صندلی آن‌طرف‌تر، مسافری پیام صوتی شریک کاری‌اش را روی اسپیکر گذاشته و با حرارت جواب می‌دهد؛ چند متر جلوتر، صدای رگبار و انفجار یک بازی موبایلی اعصاب کل سالن را نشانه رفته است و ...
این جا واگن قطارشهری است؛ جایی که فضای مشترک تردد شهری، بدون کمترین لکنت یا خجالتی، به «حریم کاملاً خصوصی» چند مسافر بی‌ملاحظه تبدیل شده است.
مسئله تعارف‌بردار نیست: پخش فیلم، ویس و موسیقی بدون هندزفری در محیط بسته واگن، جلوه‌ای عریان از تعرض به حقوق دیگران است. آنچه در خطوط قطارشهری رخ می‌دهد، صرفاً یک «رفتار بد اجتماعی» نیست؛ نوعی «تحمیل سلیقه و فرسایش روانی» است. کسی که بدون هدفون در فضایی محدود میان ده‌ها مسافر خسته، صدای اسپیکر گوشی‌اش را تا آخر باز می‌کند، در واقع این پیام تحقیرآمیز را مخابره می‌کند:«حق من برای سرگرم شدن، بر حق چند ده نفر دیگر برای آرامش داشتن ارجحیت دارد؛ اگر ناراحتید، گوش‌هایتان را بگیرید!»
در حالی که واقعیت روشن است و باید به همان فرد گفت: مسافر کناری شما نه اشتیاقی به شنیدن مکالمات خانوادگی‌تان دارد، نه اداهای فلان بلاگر برایش جالب است و نه رمقی دارد که تتمه اعصابش را خرج ارتعاشات بلندگوی گوشی شما کند.این اتفاقات در شرایطی هر روز تکرار می‌شود که پیشتر، دست‌کم برچسب‌های هشداردهنده بر شیشه‌ها نصب بود؛ هشدارهایی که حداقل پشتوانه روانی برای تذکر محترمانه مسافران به متخلفان ایجاد می‌کرد. اما امروز گویی مدیریت قطارشهری این میدان فرهنگی را به‌کلی خالی کرده است.
اگرچه بخش عمده‌ای از مجاوران و زائران در مشهد به آداب حضور در فضای عمومی پای‌بندند، اما اقلیت بی‌ملاحظه رفتارشان به گونه ای است که سکوت و آسایش عمومی را به گروگان می گیرند. سامان دادن به این وضعیت، نیازمند پروژه‌های پیچیده و بودجه‌های گزاف نیست؛ حداقل کارهای ممکنی که شرکت بهره‌برداری قطارشهری می تواند انجام دهد، این است: 
۱. تابلوها و علایم بصری الزام به استفاده از هندزفری را بازطراحی و احیا کند.
۲. پیام‌های صوتی درون واگن‌ها را با زبانی مؤثر و لحنی بازدارنده به‌طور متناوب پخش کند.
۳. برای عوامل ایستگاهی و راهبرها رویه‌ای مشخص جهت تذکر حرفه‌ای یا استفاده به موقع از سیستم های صوتی قطار تعریف کند.
واگن قطارشهری، ملک شخصی افراد نیست که هرکس بلندگوی قوی‌تری داشت، سهم بیشتری از آرامش دیگران را مصادره کند. بازگرداندن «حق سکوت» به مسافران، ساده‌ترین خدمتی است که مدیریت شهری در ازای بهای بلیت بر عهده دارد.
10 صفحه اول