حمله به گذرگاه ریمدان را نمی‌توان صرفاً یک «حادثه امنیتی» تلقی کرد بلکه تخریب یک توازن منطقه‌ای بود

ردپای آمریکایی در نقطه صفر مرزی

نویسنده: مرتضی سیمیاری

مترجم:

​​​​​​​
حمله انتحاری و مسلحانه به تأسیسات گمرکی و لجستیکی در نقطه صفر مرزی ریمدان، درست در فاصله کوتاهی پس از بازگشایی دیپلماتیک این گذرگاه، واجد نشانه‌شناسی امنیتی آشکاری است که آن را از یک اقدام صرفاً تاکتیکی فراتر می‌برد.این حادثه تروریستی را باید در تقاطع سه لایه تحلیلی درک کرد: نخست، جایگاه ژئواکونومیک ریمدان و گوادر در رقابت قدرت‌های بزرگ. دوم، کارکرد ابزاری بازیگران غیردولتی در چارچوب جنگ نیابتی و سوم، هم‌راستایی فشار ساختاری آمریکا بر ایران از مسیر انسداد کریدورهای زمینی که هر سه لایه دارای در هم تنیدگی با یکدیگر است.
ویژگی بارز این حمله، انتخاب تارگت است، در این عملیات هدف نه یک مقر نظامی صرف، بلکه زیرساخت لجستیکی و تجاری (ساختمان گمرک، کامیون‌ها و تانکرهای سوخت) است که ستون فقرات تبادل اقتصادی مرزی را تشکیل می‌دهد.
همچنین در این ماجرای تروریستی رد دست آمریکایی‌ها را به وضوح می‌توان مشاهده کرد که فرای تلاش آن‌ها برای انسداد مرزی است؛ واشنگتن در سال ۲۰۲۵ مسیر تعمیق حضور اقتصادی در بلوچستان را آغاز کرد که در آن تفاهم‌نامه‌ای به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار برای سرمایه‌گذاری در بخش مواد معدنی حیاتی صورت گرفته است.
 نکته جالب پس از اجرای این قرارداد آن بود که با ارسال نخستین محموله صادراتی به آمریکا در اکتبر همان سال، پیشنهاد توسعه بندر پسنی در بلوچستان، در فاصله حدود ۴۰ کیلومتری گوادر تحت کنترل چین، به عنوان یک گزینه مکمل یا موازنه‌کننده مطرح شده است.
در معادله جدید ضربه به گوادر به جایگاه بندر پسنی اعتبار خواهد داد، در واقع، تهدید امنیتی نه مانع، بلکه موتور محرکه نزدیکی آمریکا و پاکستان می‌شود.حمله به ریمدان را نمی‌توان صرفاً یک «حادثه امنیتی» تلقی کرد، بلکه تخریب یک توازن منطقه‌ای بود. تخریب این توازن، سه هدف را همزمان پیش می‌برد: قطع شریان تجاری جایگزین ایران، تضعیف حاکمیت پاکستان در کمربند ساحلی و افزایش هزینه‌های چین برای حفظ گوادر، ابزار این عملیات، یک بازیگر تروریستی بود که با انتخاب هوشمندانه اهداف غیرنظامی–تجاری، بیشترین اختلال را با کمترین نشانه از دخالت مستقیم دولت‌ها ایجاد کرد. 
البته بازی در بلوچستان پاکستان دارای پیچیدگی‌های ویژه‌ای نیز هست؛ آمریکا به دنبال موازنه گوادر و دسترسی به مواد معدنی است؛ بازیگران غیردولتی به دنبال بی‌ثبات‌سازی و استقلال‌خواهی هستند و پاکستان میان نیاز به امنیت مرزی و وابستگی اقتصادی به غرب و چین گرفتار شده است.در این هندسه، هر ضربه به ریمدان، به طور همزمان به نفع چند لایه از این منافع متناقض عمل می‌کند، این همان ویژگی متمایز جنگ نیابتی در عصر رقابت‌های جدید است!
10 صفحه اول