سکوت ناخواسته و بنبست درادای کلمات
به مناسبت روزجهانی اختلالات رشدی زبان؛ چالشی پنهان که آینده تحصیلی واجتماعی کودکان را تهدید میکندنویسنده: فاطمه ملک زاده | روزنامه نگار
مترجم:
اختلالات رشدی زبان یکی ازشایعترین موانع رشد شناختی درکودکان است که علیرغم سلامت کامل اندامهای بینایی و شنوایی، توانایی درک مفاهیم و برقراری ارتباط مؤثر را مختل میسازد. براساس آمارهای معتبربالینی، حدود ۵ تا۱۰درصد ازکودکان پیش از ورود به مدرسه یا دردوران ابتدایی با این معضل پنهان دستوپنجه نرم میکنند.
این سکوت ازکجا شروع میشود؟
زبان، شالوده اصلی ابرازاحساسات، اندیشهها وتعاملات اجتماعی درجوامع انسانی است. وقتی فرآیند رشد زبانی طبق روال طبیعی پیش نمیرود،کودک نخستین شکستهای ارتباطی خود را تجربه میکند.دردوران پیشدبستانی(۳ تا ۵ سالگی)، این مسئله اغلب درقالب مشکلات زبانی درکی(ناتوانی درفهم جملات مادری)، مشکلات بیانی (محدودیت دایره واژگان وضعف درجملهسازی) یا شکل ترکیبی این دوخود را نشان میدهد. با ورود به دبستان وگروه سنی۶ تا۱۲سال، طیف وسیعتری نظیراختلالات صدای گفتار(تلفظ نادرست حروف)، اختلال کیفیت صدا، مشکلات ارتباطی-شناختی و ناروانی یا لکنت زبان بروز پیدا میکند که همگی مانع جدی برای پذیرفتهشدن کودک درجمع همسالان محسوب میشوند.
پیوند مستقیم کلمات و نمرات کارنامه
مهارت های گفتاری تنها برای صحبت کردن روزمره نیستند؛ یادگیری مدرسهای برپایه فهم، پردازش کلامی و مشارکت فعال درکلاس بنا شده است.
دانشآموزی که زبان دریافتی ضعیفی دارد، صورتمسئلههای آموزشی را درک نمیکند و آن دسته ازکودکانی که دچارنقص دربیان هستند، امکان پاسخگویی به پرسشهای معلم را از دست میدهند. این چرخه ناکامی، افت شدید توجه وتمرکز درکلاس درس را درپی دارد. پیامد نهایی چنین شرایطی، افت ملموس عملکرد تحصیلی، انزوای اجتماعی و تخریب اعتمادبه نفس است.درپارهای موارد، برخی کودکان برای جبران این حس نادیدهگرفتهشدن وجلب توجه محیط، به رفتارهای نابهنجار وپرخاشگرانه پناه میبرند.
معلم و پدر و مادرچطورکنارهم قرار بگیرند؟
کلیدرهایی کودک از این بحران، پیوند راهبردی میان محیط خانه و مدرسه است. مطابق استانداردهای سلامت و آموزش، این دسته ازکودکان باید حمایتهای سازمانیافته دریافت کنند. خانوادهها به واسطه شناخت عاطفی عمیقتر از الگوهای رفتاری کودک، مهمترین منبع اطلاعاتی برای مربیان به شمارمیآیند. ازسوی دیگر، کادر مدرسه میتواند با برگزاری کارگاههای هدایتی برای اولیا و تشکیل جلسات منظم پایش، مسیر مداخله گفتاردرمانی را تسهیل کند. تدوین برنامههای آموزشی مبتنی بربازی، پرهیز از برچسبزنی و تشویق هدفمند حتی کوچکترین پیشرفتهای کلامی، فضای امنی میسازد که انگیزه کودک را برای ادامه درمان زنده نگه میدارد.
حالا باید چه کنیم؟
اختلال رشد زبان، تنبلی ذهنی یا نافرمانی کودک نیست، بلکه یک وضعیت بالینی نیازمند مداخله زودهنگام است. درمواجهه با علایمی نظیر لکنت، تاخیردرجملهبندی یا ناتوانی درپیگیری دستورات ساده، نباید به امید «بزرگ شدن و حل خودبهخودی مشکل» فرصت طلایی درمان را هدرداد. رجوع بیدرنگ به آسیبشناسان گفتار و زبان (گفتاردرمانگران) و پرهیز از مقایسه با سایر همسالان، مهمترین گامی است که والدین و مربیان باید برای نجات اعتمادبهنفس و ساختن آینده اجتماعی فرزندان خود بردارند.
