دختر20 ساله چگونه طعمه ها را به دام می انداخت؟

ماجرای تکان دهنده تبهکاران مخوف درباغ ویلا!

نویسنده: سیدخلیل سجادپور

مترجم:

​​​​​​​

اعضای یک باند تبهکاری مخوف که با طعمه قراردادن دختری جوان،مردکهنسالی را درون باغ ویلا با دست وپاهای بسته رها کرده و علاوه برسرقت لوازم و خودرو،با برداشت یک میلیارد ریال ازحساب بانکی او،تریاک خریده بودند درحالی به چنگ کارآگاهان پایگاه شمال پلیس آگاهی مشهد افتادند که ماجرای تکان دهنده ای را رقم زده اند.
به گزارش اختصاصی خبرنگار ارشد روزنامه خراسان ،چند روزقبل مرد 60 ساله ای که خود را ازمرگ نجات داده بود به پلیس آگاهی مراجعه کرد و پرده از رازمخوف یک باند تبهکاری برداشت.
این مردکه مدعی بود بعد ازبازنشستگی با خودروی سواری مسافرکشی می کند به تشریح یک ماجرای تکان دهنده پرداخت وگفت:چند روز قبل درمنطقه قاسم آباد مشهد دختری جوان را سوارکردم تا به مقصد برسانم اما او درطول مسیربا بیان سختی های زندگی اش گفت:من دختری بی کس و بی پناه هستم.پدرم معتاد است و مدام مرا کتک می زند. او با این جملات احساسی به من پیشنهاد ازدواج موقت داد. من هم وقتی اورا به منزلش دربولوارتوس رساندم برای دیداری مجدد و گفت وگو قرارگذاشتم تا این که عصر دهم آبان دوباره او را سوارکردم و به باغ ویلا بردم تا باهم گفت وگوکنیم. اما ناگهان3جوان که چاقو و قمه دردست داشتند ازروی دیوار به داخل باغ پریدند و به سوی من هجوم آوردند. آن ها به شدن کتکم زدند و سپس با بستن دست ها وپاهایم به صندلی درون پذیرایی ،لوازم خانه مانند جارو برقی وتلویزیون را داخل خودروی خودم گذاشتند.  بعد هم به زور وتهدید کارت بانکی و رمز آن را از من گرفتند و سوار برخودرو متواری شدند.
گزارش خبرنگارارشد روزنامه خراسان حاکی است: به دنبال اعلام این شکایت و با توجه به اهمیت وحساسیت جرایم مهمه دراستان خراسان رضوی ،بلافاصله سردارنگهبان (سکاندارامنیت سرزمین خورشید)وارد عمل شد ودستورهای ویژه ای را برای شناسایی هرچه سریعتر اعضای این باند تبهکاری صادرکرد.با این دستورانتظامی ،وبا نظارت مستقیم سرهنگ جوادبیگی(رئیس پلیس آگاهی مشهد)چندگروه عملیاتی ازکارآگاهان پایگاه شمال ماموریت یافتند تا به بررسی تخصصی وکنکاش های اطلاعاتی بپردازند. به همین خاطرگروه های عملیاتی با هدایت سرهنگ تاج بخش(رئیس پایگاه شمال پلیس آگاهی)به تحلیل های کارشناسی ماجرا پرداختند وسپس فعالیت های پلیسی را درچند شاخه عملیاتی و اطلاعاتی آغاز کردند. طولی نکشید که یکی ازگروه های گشت نامحسوس ازبولوار شاهنامه به فردی مظنون شدند و او را درارتباط با جرمی دیگر متوقف کردند اما وقتی گوشی تلفن وی مورد واکاوی قرارگرفت تصویری از مرد بازنشسته با دست وپاهای بسته نمایان شد که زورگیران مخوف هنگام ارتکاب جرم از وی گرفته بودند.
با همین تصویر،بی درنگ گروه های عملیاتی به سرپرستی ستوان علی شفیعی(افسرپرونده)تحقیقات نامحسوس را ادامه دادند و موفق شدند خیلی زود همه اعضای این باند خطرناک را شناسایی کنند. 