این سکوت ازکجا شروع میشود؟
زبان، شالوده اصلی ابرازاحساسات، اندیشهها وتعاملات اجتماعی درجوامع انسانی است. وقتی فرآیند رشد زبانی طبق روال طبیعی پیش نمیرود،کودک نخستین شکستهای ارتباطی خود را تجربه میکند.دردوران پیشدبستانی(۳ تا ۵ سالگی)، این مسئله اغلب درقالب مشکلات زبانی درکی(ناتوانی درفهم جملات مادری)، مشکلات بیانی (محدودیت دایره واژگان وضعف درجملهسازی) یا شکل ترکیبی این دوخود را نشان میدهد. با ورود به دبستان وگروه سنی۶ تا۱۲سال، طیف وسیعتری نظیراختلالات صدای گفتار(تلفظ نادرست حروف)، اختلال کیفیت صدا، مشکلات ارتباطی-شناختی و ناروانی یا لکنت زبان بروز پیدا میکند که همگی مانع جدی برای پذیرفتهشدن کودک درجمع همسالان محسوب میشوند.
پیوند مستقیم کلمات و نمرات کارنامه
مهارت های گفتاری تنها برای صحبت کردن روزمره نیستند؛ یادگیری مدرسهای برپایه فهم، پردازش کلامی و مشارکت فعال درکلاس بنا شده است.
دانشآموزی که زبان دریافتی ضعیفی دارد، صورتمسئلههای آموزشی را درک نمیکند و آن دسته ازکودکانی که دچارنقص دربیان هستند، امکان پاسخگویی به پرسشهای معلم را از دست میدهند. این چرخه ناکامی، افت شدید توجه وتمرکز درکلاس درس را درپی دارد. پیامد نهایی چنین شرایطی، افت ملموس عملکرد تحصیلی، انزوای اجتماعی و تخریب اعتمادبه نفس است.درپارهای موارد، برخی کودکان برای جبران این حس نادیدهگرفتهشدن وجلب توجه محیط، به رفتارهای نابهنجار وپرخاشگرانه پناه میبرند.
معلم و پدر و مادرچطورکنارهم قرار بگیرند؟
کلیدرهایی کودک از این بحران، پیوند راهبردی میان محیط خانه و مدرسه است. مطابق استانداردهای سلامت و آموزش، این دسته ازکودکان باید حمایتهای سازمانیافته دریافت کنند. خانوادهها به واسطه شناخت عاطفی عمیقتر از الگوهای رفتاری کودک، مهمترین منبع اطلاعاتی برای مربیان به شمارمیآیند. ازسوی دیگر، کادر مدرسه میتواند با برگزاری کارگاههای هدایتی برای اولیا و تشکیل جلسات منظم پایش، مسیر مداخله گفتاردرمانی را تسهیل کند. تدوین برنامههای آموزشی مبتنی بربازی، پرهیز از برچسبزنی و تشویق هدفمند حتی کوچکترین پیشرفتهای کلامی، فضای امنی میسازد که انگیزه کودک را برای ادامه درمان زنده نگه میدارد.
حالا باید چه کنیم؟
اختلال رشد زبان، تنبلی ذهنی یا نافرمانی کودک نیست، بلکه یک وضعیت بالینی نیازمند مداخله زودهنگام است. درمواجهه با علایمی نظیر لکنت، تاخیردرجملهبندی یا ناتوانی درپیگیری دستورات ساده، نباید به امید «بزرگ شدن و حل خودبهخودی مشکل» فرصت طلایی درمان را هدرداد. رجوع بیدرنگ به آسیبشناسان گفتار و زبان (گفتاردرمانگران) و پرهیز از مقایسه با سایر همسالان، مهمترین گامی است که والدین و مربیان باید برای نجات اعتمادبهنفس و ساختن آینده اجتماعی فرزندان خود بردارند.
10 صفحه اول