طولی نکشید که مخفیگاه های متهمان با دستورهای قاطع قضایی به محاصره درآمد و کارآگاهان زبده پلیس آگاهی درچند عملیات همزمان ،4 عضواین باند تبهکاری را به دام انداختند و به مقرانتظامی انتقال دادند.
«ر-ب» دخترجوانی که مرد 60 ساله را با عشوه های زنانه به باغ کشانده بود با بیان این که فقط شیره تریاک مصرف می کند ،درباره جزئیات این حادثه وحشتناک گفت: یارو را من پیدا کردم و به دیگراعضای باند پیشنهاددادم تا تهدیدش کنیم وازاو پول بگیریم چون خیلی «هَوَل» بود! به همین خاطر من ابتدا موضوع را به دوست پسرم «ع-ج»گفتم و قرارشد او را تهدید کنیم . یک شب با دوچرخه دور وبرمحل بودم که «ع»زنگ زد وگفت:بیا بنگاه املاک پدرم تا مواد مصرف کنیم. وقتی آن جارفتم دیگردوستان«ع»هم آمدند و درهمان جا نقشه زورگیری را برنامه ریزی کردیم. قرارشد من ابتدا به داخل خودرو بروم و ازطرف عکس و فیلم بگیرم چرا که «وحید»(یکی ازاعضای باند)مدعی بود برای دستبرد به طلا فروشی خودرو لازم داریم! او می گفت:اگرطلافروشی ...را سرقت کنیم،من فردی را می شناسم که ما را ازمرزترکیه عبور بدهد ولی هیچ کدام ازما رانندگی بلد نبودیم. به همین خاطر «مهدی»را هم شریک کردیم تا رانندگی را به عهده بگیرد! بعد ازاین ماجرا من با مرد60ساله به داخل باغ ویلا رفتم و3 عضو دیگر پشت سرما آمدند و درعرض چند دقیقه دست و پاهای او را بستیم و کارت بانکی را با رمزش از او گرفتیم که درحساب بانکی اش فقط 150میلیون تومان بود.  سپس لوازم داخل منزل را هم درون خودروی پیرمرد گذاشتیم و سوار برخودروی او فرارکردیم. ولی «وحید»با برداشت صد میلیون تومان از یکی ازآشناهایش تریاک خرید. با این وجود به من سهمی ندادند چون دختر بودم!
وی درباره سرقت های دیگر نیز گفت:حدود یک ماه قبل یک گوشی گرانقیمت را درون یک خودروی دربستی پیدا کردم ودرکوی امام هادی (ع) فروختم.
بنا برگزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان ،«وحید»یکی از اعضای این باند تبهکاری نیزباپذیرش اتهامات خودگفت:من به اصرار «علی»،مهدی و ریحانه وارد این ماجرا شدم و همه ما چاقو داشتیم.وقتی ریحانه با پیرمرد به درون باغ رفتند ما هم دست وپاهایش را بستیم و رمزکارت بانکی را هم من از او گرفتم.
«علی»نیزگفت:من باریحانه دوست بودم چرا که او با مادرش تنها زندگی می کند و باهم شیره تریاک مصرف می کنیم. وقتی او گفت قراراست با پیرمرد به باغ برود همه باهم نقشه زورگیری را کشیدیم که این حوادث رخ داد اما تصور نمی کردیم به همین راحتی پلیس بتواند مار ا شناسایی کند.«مهدی» عضو دیگر این باند نیز اعترافات همدستانش را تایید کرد و گفت:همگی باهم برای خرید موادمخدر به منطقه خواجه ربیع رفتیم و آن را تقسیم کردیم.این گزارش حاکی است:تحقیقات کارآگاهان پایگاه شمال پلیس آگاهی با دستورهای ویژه قضایی برای ریشه یابی دیگرجرایم احتمالی اعضای این باند مخوف تبهکاری همچنان توسط افسرپرونده ادامه دارد و فیلم این ماجرا نیز در صفحه اینستاگرامی «حادثه جو» منتشر شده است.
10 صفحه اول